این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
چند روز قبل زوج جوانی به یک کلانتری در غرب تهران رفته و خواهان پیدا کردن فرزندشان شدند. زن جوان به افسر نگهبان گفت: «دو سال قبل ازدواج کردم و ناخواسته باردار شدم، وقتی پسرم به دنیا آمد از آنجا که وضع مالیمان بسیار بد بود و توانایی تأمین هزینههای بچه را نداشتیم و نمیتوانستیم بهخوبی از او نگهداری کنیم بچه بیمار و رنجور شده بود.
در این میان یکی از همسایههایم به نام مینا پیشنهاد داد برای نجات بچه از این وضعیت او را به یک خانواده دیگر بسپاریم. بعد هم گفت، یک نفر را میشناسم که وضع مالی خوبی دارد و خودشان بچهدار نمیشوند. میتوانی بچهات را به آنها بدهی و حتی برای این کار پول هم بگیری. اما من که فقط میخواستم شرایط و آینده بچهام بهتر باشد قبول کردم بچه را به آن خانواده بدهم و در ازای این کار هیچ پولی هم دریافت نکردم.» …












