
جنگ ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که شاید مهمترین ویژگی آن نه شدت حملات، بلکه نامشخص بودن مسیر بعدی باشد.
در واشنگتن، تهران، مسقط و پایتختهای کشورهای عربی خلیج فارس، یک پرسش مشترک وجود دارد: آیا این جنگ سرانجام به یک توافق سیاسی ختم خواهد شد، یا آنچه تاکنون یک رویارویی محدود اما طولانی بوده، به جنگی منطقهای و کنترلناپذیر تبدیل خواهد شد؟
پاسخ هنوز روشن نیست. آنچه روشن است این است که آتشبس موقت پیشین دوام نیاورده، مهلت ۶۰روزه برای رسیدن به توافق جامع پایان یافته و اختلاف اصلی بر سر برنامه هستهای، تحریمها، محاصره بنادر ایران و آینده تنگه هرمز همچنان پابرجاست.
در تازهترین موضعگیری، دونالد ترامپ گفته است مذاکراتی با ایران در جریان نیست و مذاکرات جدیدی نیز برنامهریزی نشده است؛ در مقابل، تهران همچنان بر شروط خود برای بازگشایی هرمز تأکید میکند.
به این ترتیب، جنگ وارد منطقهای خاکستری شده است: نه صلح وجود دارد، نه چشمانداز روشنی برای پیروزی نظامی یکی از طرفین.
بیشتر بخوانید:
جنگ ایران و آمریکا به اروپا کشیده میشود؟ جنگی که قرار بود کوتاه باشد
جنگ ایران و آمریکا در آغاز با این تصور همراه بود که برتری نظامی آمریکا میتواند در مدت نسبتاً کوتاهی تهران را به پذیرش یک توافق وادار کند. اما گذشت زمان تصویر دیگری ارائه کرده است.
اکنون، نزدیک به شش ماه پس از آغاز جنگ، واشنگتن و تهران در وضعیتی قرار گرفتهاند که هر دو تلاش میکنند طرف مقابل را متقاعد کنند که زمان به نفع آنهاست. این دقیقاً همان نقطهای است که جنگهای فرسایشی شکل میگیرند.
آمریکا از تجاوز هوایی، دریایی و اقتصادی خود استفاده میکند و میکوشد هزینه ادامه جنگ برای ایران را افزایش دهد. با این حال هیچ توفیقی در این زمینه پیدا نکرده که شرایط تسلیم را بر ایران تحمیل کند.
ایران نیز تلاش میکند با استفاده از توان موشکی، ظرفیتهای نامتقارن، فشار بر کشتیرانی و موقعیت جغرافیایی خود در هرمز، هزینه جنگ را برای آمریکا و اقتصاد جهانی بالا ببرد.
البته روی کاغذ، توازن نظامی دو طرف یکسان نیست. اما مسئله جنگ صرفاً تعداد هواپیما، موشک یا ناو نیست. مسئله این است که چه کسی میتواند هزینه …







