
احسان شریعتی در یادداتی با عنوان «نعل وارونه» نوشت: در بحبوحه جنگ و محاصره و تحریم کشور از بیرون و بحران معیشتی که علاوه بر عامل خارجی، پیامد نوعی سیاستگذاری کلان و مدیریت اقتصاد کشور، بهویژه در دوران پس از جنگ هشتساله بوده است، جستوجوی مقصر و «سپر بلا» و نیافتن دیواری کوتاهتر از گفتمان عدالتطلبی روشنفکران منتقد و یقه شریعتی را گرفتن، مانند نماد ملی و مذهبیِ همچنان زنده آن گفتمان و شگردِ «به کوچه چپ زدن»، دقیقا مصداق همان وارونهزدن نعل به قصد گمکردن نشان اسب یکهتازان مسئول نظم سابق و وضع لاحق است و سر کار گذاشتن مردمان و «راندنشان به سمت ناکجاآباد». در این جدال نمادین با نمادها مواجه هستیم، همچنان که «شاندل» شخصیت نمادین ساخته علی شریعتیمزینانی بود.
مثال مشابه این معرکه در این مردادماه نمادین، مورد مصدق است که آمدهاند و فرمودهاند که نه قدرت خارجی، بلکه دکتر خود در ۲۸ مرداد ۳۲ با تمرد از دستور شاهی که مطابق قانون اساسی وقت قرار بود پس از 14 مرداد 1285، فقط سلطنت کند و نه حکومت، کودتا کرده است. و اما دلیل این عطف توجه اغراقآمیز و این حجم از واکنشها، با وجود همه درشتیها، بهدرستی همین دلالت عینی و اکنونی-اینجایی آن گفتمان انتقادی از نظم یا بینظمی اقتصادی-سیاسی است که به وضع و بحران کنونی انجامیده و همچنان آبستن برشوراندن جامعه است. مگر گفتمان شریعتی در جوانی با این نقل از اباذر شروع نمیشد که «در شگفتم از کسی که در خانهاش نانی نمییابد و با شمشیر آختهاش بر مردم نمیشورد؟».
پس مسئول بروز اینگونه خشونتها نه مسببان بحران معیشت و گرسنگی، بلکه خود «انسان شورشی» است؛ و یکی از روشهای از اسب و سپر انداختن حریف، به جای نقد نظر به شیوه «انظر الی ما قال»، یقه شخص را گرفتن و فحاشی و تخطئه شخصیت اوست (Ad Hominem).
و از آنجا که در سالهای اخیر استفاده از این روش مغالطه منطقی رواج فراوان یافته و بهطور کلی همزمان با گرایشی در جامعه به سمت ادب و فرهنگ پوپولیستی فاشیستی و... از این شیوه بهویژه در فضای مجازی بسیار استقبال میشود؛ شبحی از شریعتی که پیشتر با جعل و نقل منظم و سازمانیافته قولهایی موهوم و جملاتی موهن آماج تمسخر و استهزا بود، این بار در سطحی گسترده مورد کینتوزی چپهراسانه واقع میشود.
اما …






