
امارات متحده عربی در سال 1971 با حمایتهای انگلستان از اتحاد هفت امیرنشین ابوظبی، دوبی، شارجه، عجمان، امالقوین، راسالخیمه و فجیره شکل گرفت. این کشور توانست با اتکا به درآمدهای نفتی امارت ابوظبی و جایگاه تجاری و مالی دوبی، مسیر توسعه اقتصادی را سریع طی کند. با این حال، ویژگیهای ژئوپلیتیکی امارات، از جمله جمعیت بومی اندک، وسعت محدود، جغرافیای هموار و عمدتاً بیابانی و فقدان موانع طبیعی، ظرفیتهای لازم برای تبدیل شدن آن به یک قدرت منطقهای را بهطور مستقل ندارد. از این رو، حاکمان امارات، بهویژه در ابوظبی، کوشیدند تا بر پایه ایجاد و تحکیم اتحادهای راهبردی با ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، کاستیهای ژئوپلیتیکی خود را جبران کرده و زمینه ارتقای جایگاه این کشور را بهعنوان یک قدرت منطقهای فراهم سازند. به همین دلیل، این امیرنشین در تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی با وجود در اختیار دادن خاک و آسمان به آمریکا برای حمله به ایران، خود نیز مستقیم وارد جنگ شد. این میزان از شرارت امارات متحده عربی سبب شد تا این کشور بیشترین حملات موشکی ایران برای دفاع از خود را دریافت کند. این پاسخهای شدید که برای آمریکا و امارات شوکهکننده بود، جاهطلبیها و رویاهای منطقهای این امیرنشین را با دیوار سخت واقعیت روبهرو ساخت و آسیبهای فراوانی به آن وارد کرد. حال، این آسیبها سبب شده تا ساکنین امارات از خود بپرسند که آیا تبعیت از امریکا و رژیم صهیونیستی توانسته است امنیت و بلندپروازیهای این امارات را تامین و تضمین کند؟ واشنگتن پست در 24 ژوئن 2026 طی مصاحبهای با برخی از فعالان اقتصادی ساکن امارات به بازتاب این تحولات در افکار عمومی امارات پرداخت. عمر البوسعیدی، 40 ساله ساکن امارات که تحصیل کرده فلوریدا و موسس شرکت مشاوره تجاری Global Possibilities Consulting است، گفت: «وقتی ترامپ برای اولین سفر خارجی مهم دوره دوم ریاستجمهوریاش به منطقه خلیج فارس رفت، احساس خوشبینی میکرد.» براساس این گزارش، البوسعیدی با اعلام سرمایهگذاریهای دو تریلیون دلاری ترامپ در مراسم باشکوهی در عربستان سعودی، قطر و امارات، …











