
شنیده شدن صدای دو انفجار در نزدیکی تنگه هرمز

سازمان دریانوردی ملل متحد: از زمان آغاز محاصره تنگه هرمز توسط ایران تا روز جمعه، ۱۹ مورد مرگ دریانوردان ثبت شده
کد خبر: 787475 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۲۱:۱۱ اعتمادآنلاین |
سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل متحد اعلام کرد از زمان آغاز محاصره تنگه هرمز توسط ایران در اواخر فوریه، تا روز جمعه ۶۸ حادثه و ۱۹ مورد مرگ دریانوردان در این تنگه ثبت شده است. آخرین حادثه ثبتشده در فهرست این سازمان در ۱۷ اوت رخ داد؛ زمانی که یک پرتابه به اتاق موتور کشتی Minoan Dignity با پرچم لیبریا اصابت کرد و یک خدمه کشتی کشته شد. بر اساس اطلاعات شرکت ویندوارد، یک شرکت ردیابی ترافیک دریایی، فرد کشتهشده مهندس ارشد کشتی بوده است. اخبار مرتبط تحریم اقتصادی ایران شدت میگیرد / خطوط انتقال دورزننده میتوانند جایگزین تنگههرمز شوند؟ کنترل تنگههرمز بالاخره دست کیست؟ ایران یا آمریکا؟
تفاهم ایران و عمان فعلا مسکوت مانده است؟/ آمریکا استراتژی حملات نظامی را به خفگی اقتصادی تغییر داده است
هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابی اش از تشدید فشارهای اقتصادی و محاصره توسط آمریکا گفت: محاسبات پنتاگون از قبل هم این بود که اگر حملات هوایی مستمری را انجام بدهند، در نهایت ناچارند پشتیبانی زمینی هم داشته باشند. جغرافیای کشور ایران اصلاً اجازه چنین کاری را نمیدهد چون به هر حال سرزمین وسیعی است و اینکه بخواهند این کار را از طریق زمین انجام دهند، یک ریسک بزرگ است، چون با محدوده کوچکی مواجه نیستند.
جغرافیای ایران اجازه پشتیبانی زمینی آمریکا را نمیدهد
وی ادامه داد: به خاطر همین ریسک، من فکر میکنم آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که استراتژی اولیهشان مبنی بر حملات مکرر نظامی را به فشار اقتصادی گسترده تغییر بدهند و چیزی که خودشان اذعان میکنند، یعنی یک نوع خفگی اقتصادی است. فکر می کنم این استراتژیای که انتخاب کردهاند، خیلی کارآمدتر خواهد بود، چون در حال حاضر هم اظهارنظرهایی که ما از دولت دریافت میکنیم، این است که فروش نفت کاهش پیدا کرده و ما در عرصه واردات و صادرات دچار مشکل شدهایم، چراکه به نوعی در محاصره هستیم. آن بحثی که تحت عنوان تحریم گسترده مطرح میکنند، به واقع یک نوع محاصره تمامقد اقتصادی در همه حوزههاست تا بتوانند جمهوری اسلامی را به تسلیم وادار کنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل درباره گسترش محاصره اقتصادی از طریق مرزهای زمینی گفت: فکر میکنم که میتوانند کشورهای پیرامونی را متقاعد کنند تا این کار را انجام دهند، چون ما عملاً در پیرامون خودمان کشورهایی داریم که با آمریکاییها روابط حسنهای دارند. بنابراین این کار را میتوانند انجام دهند، البته چند کشور هم هستند که ما میتوانیم با آنها مراوده داشته باشیم. از سوی دیگر موضع چینیها هم وضعیت نامشخصی دارد. از یک طرف مدعیاند که زیر بار دستورات آمریکاییها مبنی بر تحریم نیستند، اما از طرف دیگر، به لحاظ روابط اقتصادی وسیعی که با آمریکاییها دارند، ممکن است در نهان این کار را انجام دهند.
