
سعدالله زارعی طی یادداشتی نوشت: بعثت انقلابی مردم عزیز ایران، بدون اغراق کارآمدی همه اجزاء قدرت کشور را تضمین نمود و اگر این بعثت عظیم الهی نبود، چهبسا دشمن میتوانست با تکیه بر توطئه پیچیده و چند لایهای که برای فروپاشی ایران طراحی کرده و امکانات و جنگافزار یک جنگ جهانی را برای آن پای کار آورد، به موفقیتهایی دست پیدا کند. از این رو در همین روزهای اخیر، رئیسجمهور شکست خورده آمریکا پس از آنکه با سد فولادین مردم ایران مواجه گردید، چند گام بزرگ به عقب برداشت و رسماً اعلام کرد «در مواجهه با مقاومت شدید ایران که فراتر از تصور بوده است، آمریکا سه راه پیش رو دارد؛ ادامه جنگ در سطح کنونی، تشدید جنگ و رفتن به سمت فشار اقتصادی. انتخاب من تشدید فشار اقتصادی است، به مذاکره هم فرصت میدهم چون ایرانیان - البته به زعم باطل او- به آن علاقه دارند.» یک روز پس از آن، ونس معاون او هم گفت «اولویت آمریکا ارزان نگهداشتن قیمتهای بنزین، نفت و گاز در آمریکاست و حل بحث هستهای ایران دیگر اولویت اول ما نیست.»
این اظهارات ممکن است بیانگر همه آنچه درباره ایران دنبال میشود، نباشد و دشمنان هنوز هم دنبال اقدام نظامی علیه ایران باشند، کما اینکه سه روز پیش، سنتکام از یک تشکیلات نظامی جدید موسوم به «گروه ویژه فالکون استراک» و تغییر سیاست آمریکا در غرب آسیا از دفاعی به هجومی با ترکیب پهپادهای انتحاری هوایی، سطحی و زیرسطحی خبر داد تا با ایران و اعضاء تهاجمی جبهه مقاومت برخورد کند. یک گزارش وزارت جنگ رژیم غاصب هم در چند روز اخیر اعلام کرد «ارتش در خلال هفتههای اخیر، هزاران تن تجهیزات شامل خودروهای نظامی gltv و homovay و کامیونهای skadwash در بندر حیفا تخلیه کرده است.»
اما واقعیت خارجی به وضوح نشان میدهد آمریکا و رژیم در صحنه نظامی در برابر جمهوری اسلامی در دو جنگ اخیر همه حرف خود را زدهاند و صحبت از تدارک تازه نظامی و توان جدید بلوفی بیش نیست. ترامپ و ونس که پیش از اسفند علیالظاهر در دو سوی موافق و مخالف جنگ نظامی علیه ایران دیده میشدند، حالا میگویند از میان سه گزینه به گزینه توأمان فشار اقتصادی و مذاکره فکر میکنند. این نه فقط …





