فوتبال ایران سراسر دولتی بود تا اینکه قرار شد لیگ حرفهای داشته باشیم. باشگاههایی که از بدیهیترین اصول اولیه محروم بودند، شب خوابیدند و صبح روی کاغذ حرفهای شده بودند!
طبعا چیزی به علم و تخصص افراد اضافه نشد. کسی هم از بیرون نیامد که کار یاد بقیه بدهد (اتفاق رایج در کشورهای عربی) برای تخصصهایی که سالها تحصیل و تجربه لازم است، فقط حکم اضافه شد! به نام همان اطرافیان و دوستان مقامات وقت که بودند! و این گونه همه چیز روی یک پایه غلط بالا رفت و حالا همان افراد هنوز هستند و ادعای تجربه هم دارند!
در آن سالها همه میگفتند که تنها راه علاج، رفتن به سمت فوتبال حرفهای واقعی و مالکیت خصوصی است. فوتبالی که باید درآمدزا باشد و مستقل، نمیتواند از پشت پردهها دستور بگیرد! هیئت مدیرهها و مدیرعاملان باید واقعی باشند و هر کس کارش را به درستی انجام دهد. اما از آنجا که نمیخواهیم کار درست را انجام دهیم، هر بار که تحت فشار نهادهای بین المللی قرار گرفتیم، با سندسازی و روی کاغذ، باشگاههایمان را حرفهای نشان دادیم! …












