خوزستان سالهاست که هزینهی پراکندگی را میپردازد . پراکندگی در مطالبه، تصمیمسازی و قدرت اجتماعی در این سرزمین اقوام گوناگون قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند.اما کنار هم بودن زمانی میتواند به یک سرمایهی واقعی برای توسعه تبدیل شود که از سطح همزیستی عبور کرده و به همافزایی برسد.
این تفاوتی کوچک در واژههاست اما فاصلهی میان یک جامعهی صرفا متکثر و یک جامعهی توسعهیافته را رقم میزند.خوزستان از نظر قومی، فرهنگی و اجتماعی یکی از متنوعترین پهنههای ایران است. عرب، بختیاری، لر، فارس، دزفولی، شوشتری ، بهبهانی ، ترک قشقایی و سایر اقوام این استان هرکدام بخشی از حافظه، فرهنگ، اقتصاد و هویت خوزستان را ساختهاند.
این تفاوتها نباید به خطوطی برای جدا کردن مردم تبدیل شود بلکه باید به شبکهای از ظرفیتهای مکمل تبدیل گردد
جامعهای که تنوع دارد اگر این تنوع را مدیریت نکند،ممکن است گرفتار رقابت بر سر منابع محدود شود اما اگر آن را درست سازمان دهد همین تنوع میتواند به موتور توسعه تبدیل شود
مسئلهی خوزستان دقیقاً همینجاست …












