
در حقیقت، در پشت پرده سیاست یا نقشهراه مستعمرهسازی انگلیس در بخش شرقی جغرافیای تاریخی- فرهنگی ایران باستان، ما شاهد انعقاد معاهده پاریس پس از جداسازی هرات از ایران هستیم تا انگلیس با انحراف آب هیرمند به کشور مستقل افغانستان به مدت ۷۶سال «دریاچه هامون» در سیستان را خشک کند و در نتیجه خشکسالی پایدار سیستان، درد و رنج فقری بیامان گریبانگیر مردم کهنترین تمدن (شهرنشینی) ایران باستان شود. این در حالی است که پس از صد سال با قطع دخالت انگلیس در زمان حکومت پهلوی دوم، دو کشور مستقل باستانی ایران و افغانستان که ریشه در فلات ایران دارند، در زمان کوتاهی و با حل بحران جریان دوباره آب هیرمند از هرات به دریاچه هامون، نه تنها حاصلخیزی را به استان سیستان و بلوچستان بازگرداندند، بلکه گفته شده که در این دوره تاریخی برداشت محصول گندم سیستان با مصر و اوکراین قابل مقایسه بوده، ضمن اینکه استاد پورداود، پژوهشگر ایرانی در این زمان اعتقاد داشته که محصول گندم سیستان، زراعت بومی این سرزمین است. متاسفانه پس از صد سال حل بحران آب هیرمند در دروه حکومت پهلوی دوم، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ما دوباره شاهد برگشت وضعیت نابهنجار خشکسالی برخاسته از پیشینه استعماری انگلیس در سیستان هستیم که بر پایه تبلیغات کاذب و پوچ آنان، همیشه خشکسالی سیستان به گردن طبیعت انداخته شده است، ضمن اینکه ما نباید فراموش کنیم که انگلیس با آوردن ناوگان نظامی به خلیجفارس و تصرف جزیره خارک در زمان حکومت ناصرالدینشاه قاجار توانست نقشه شوم جداسازی هرات از ایران را پس از چندینبار شکست پیدرپی، درنهایت به نتیجه برساند و سپس در راستای تداوم سیاست مستعمرهسازی خود و طبق اسناد دیپلماسی دارالخلافه قاجار در زمان حکومت احمد شاه قاجار، با پیوستن هرات به افغانستان که نقش حائل را بین ایران و افغانستان داشت، درنهایت کنترل دائمی تغییر مسیر آب هیرمند از هرات به دریاچه هامون در سیستان ایران را برای ۱۳۰ سال به دست گرفت. بنابراین امروز با تثبیت قدرت نظامی ایران در تنگه هرمز، میتوان این مژده را به مردم شریف سیستان و بلوچستان داد که زمان فرو ریختن تک به تک سیاستهای پشت پرده استعماری انگلیس در مرزهای شرقی ایران باستانی آغاز شده تا بار دیگر شاهد حاصلخیزی و شکوفایی سرزمین سوخته سیستان باشیم. در اصل، امروز با تثبیت قدرت نظامی ایران …












