
طی دو سه روز گذشته، دعوای علی کریمی، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران، با طرفداران رضا پهلوی و گروه سلطنتطلبان بهشدت بالا گرفت و در نهایت، ساعاتی پیش علی کریمی که دستکم در رسانهها و فضای مجازی یک سلطنتطلب به حساب میآید، اعلام کرد: «از این لحظه به بعد از هیچ شخص یا حزب سیاسی حمایت نمیکنم.»
وقتی دوران فوتبال و سپس زندگی کریمی در زمان مربیگری و حتی باشگاهداری را نگاه میکنیم، این وضعیت قابل درک میشود. در واقع، این همان چیزی است که فارغ از مسائل سیاسی و دلیل دعوای کریمی با سلطنتطلبان، انتظار میرفت روزی بالاخره رقم بخورد. وقتی به سالهای گذشته نگاه میکنیم، کمتر کسی را پیدا میکنیم که علی کریمی مدتی به او نزدیک بوده باشد و این نزدیکی به درگیری و قهر ختم نشود. لگد به ساک دکتر تیم در جام جهانی
یکی از آیکونیکترین تصاویر باقیمانده از دوران فوتبال علی کریمی، لحظهای در جام جهانی ۲۰۰۶ است که برانکو ایوانکوویچ او را در بازی مقابل تیم ملی پرتغال تعویض کرد و کریمی، هنگامی که از زمین بازی خارج شد، با لگد به وسایل پزشک تیم ضربه زد و در قاب دوربین عکاسان ماندگار شد.
برای کسانی که آن زمان فوتبال را مو به مو دنبال کرده بودند، این اتفاق شگفتانگیز نبود؛ چراکه میدانستند کریمی پیش از این با بسیاری از مربیان در فوتبال داخلی به مشکل خورده بود.
شورشگری علی کریمی البته خیلی قبلتر از اینها مشخص شده بود؛ وقتی در سال ۷۷ و اوایل دوران حضورش در تیم ملی، در بازی مقابل ویتنام با مشت داور ژاپنی را نقش بر زمین کرد و یک سال محروم شد. وقتی که برگشت، هیچ تغییری نکرده بود. او پدیده فوتبال ایران بود که غیرقابلکنترل به نظر میرسید.
بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶، علی کریمی چند جنجال بزرگ را پشت سر گذاشته بود؛ درگیری با علی دایی که جرقهاش از یک مسابقه جام رمضان زده شده بود و همینطور به مشکل خوردن با امیر عابدینی، مدیرعامل پرسپولیس. تازه به این فهرست، قهر او از تیم ملی به دلیل دلخوری از محمد دادکان، پیش از بازیهای آسیایی بوسان ۲۰۰۲، را هم میشود اضافه کرد.
در ایام مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶، به نظر میرسید برانکو کسی است که میتواند با کریمی بسازد، اما آن لگد معروف در بازی مقابل پرتغال نشان داد از دست پروفسور هم کاری ساخته نیست. کیروش، قطبی، دوباره دایی …












