
اگر برای توحش در سیاست و جنگ، نشانههایی چون بمباران، محاصره و کشتار را میشناسیم، در اقتصاد نیز شکلی از توحش پدید آمده که سلاح آن نه تانک و موشک، بلکه بانک، دلار، بیمه، کشتیرانی، تحریم و فهرستهای سیاه است. آنچه وزیر خزانهداری آمریکا این روزها درباره ایران با صراحت بیشتری بیان میکند، صرفا یک بسته تحریمی دیگر نیست؛ صورت عریانتری از همان منطقی است که سالهاست اقتصاد جهانی را به میدان اعمال قدرت سیاسی واشنگتن تبدیل کرده است. اسکات بسنت از «قطع هر شریان اقتصادی» سخن میگوید و خزانهداری آمریکا از عملیات «Economic Outcast» برای منزویکردن اقتصاد ایران رونمایی کرده است؛ عملیاتی که تنها طرف ایرانی را هدف نمیگیرد، بلکه به کشورهای ثالث و شرکتهای خارجی نیز هشدار میدهد که یا با ایران معامله نکنید یا خودتان را در معرض مجازات آمریکا قرار دهید.
اینجاست که مسئله از «تحریم» فراتر میرود و به «توحش اقتصادی» نزدیک میشود؛ زیرا تحریم دیگر صرفا ابزار محدودکردن یک دولت نیست، بلکه به سازوکاری برای تنبیه هرکس تبدیل شده که حاضر نیست نظم اقتصادی مطلوب آمریکا را بپذیرد.
در چنین نظمی، دلار دیگر فقط پول نیست؛ ابزار اعمال حاکمیت فرامرزی است. خزانهداری آمریکا عملا تلاش میکند قوانین داخلی خود را به اقتصاد کشورهای دیگر تسری دهد. شرکت چینی، بانک اماراتی، کشتی هندی یا تاجر اروپایی اگر با ایران همکاری کند، ممکن است نه به دلیل نقض قانون کشور خودش، بلکه به دلیل عبور از خط قرمز واشنگتن مجازات شود.
البته آمریکا همیشه برای این فشارها عنوانهای جذابی دارد مثل مبارزه با تروریسم، منع اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، حقوق بشر، امنیت منطقهای یا مقابله با رفتارهای بیثباتکننده. اما پرسش اساسی این است که آیا هیچ قدرتی حق دارد برای تحقق اهداف سیاسی خود، هزینه تصمیمش را بر زندگی میلیونها انسان عادی تحمیل کند؟
وقتی محدودیت انتقال پول، دشواری واردات، افزایش هزینه تجارت، اختلال در زنجیره تأمین و محدودیت دسترسی به فناوری، زندگی مردم عادی را تحت تأثیر قرار میدهد، …