اعلمی فریمان تصریح کرد: فکر میکنم استراتژیای که بیشتر انتخاب کردهاند، این است که یک تحریم همهجانبه اقتصادی را اعمال کنند و روی نقاطی دست بگذارند که خیلی حساسیتبرانگیز است. مثلاً بعضی نقاط واقعاً مشکلساز خواهد بود، مانند بحث بنزین. ما درحال حاضر در بحث بنزین، مقداری تولید داخلی داریم، اما واردات عملاً صفر شده است همچنین از منظر زمینی هم ثابت کردند که میتوانند تجارت را تا حدودی محدود کنند، چون تحرکاتی را در دریای خزر داشتند و آن نقاط ریلی را قبلاً آزمودند و زدند. بنابراین یک خفگی استراتژیک از منظر اقتصادی را در دستور کار دارند.
هدف آمریکا تشکیل ائتلافی گسترده علیه ایران است
وی درباره حملات بازدارنده برای مقابله با فشارهای اقتصادی گفت: آمریکاییها هدفشان این است که یک ائتلاف گسترده از کشورها را علیه جمهوری اسلامی تشکیل دهند. تا حدودی هم موفق بودهاند، چون ما به هر حال کشورهایی را داریم که پشت صحنه عملاً با آنها همکاری میکنند و جمهوری اسلامی که قادر نیست منافع آمریکاییها را به طور مستقیم مورد حمله قرار دهد، حالا پایگاههای آمریکا در کشورهای ثالث که از خاک آنها به ایران تحرکاتی شود را میزنیم، با این عنوان که پایگاهها آنجا قرار دارند. منتها معلوم نیست این موضوع تا چه حد بتواند به آمریکا آسیب بزند، چون یک محاسبه کاملاً نابرابر است. به محض اینکه موشکی از جایی شلیک میشود، تجربه قبلی نشان داد که چند برابر به آن مناطق حمله میشود و یک آتش فراگیر به وجود میآید.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: بنابراین، حمله پیشدستانه بحثهای نظامی است که کارشناسان نظامی باید درباره آن اظهارنظر کنند اما قاعدتاً اگر هر جایی را هم بخواهین هدف قرار دهیم، مثلاً مستقیم بالگردها یا ناو هواپیمابر آنها را بزنیم، با یک تهاجم بسیار شدید از طرف آنها مواجه میشویم چون به نظر میرسد جغرافیای منطقه یک معادله کاملاً نابرابر را ایجاد کرده است.
به نظر میرسد تفاهم ایران و عمان فعلاً مسکوت مانده است
اعلمی فریمان همچنین درباره مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز گفت: اطلاعات مشخص و متقنی در دست نیست که واقعاً در این زمینه به نتیجه رسیده باشیم، چون رسانهها یا حتی اظهارنظرهایی که مقامات میکنند، متفاوت است. بخشی میگویند مذاکرات عمان هم هفته پیش شکست خورده و بخشی میگویند ممکن است مذاکرات دیپلماتیک پشت پرده به نتایجی رسیده باشد. ولی در مجموع، دولت و آقای پزشکیان هم اخیراً اظهار کردهاند که ما دنبال مذاکره جدی هستیم و گامبهگام پیش میرویم اما چون اطلااعاتی نداریم نمیتوانیم در این باره اظهارنظر کنیم.
وی گفت: مضاف بر اینکه من فکر میکنم ظاهراً تا اینجا به نتیجه نرسیده، چراکه ترامپ تهدید درباره بمباران عمان را مطرح کرد که عمانیها هم مطرح کردند ترامپ دنبال قربانی میگردد. بنابراین مجموعه قرائن نشان میدهد که این بحث فعلا به نتیجه نرسیده و مسکوت مانده است، چون اگر به نتیجه میرسید، لااقل باید اعلام میشد و سایر بحثها هم پیش گرفته میشد. بحثهای شکستن محاصره یا اجرای تفاهمنامه، همه منوط به این بود که آن تفاهمنامه با عمان امضا شود. منتها تا این لحظه، من فکر میکنم به نتیجه نرسیده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: مقداری از این بحثها به اراده جمهوری اسلامی بستگی دارد، چون ما الان متن تفاهمنامه بسیار مطلوبی را در اختیار داریم که امضا شده و بایستی از طرف جمهوری اسلامی ایران و تا حدودی از طرف آمریکاییها، این موضوع پیش برود و دو طرف بتوانند آن را عملیاتی کنند.
