
محمد محمودی، فعال رسانه ای و دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشت: ۱- نمی دانم از چه زمانی و توسط چه کسی یا چه جریانی، «صلح» در جمهوری اسلامی ایران به تابو تبدیل شد، ولی اینکه کار بجایی برسد که حتی تعبیر «صلح شرافتمندانه» هم در یک نظام اسلامی مبتنی بر سیره نبوی(ص)، تحمل نمی شود، این امری فرآتر از یک تابوی رسانه ای و نشانه ای از یک انحراف جدی برای تحمیل مسیر آینده به جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری جدید است.
۲- مهم ترین علت تابو شدن صلح در افکار عمومی، رویکرد نامناسب رسانه ای کشور نسبت به تبیین صلح و آشتی های رسول اکرم(ص) است. اتفاق بسیار نامبارکی که بستر مناسبی را برای طرح این اتهام تاریخی فراهم ساخته که اسلام فقط «آیین جنگ و دشمنی» است و حتی «صلح شرافتمندانه» هم در آن محلی از اعراب ندارد!.
۳- توضیح چیستی، چرایی و چگونگی دوری ما از سیره نبوی(ص) نه در بضاعت این قلم است و نه مجال این مقال. ولی فقط برای اینکه باب صحبتی باز شده باشد از تمام منتقدان مفاد تفاهم نامه امضاء شده توسط روسای جمهور ایران و آمریکا، یک تقاضای کوچک دارم که با همان عینک ضد صلح شرافتمندانه، مفاد صلحنامه حدیبیه را هم بررسی و نقد کنند و در نهایت به این پرسش تاریخی، پاسخ دهند که آیا صلح پیامبر(ص) هم از نگاه جنگ طلبان امروز، شرافتمندانه بوده یا خدای نکرده، نبوده است؟!.
۴- برای اینکه کار دوستان منتقد صلح شرافتمندانه امروزی هم راحتتر شود مفاد صلحنامه حدیبیه را عیناً در پی می آورم:
«این است آنچه که محمد بن عبدالله و سهیل بن عمرو بر سر آن صلح کردند:
- آنان توافق کردند که جنگ به مدت ده سال متوقف شود، به گونهای که مردم در این مدت در امان باشند و یکدیگر را آزار ندهند. در این مدت نه خیانت روا باشد و نه دسیسهگری. میان ما (دو طرف) دلهایی پاک و محفوظ خواهد بود.
- هر کس که بخواهد در پیمان و عهد محمد وارد شود، میتواند چنین کند، و هر کس که بخواهد در پیمان و عهد قریش وارد شود نیز میتواند چنین کند.
- هر کس از قریش بدون اجازه ولیّ خود نزد محمد بیاید، محمد باید او را بازگرداند. …











