
ظهور گادی آیزنکوت معادلات انتخابات اسرائیل را تغییر داده است؛ ژنرالی که با سابقه طولانی در مقابله با ایران و حزبالله، اکنون خود را در قامت جایگزین نتانیاهو معرفی میکند. اما بررسی مواضع او نشان میدهد مسئله، انتخاب میان «جنگ و صلح» نیست؛ بلکه انتخاب میان دو نگاه متفاوت به قدرت نظامی، رابطه با آمریکا، پرونده فلسطین و آینده پیمان ابراهیم است. در انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل، نامی که بیش از هر چهره دیگری معادلات سیاسی را به هم زده، گادی آیزنکوت است؛ ژنرال سابق و رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل که تا همین چند ماه پیش یکی از چندین رقیب بنیامین نتانیاهو به شمار میرفت، اما اکنون به جدیترین تهدید انتخاباتی نخستوزیر تبدیل شده است. حزب تازهتأسیس او، «یشار» (به معنای «مستقیم» یا «صریح»)، در نظرسنجیهای اخیر از رقیبان میانهرو پیشی گرفته و در برخی سنجشها حتی با لیکود نتانیاهو برای تبدیل شدن به بزرگترین حزب کنست رقابت میکند.
اما اهمیت آیزنکوت فقط در این نیست که شاید نتانیاهو را شکست دهد. پرسش مهمتر این است که اگر یک ژنرال امنیتی جای نتانیاهو را بگیرد، سیاست اسرائیل در برابر ایران، حزبالله، فلسطینیها و کشورهای عربی واقعا چقدر تغییر خواهد کرد؟ ۱. ژنرالی با کارنامهای کاملا امنیتی
آیزنکوت ۶۶ ساله، متولد طبریه و فرزند خانوادهای یهودی با ریشه مراکشی است. او در ۱۸سالگی وارد ارتش شد و تقریبا تمام زندگی حرفهای خود را در ساختار نظامی گذراند. فرماندهی تیپ گولانی، فرماندهی جبهه شمال، معاونت رئیس ستاد و در نهایت ریاست ستاد ارتش از مهمترین مراحل کارنامه اوست. او در فوریه ۲۰۱۵ به عنوان بیستویکمین رئیس ستاد ارتش اسرائیل منصوب شد و تا ۲۰۱۹ در این سمت باقی ماند.
آیزنکوت برخلاف تصویری که گاهی از او بهعنوان یک «میانهرو» ساخته میشود، یک سیاستمدار صلحطلب یا چپگرا نیست. کارنامه نظامی او نشان میدهد که اساس نگاهش به منطقه بر بازدارندگی، اقدام پیشدستانه و وارد کردن هزینه سنگین به دشمن است.
در دوران ریاست ستاد، …





