
به گزارش خبرفوری تبلیغاتی که زمانی عمدتا به فروش خودرو، لوازم خانگی گرانقیمت یا واحدهای مسکونی اختصاص داشتند، اکنون دامنهای بسیار گستردهتر پیدا کردهاند؛ از تلفن همراه و پوشاک تا مواد غذایی، گوشت، مرغ، برنج و کالاهای مصرفی روزانه.
افزایش چشمگیر بیلبوردها و تبلیغات دیجیتالِ وعدهدهنده خرید قسطی، فقط نشانه تغییر روش بازاریابی نیست؛ تصویری فشرده از تغییری عمیقتر در اقتصاد خانوار ایرانی است. در این تصویر، خانوادهای دیده میشود که درآمد ماهانهاش دیگر الزاما برای تأمین نیازهای همان ماه کافی نیست و بخشی از هزینه امروز را به درآمدهای نامعلوم فردا منتقل میکند.
از خودرو تا مرغ قسطی
خرید اقساطی در ایران پدیده تازهای نیست. سالها خودرو، خانه یا لوازم خانگی از طریق چک، وام و اقساط خریداری میشدند. چنین خریدهایی معمولا با مفهوم «سرمایهگذاری»، ارتقای رفاه یا دستکم خرید یک کالای بادوام گره خورده بود. خانواده ممکن بود چند سال قسط بدهد تا صاحب خودرو شود؛ کالایی که هم وسیله رفتوآمد بود و هم در بسیاری از دورهها ارزش دارایی خود را حفظ میکرد.
اما آنچه امروز حساسیتبرانگیز شده، انتقال منطق اقساط از کالاهای بادوام به سفره روزانه است. وقتی گوشت، مرغ، برنج، روغن یا حتی خریدهای کوچک خانوار در فهرست کالاهای قسطی قرار میگیرند، موضوع دیگر صرفا «تنوع در شیوه پرداخت» نیست. این وضعیت میتواند نشانه کاهش قدرت خرید نقدی و دشوارتر شدن تأمین هزینههای پایه باشد.
در واقع، جامعهای که پیشتر برای دستیابی به خودرو قسط میداد، اکنون در بخشی از بازار ناچار است برای خرید پروتئین و مایحتاج روزمره نیز به اعتبار، خرید مدتدار یا پرداخت چندمرحلهای تکیه کند. تفاوت این دو نوع خرید مهم است: خودرو ممکن است سالها مورد استفاده قرار گیرد، اما مرغ و گوشت، پیش از آنکه نخستین قسط پرداخت شود، مصرف شدهاند.
بازار اعتبار؛ راهحل کوتاهمدت، فشار بلندمدت
رواج خرید اقساطی برای بسیاری از خانوادهها در کوتاهمدت یک راهحل عملی است. امکان تقسیم مبلغ خرید، بهویژه در دورههایی که قیمتها پیوسته تغییر میکنند، فشار پرداخت نقدی را کاهش میدهد. فروشندگان و پلتفرمهای اعتباری نیز از این تقاضا سود میبرند: فروش بیشتر، جذب مشتری تازه …








