
برمبنای نظریه پروانهای در سیاست جهان، هیچ چیز در جهان اتفاقی رخ نمیدهد. هجوم ناگهانی هزاران مراکشی به مناطق برونمرزی اسپانیا در آفریقا نیز از این قانون مستثنا نیست. این کشور یکی از کشورهای عربی است که در سالهای اخیر روابط خود را با پیوستن به «پیمان ابراهیم» در سال ۲۰۲۰، با اسراییل بهبود بخشیده است. اتحادی استراتژیک که میان دو کشور شکل گرفت؛ اتحادی که با وجود مخالفت شدید برخی کشورهای عربی، روزبهروز با ابعادی عمیقتر و گستردهتر شکل گرفت. یکی از نمونههای ابعاد این روابط و اتحاد میتواند، مهاجرت به اسپانیا باشد که به نوعی به اسراییل کمک کند، علاوه بر تاثیرات بر پدیدههای اجتماعی و اقتصادی در منطقه، فشار مضاعف بر اسپانیا در جهت خواستههای تلآویو نیز داشته باشد. منبع پدیده مهاجرت معمولا ناشی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در کشور مبدا است و نمیتوان آن را صرفا به یک کشور یا سیاست خاصی نسبت داد. از اینرو پدیده مهاجرت از مراکش به اسپانیا به دلیل نزدیکی جغرافیایی و فرصتهای اقتصادی به عنوان پیامدی غیرمستقیم از تنشهای منطقهای به شمار میآید.
برخی براساس «تئوری توطئه» بر این باورند که اسراییل با کمک و سازماندهی نیروهای حکومتی مراکش چالش مهاجرت را به عنوان ابزاری در جهت تاثیرگذاری بر سیاستهای منطقهای و احتمالا فشار بر اروپا به ویژه اسپانیا مورد استفاده قرار داده است.
مخالفتهای عمومی در اسپانیا به خصوص موضع نخستوزیر «پدرو سانچز» به ویژه در شرایط جنگی و سیاسی این روزها، موجب افزایش اختلافات اجتماعی و سیاسی با اسراییل در زمینههای مختلف، زمینهساز تنشها و ابعاد پیچیدهای در روابط دو کشور نسبت به گذشته ایجاد کرده است. زیرا بدون شک اتخاذ سیاستهای اسراییل در رابطه با رفتارهایی همچون نسلکشی در غزه، یا زیادهخواهیهای و جنگطلبی در لبنان و تاحدودی درگیری با ایران بر روابط بینالمللی به ویژه در کشورهای عربی و اسلامی، تاثیرات منفی بر افکار عمومی اسپانیا گذاشته است تا آنجا که اسپانیا، بنادر و فرودگاههای خود را به روی حمل سلاح و مهمات مربوط به اسراییل …







