توصیه میکنم تاریخ بخوانید و ببینید در روزگاری که گفتمان رهبر شهید بر «پیشرفت و عدالت» تمرکز داشت، چه کسانی دنبال برندسازی از خود با «تکنوکرات حزباللهی» و «رضاخان حزباللهی» بودند و دقیقا بر خلاف رهبری، پیشرفت را بر عدالت مقدم میدانستند؟
یا به فتنه ۸۸ بروید و ببینید چه اشخاص و جریاناتی پس از «منع کاندیداتوری در انتخابات»، در دوران «این عمار» رهبر مظلوم شهید، جایی امنتر از وسط لحاف پیدا نکردند؟ کدام شخص و جریان، با سیاستی که نام آن را «میانهروی» گذاشته بود، «مقصر» اغتشاش و فتنهگری پس از انتخابات را «هر دو طرف» دانست؟ چه کسی در اولین روزهای فتنه، قانون انتخابات را «نیازمند بازنگری» خواند و معتقد بود «با در اختیار قرار دادن فرصت برای همه» باید صحبت «دو طرف» شنیده شود؟ چه کسی در روزهایی که رهبر شهید انقلاب نظام را در لبه پرتگاه توصیف میکردند، فتنه را چیزی در حد «ابهام انتخاباتی» خواند؟ کدام مسئولان چند روز پس از مواضع قاطع و شفاف رهبر شهید انقلاب در آن نماز جمعه تاریخی، با ادبیات براندازان همراه شد و حوادث پس از انتخابات را نتیجه «افراطی گری» خواند؟ چه کسی معتقد بود باید بین «معترضان» و «حرمتشکنان عاشورای ۸۸» تفکیک قائل شد و پخش تصاویر اهانت به امام خمینی (ره) در اغتشاشات را «بدعت صداوسیما» میدانست؟









