
جنگ تحمیلی ۴۰ روزه در حالی وارد مراحل پایانی خود شد که معادلات میدان با روزهای نخست تفاوت محسوسی پیدا کرده بود؛ ایران نهتنها توان تهاجمی خود را در طول هفتهها درگیری حفظ کرد، بلکه با تکیه بر تجربه عملیاتهای قبلی، شیوه بهکارگیری این قدرت را نیز تغییر داد.
عملیات «نصر ۲» سپاه و «صاعقه» ارتش را میتوان در همین چارچوب نقطه عطفی در ادامه روند جنگ دانست؛ جایی که استمرار حملات، تنوع اهداف، ترکیب توان موشکی و پهپادی، گسترش جغرافیای عملیات و تمرکز بر زیرساختهای نظامی و پدافندی دشمن، از تغییر یک الگوی عملیاتی و تلاش برای بازپسگیری ابتکار عمل در میدان حکایت داشت. قدرتی که در طول جنگ تغییر کرد
در جنگهای طولانی، قدرت نظامی فقط با حجم سلاح و مهمات سنجیده نمیشود. مهمتر از آن، توانایی یک کشور برای ادامه دادن، یاد گرفتن و تغییر دادن شیوه عملیات است.
جنگ تحمیلی ۴۰ روزه این فرصت را در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار داد تا تجربههای بهدستآمده از روزهای نخست و همچنین جنگ تحمیلی ۱۲ روزه را در میدان عملیاتی به کار بگیرند.
در مراحل ابتدایی، بخش مهمی از عملیاتها ماهیت پاسخ متقابل داشت؛ اما با استمرار درگیری، نشانههایی از حرکت به سمت عملیاتهایی با اهداف متنوعتر و جغرافیای گستردهتر دیده شد.
این تغییر یک پیام مهم داشت و آن، این بود که ایران قرار نیست در زمینی که دشمن برایش تعریف کرده بجنگد. نصر ۲؛ وقتی پاسخ به طراحی عملیات تبدیل شد
عملیات نصر ۲ از این منظر اهمیت ویژهای دارد چرا که بیش از ۲۷ موج عملیات، صرفاً به معنای شلیک تعداد بیشتری موشک نیست. ارزش اصلی این عملیاتها در روندی است که طی آن، اهداف و محورهای عملیات تغییر کردند و طیف مختلفی از تجهیزات و زیرساختهای نظامی در نقاط مختلف منطقه در فهرست اهداف اعلامی قرار گرفتند.
در برخی موجها از هدف قرار گرفتن مراکز و تجهیزات پدافندی، در برخی دیگر از پایگاهها و تجهیزات نظامی و در مواردی از محل استقرار پهپادهای MQ-۹ و تجهیزات هیمارس سخن گفته شد.
این تنوع را میتوان نشانهای از تلاش …