اعلمی فریمان تاکید کرد: حالا لااقل در داخل، اینگونه که از اظهارنظرها برمیآید، در مورد اجرای آن اختلاف نظر وجود دارد. ما بخشی از طیفهایی را داریم، چه از اصلاحطلبان و چه از اصولگراها که مدعی هستند باید با قدرت این موضوع را پیش ببریم. خود دولت هم شدیداً دنبال این است که تفاهمنامه را پیش ببرد، منتها بخشهایی مخالفت دارند. فکر میکنم تا زمانی که یک وحدت رویهای در داخل راجع به تفاهمنامه ایجاد نشود، کار به نتیجه نخواهد رسید.
بدون شفافیت و مذاکره مستقیم با آمریکا به نتیجه نمیرسیم
وی ادامه داد: چون نقلقولهایی که از رئیسجمهور داریم، مبنی بر این است که اگر ما قرار است مقاومت کنیم، باید نتیجه آن را هم بپذیریم. نتیجه آن هم چیزی است که در تورم، گرانی و این موضوعات خود را نشان میدهد. بنابراین، این دیگر بستگی دارد به اراده داخلی که در واقع به اجماع نظری برسیم و این موضوع را پیش ببریم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: مضاف بر اینکه اساساً من از قبل هم همیشه معتقد بودم که پیشبرد مذاکرات تنها یک راه دارد و آن هم این است که دو کشور به صورت شفاف و مستقیم کنار هم بنشینند، روبهروی هم و مسائل و مشکلاتشان را مطرح کنند. در این بحثهای دیپلماتیک، بالاخره امتیازاتی داده میشود و امتیازاتی گرفته میشود. تا زمانی که ما با شفافیت پیش نرویم و این بحثها را مستقیم با آمریکاییها حلوفصل نکنیم، یا لااقل اراده این را نداشته باشیم که روابط را به شکلی عادی و نرمال کنیم، من بعید میدانم که به نتیجه برسد. انتهای پیام/
روزنامه فرهیختگان: تنگه هرمز قابل دورزدن نیست؟
به گزارش تجارت نیوز، روزنامه فرهیختگان نوشت:
1- انتشار گزارشهای متعدد درباره ساخت خطوط لوله جایگزین، از یکجهت برای ایجاد هراس در داخل ایران است تا تهران با حسکردن این مسئله که احتمال دارد اهمیت تنگه هرمز از دست برود، آن را باز کند؛ بنابراین از یک جنبه این گزارشها بهعنوان جنگ روانی عمل میکنند. ایران میداند طرحها در میانمدت و طولانیمدت قابلاجرا بوده، اثرات نسبی خواهند داشت و از مشکلاتی رنج خواهند برد. از سویی تهران فعلاً ابزاری به کارایی هرمز ندارد و نمیتواند تحت هیچ عنوانی ازآندست بکشد.
2- جنگ فعلاً در مرحله هدف قراردادن بخشی از انتقال نفت است. میادین تولیدی اگر هدف قرار گرفته و یا تصرف شوند موضوع متفاوت میشود. اگر غرب آسیا از خطوط انتقال نفت مملو شوند؛ ولی میادین منهدم گردند، آمریکا با بحرانی طولانیمدت روبهرو خواهد شد.
3- جنگ با ایران نبردی وسیع است که نهتنها توسط ایران بلکه بهوسیله بازیگران دیگری نیز به عرصه جهانی کشیده میشود. اگر افراد و گروههای آزادیبخش باقابلیت تحتتأثیر قراردادن مناطق، عملیاتهای پراکنده و قابلیتهای سایبری وارد ماجرا شوند، زیرساختهای انرژی در بیشتر مناطق مهم جهان بحرانی میشوند. اختلال در تنگههای جبلالطارق و پاناما توسط گروههای آزادیبخش و چپگرا، عملیاتهای خرابکاری روسیه علیه مراکز انرژی مرتبط با اروپا مانند آنچه در لیبی رخ داد از این جملهاند. نباید از یاد برد طی درگیریهای چند هفته قبل خطوط انرژی در دریای خزر و همچنین مصر و لیبی در شمال آفریقا دچار حوادث نظامی شدند. در این میان اوکراین بازی پرمخاطرهای علیه روسیه به راه انداخته است که شامل حمله به نفتکشها و پالایشگاههای این کشور میشود که میتواند به بازار انرژی فشار وارد آورد. پس بازار انرژی نهتنها با تحرکات محور مقاومت و روسیه که با اقدامات غرب نیز دچار ریسک بالا شده است.
