
به گزارش خبر فوری، راس هریسون در پایگاه «The Dispatch» مقاله ای در رابطه با استراتژی ایران در سالهای اخیر و شیفت آن به یک طرح و دکترین نوین ( که به خصوص پس از جنگ 12 روزه و 39 روزه مدون شده است) نوشته است. در زیر ترجمه این مقاله ارائه می گردد: استراتژی سه ضلعی ایران در مواجهه با آمریکا
جنگها به خودی خود پایان نمییابند. آنها تفسیر و بازتفسیر شده و به دکترین استراتژیک تبدیل میشوند. این همان چیزی است که پس از جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ اتفاق افتاد، درگیریای که منجر به حمایت ایالات متحده از دشمنان عراقی تهران شد. این جنگ سه درس به تهران آموخت که هرگز از یاد نبرد:
الف. واشنگتن میخواهد جمهوری اسلامی از بین برود.
ب. ایران اساساً در جهان تنها است.
ج. ایران نمیتواند از یک جنگ مستقیم و آشکار با ایالات متحده و اسرائیل جان سالم به در ببرد. به عبارت دیگر، تنها از طریق یک «رویارویی غیرمستقیم» و مبهم میتواند پیروز شود.
این درسها چهار دهه رفتار ایران را تحت سه استراتژی هدایت کردهاند:
الف. حمایت از نیروهای نیابتی مانند حزبالله و حوثیها
ب. سیاست هستهای مخاطرهآمیز
ج. امتناع از اعتماد به هرگونه پیشنهاد آمریکا شیفت استراتژیک ایران پس از دو جنگ اخیر
اکنون، ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ در دو جنگ دیگر شرکت کرده است و درسهای جدیدی را علاوه بر درسهای قدیمی فرا میگیرد. واشنگتن باید به این درسها توجه زیادی داشته باشد، زیرا آنها استراتژی ایران را برای سالهای آینده شکل خواهند داد.
یک نکته قابل توجه این است که دو درگیری اخیر تنها ادامه جنگی هستند که ایران بیش از چهار دهه با آمریکا داشته است؛ درگیریای که بیش از همه بر سر تغییر حکومت ایران بوده است. این درگیری از زمان جنگ ایران و عراق شروع میشود؛ جنگی که آیتالله روحالله خمینی، رهبر انقلاب ایران، با عبارت «دست آمریکا از آستین صدام بیرون آمده» آن را وصف میکرد.
در حالی که زیرساختها و اقتصاد ایران آسیب دیده، این تفسیر که ایران از نظر «استراتژیک» ضعیفتر است، به طرز خطرناکی اشتباه خواهد بود.
در واشنگتن این وسوسه وجود دارد که خسارات وارده به ایران در طول جنگ ۲۰۲۶ را به عنوان عاملی که ایران را ضعیف و آسیبپذیر کرده، تفسیر کنند. در حالی …












