
به گزارش خبر فوری، نام 28 مرداد همیشه با کودتای وسیع و پیچیده علیه دولت ملی مصدق گره خورده است. برخی گمان دارند که این کودتا حادثه ای است مربوط به گذشته. اما تحلیلگران دقیق به خوبی می دانند که تاثیرات این حادثه فراتر از تاریخ است و تا امروز نیز ادامه دارد. بی راه نیست اگر وضعیت فعلی کشور و دشمنی بزرگ تهران و واشنگتن را معلول حوادث پس از 28 مرداد بدانیم. کودتای آمریکایی – انگلیسی 28 مرداد، عزل مصدق، اعدام حسین فاطمی، آغاز دورۀ ساواک و سرکوب، همه و همه سبب کاشته شدن عداوتی عمیق در وجود مردم ایران گردید؛ عداوتی نسبت به آمریکا و غرب که تا امروز نیز ادامه دارد و صد البته که اقدامات رخ داده توسط آمریکا در این سال ها، از تحریم، ترور گرفته تا جنگ نیز همه و همه در شکل گیری این وضعیت و کورتر شدن گره دیپلماتیک نقش داشته است.
اما چرا 28 مرداد رخ داد؟ فلسفه تاریخ می تواند به این مساله پاسخ دهد. بسته به دیدگاهی که در فلسفه تاریخ به آن تعلق خاطر داشته باشیم، پاسخ ما به این پرسش متفاوت است. حداقل دو پاسخ به کلی متفاوت و حتی متناقض به این مساله داده می شود؛ دو پاسخی که معلول فلسفۀ متفاوتی است که دانشمند، مورخ یا تحلیلگر به آن تعلق خاطر داشته باشد: الف. دیدگاه توماس کارلایل: اصالت حادثه یا امکان
توماس کارلایل، مورخ بریتانیایی قرن 18 میلادی در کتاب مشهور خود، (Heroes and Hero-worship) تاکید دارد که «تاریخ جهان چیزی جز زندگینامه مردان بزرگ نیست». به باور او، این قهرمانان (از پیامبران و شاعران تا پادشاهان و انقلابیون) هستند که با بینش و اراده خود، مسیر تاریخ را رقم می زنند و توده مردم باید آنها را بپرستند و رهبری شان را بپذیرند. در واقع، کارلایل معتقد است حوادث، رویدادها و به خصوص تصمیمات قهرمانان است که تاریخ را شکل می دهد و چنین نیست که قواعدی پیشینی و ضروری بر حرکت تاریخ حکمفرما باشد. به همین دلیل، می توان تاریخ را امری «امکانی» (Contingent) دانست. برای مثال، اینکه فرانسه در قرن 19 و پس از انقلاب، تبدیل به یک امپراتوری شود نه امری ضروری و پیشنی بلکه امری امکانی بود که می توانست رخ ندهد و اگر رخ داده فقط به دلیل اراده قهرمانانی مثل ناپلئون بوده است. به بیان دیگر، اگر ناپلئون در قرن 18 و 19 به دنیا نمی آمد، تاریخ مسیری دیگر را می پیمود. چنین …