4- طرفهای مختلف نباید در خصوص اراده و توانایی ایران و محور مقاومت دچار تردید شوند؛ محور به خطوط جایگزین ضربه خواهد زد. این امر اگر در حال حاضر انجام نمیشود به این خاطر است که ظرفیتهای جدید فعلاً ایجاد نشدهاند تا ضربه بخورند. الفجیره و ینبع که پیشازاین وجود داشتهاند بارها ضربه خورده و در حال حاضر نیز درون محاصره و زیر سایه تهدید قرار دارند.
5- خطوط جایگزین تحت اشراف محور مقاومت قرار دارند و هر کدام هرمز جدیدی هستند. ایجاد خطوط جایگزین گوشت را از زیر دندان مقاومت خارج نمیکند؛ بلکه آن را از زیر دندانی به زیر دندان دیگر منتقل خواهد کرد.
6- فعلاً فارغ از نفت، دولتهای عربی منطقه محاصره شده و از نظر دیگر در کالاها و تجارت زیان میبینند. عبورومرور از هرمز به ۴ درصد پیش از جنگ رسیده است. در گذشته که ۱۳۰ کشتی عبور میکردند ۸۰ کشتی مربوط به دیگر کالاها بود و ۴۵ تا ۵۰ کشتی عبوری نفتکش بودند. حالا میانگین عبوری روزانه ۵ تا ۸ فروند است که ۲ تا ۵ فروند نفتکش هستند. این یعنی روزانه ۳ تا ۶ فروند کشتی حامل کالاهای دیگر، احتمال دارد از تنگه عبور کنند. دولتی مانند امارات که یک مرکز تجارت مجدد بود و کالاها پس از انتقال به آن، به دیگر نقاط منطقه میرفتند برای حفظ جایگاه خود بیش از پیش به بندر الفجیره وابسته شده است که آن هم در معرض خطر است. معضل دولتها در هرمز را نباید به نفت فروکاست چه اینکه همین نفت نیز اوضاع مناسبی ندارد.
7- خط لوله بهشدت مرتبط با مسائل ژئوپلیتیکی پیچیده است. این مسئله احداث و ادامه فعالیت آن را با مخاطره روبهرو میسازد. رژیم صهیونیستی قصد دارد بر منابع انرژی شرق مدیترانه مسلط شود و بهراحتی اجازه نخواهد داد بازارش در اروپا و منطقه پیرامونی توسط دولتهای خلیجفارس تهدید شود.
8- نفت مهمترین مسئله مرتبط با هرمز است؛ اما تنها مورد نیست. گاز الانجی، مشتقات نفتی و فراوردههای پتروشیمی نیز به آن وابستهاند. قطر ۲۰ درصد از تولید الانجی جهان را در اختیار دارد که بهتنهایی بیشتر از آمریکا و استرالیا بهعنوان دیگر بازیگران بازار الانجی است. قطر بزرگترین صادرکننده الانجی جهان است و به جز مسیرهای دریایی راه جایگزینی فعلاً ندارد. شاید هم اکنون خطوط لوله نفت در منطقه وجود داشته باشند؛ اما هیچ خط لولهای برای انتقال الانجی وجود ندارد. همچنین کشوری مانند عراق صادرات محدود بهوسیله تریلیهای مجهز به تانکر را به راه انداخته است؛ اما تانکرهای انتقال گاز بهشدت کمیاب بوده و قطر به جز دریا نه به خط لوله دسترسی دارد و نه قادر به حمل تانکری است.
