
رامین رضاییان رسماً خبر داد: انتخابمو کردم/ مقصد ستاره سابق سرخابیها مشخص شد +عکس - پارس فوتبال

مهاجم فولاد به سپاهان پیوست - تسنیم
ورزشی
به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، آرش هاشمی که سابقه بازی در تیم پیکان را نیز در کارنامه دارد و فصل گذشته برای فولاد خوزستان به میدان رفت، پس از انجام مذاکرات با مسئولان باشگاه سپاهان و در شرایطی که چند پیشنهاد دیگر نیز داشت، در نهایت با این باشگاه به توافق رسید و قرارداد خود را امضا کرد.
هاشمی در این فصل پیراهن سپاهان را بر تن خواهد کرد و کارت بازی او نیز صادر شده است.
انتهای پیام/
خرید ناکام یحیی به تایلند رفت
به گزارش "ورزش سه"، متئوس کاستا که در دو فصل اخیر نامش در فوتبال ایران شنیده میشد، پس از سپری کردن دو سال متفاوت، رسما به دوران حضور خود در لیگ برتر پایان داد و با عقد قراردادی راهی فوتبال تایلند شد تا پیراهن تیم بیجی پاتوم یونایتد را بر تن کند.
کاستا نخستین بار با حضور در ترکیب مس رفسنجان وارد فوتبال ایران شد و توانست بهعنوان یکی از مهرههای خط هجومی این تیم عملکرد نسبتا قابل قبولی ارائه دهد که همین عملکرد موجب شد تا در پنجره نقلوانتقالاتی فصل گذشته، یحیی گلمحمدی سرمربی وقتِ فولاد، این مهاجم بلندقامت برزیلی را جذب کند.
با این حال، انتقال او به اهواز مطابق انتظارات پیش نرفت و کاستا در همان ابتدای مسیر با یک مصدومیت شدید و طولانیمدت دستبهگریبان شد؛ آسیبی که کل فصل را برای او تحتالشعاع قرار داد و مانع از ثبت حتی یک دقیقه حضور رسمی او با پیراهن قرمزپوشان فولاد شد تا نام این بازیکن به عنوان یکی از ناکامترین خریدهای خارجی فصل به ثبت برسد و حالا و با بسته شدن این پرونده، کاستا از ایران رفت و راهی تایلند شد.
تیم بیجی پاتوم یونایتد که همواره یکی از قدرتهای اصلی تایلند و حاضر در لیگ قهرمانان آسیا به شمار میرود، مقصد جدید کاستا خواهد بود تا این مهاجم برزیلی شانس خود را برای احیای دوران بازیاش در شرق آسیا امتحان کند.
کودتای خاموش در پرسپولیس! - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.

صفحه پیدا نشد - پارس فوتبال

سیدمهران موسوی مدافع آلومینیوم: موقعیت زیاد میسازیم و تیممان عالی است

خاتون بم برای صعود به برد برابر الاتحاد نیاز دارد

تیم منتخب هفته دوم؛ به وقت اثبات

واکنش خرید نیمکتنشین پرسپولیس؛ فرصت به من نرسید، برای روزهای بزرگ آمدم + عکس