9- دولتهای منطقه نهفقط برای نفت که برای دیگر موارد نیز باید راه زمینی تدارک ببینند. در مدیترانه بنادر محدودی فعالیت دارند. سوریه و لبنان فاقد بندر لجستیکی بزرگ هستند، اردن تنها بندر عقبه را داراست و سعودی توسط یمن محاصره دریایی شده است.
10- خط لوله ینبع میتواند ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت را منتقل کند. از این میزان ۲ میلیون برای پالایشگاههای سعودی است که به مصرف داخلی نیز میرسند. پس ظرفیت صادرات سعودی از این مسیر بین ۳ تا ۵ میلیون بشکه و یا به طور میانگین ۴ میلیون بشکه است که تقریباً معادل ۶۰ درصد صادرات عربستان پیش از جنگ است. خط لوله فجیره امارات میتواند 1.5 تا 1.8 میلیون بشکه نفت در روز منتقل کند. ازاینرو مجموع صادرات دورزدن هرمز به ۶ میلیون بشکه میرسد. در مقابل میزان انتقال نفت از تنگه با استفاده از کریدور جنوبی به ۲ تا ۵ میلیون بشکه یا میانگین 3.5 میلیون بشکه میرسد. در این صورت در مجموع صادرات احیا شده 9.5 تا ۱۰ میلیون بشکه است که تقریباً نیمی از صادرات ۲۰ میلیونبشکهای پیش از جنگ است.
11- صادرات از تنگه هرمز به شکلی پیچیده، با پنهانکاری بالا و هزینه زیاد صورت میگیرد. صادرات شبانه است، کشتیها سیستمهای شناسایی خود را خاموش میکنند، در دورترین نقاط نزدیک سواحل جنوبی حرکت میکنند تا ضمن فاصلهگرفتن از ایران، بتوانند با قرارگرفتن در پشت برخی جزایر و عوارض موجود از آنها بهعنوان پوشش بهره بگیرند. همچنین چسبیدن به نزدیکی ساحل کار شناسایی آنها را دشوار کرده و ازسویدیگر باعث بهرهگیری از سامانههای پدافندی مستقر در سواحل میشود. همزمان تعداد زیادی پهپاد و هواگرد برای شناسایی سریع تهدیدات، جنگ الکترونیک و مقابله با پرتابهها و شهپادها منطقه را میکاوند. ابعاد اسکورت بهگونهای است که از سوخترسانها برای سوختگیری جنگندههای اسکورت در طول چندین ساعت عملیات عبور استفاده میشود.
12- صادرات نفت از تنگه هرمز قبلاً تک سهمی بود به این معنا که قیمت تمام شده هر بشکه به همان قیمت نفت باز میگشت؛ اما پس از جنگ سهم بیمه و حملونقل آنقدری رشد کرده که باید آنها را هم لحاظ کرد. اگر سهم بیمه پیش از جنگ 0.25 درصد بود با افزایش ۱۲ برابری به ۳ درصد ارزش محموله رسیده است. همچنین نرخ حملونقل تا ۲۰ برابر افزایش را ثبت کرده. مجموع این دو سهم تقریباً ۱۰ درصد هزینه تمام شده هر بشکه نفت صادر شده از هرمز هستند. حالا با اسکورتهای همهجانبه ساحلی و هوایی این مبلغ بسیار بیشتر است؛ زیرا هر ساعت پرواز یک جنگنده ۱۰ تا ۲۰ هزار دلار هزینه دارد. برای اسکورت هر کاروان چندین جنگنده و هواگرد دیگر به کار میروند که هزینه آنها شاید به صدها هزار دلار برسد. پیشازاین هر بشکه نفت به ۱ یا ۲ دلار هزینه برای بیمه و انتقال نیاز داشت که این رقم به ۱۰ تا ۱۵ دلار رسیده است.

مرگ ۱۰ هزار نفر از گرما در فرانسه

گفتوگوی تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان

جمهوری اسلامی: ایران به تصمیمی شجاعانه و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | اصلاحات اقتصادی همزمان با اصلاحات در سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود

پزشکیان: امروز که در قدرت و عزت هستیم، بهتر است جنگ را پایان دهیم

طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی

