قیمت طلا امروز




 سایت اکونگار / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

پشت پرده 40 لیتر بنزین 5 هزار تومانی چیست؟

ماجرای بنزین 87 هزار تومانی در کرمان، تنها چند ساعت پس از آغاز متوقف شد تا بار دیگر آشفتگی در سیاست‌گذاری در زمینه سوخت را عیان کند. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود و قرار است این طرح با سناریوها یا طرح‌های متناقض دیگر جایگزین شود.
 پشت پرده 40 لیتر بنزین 5 هزار تومانی چیست؟

به گزارش اکونگار به نقل از تجارت نیوز، مساله کمبود بنزین در کشور به ویژه پس از جنگ اخیر، به یکی از جدی‌ترین چالش‌های حوزه انرژی تبدیل شده است. تشدید فاصله میان عرضه و تقاضا به دلیل آسیب به برخی از پالایشگاه‌ها، کمبود ساختاری بنزین، پرمصرف بودن خودروهای داخلی، ناتوانی در واردات و… باعث شده دولت برای مدیریت شرایط، گزینه‌های مختلفی را بررسی کند. با این حال، آنچه در روزهای اخیر در استان کرمان اتفاق افتاد، بیش از آنکه تصویری از یک سیاست روشن و از پیش طراحی‌شده ارائه دهد، مجموعه‌ای از تصمیم‌های متناقض و اظهارنظرهای متفاوت را به همگان نشان داد. ماجرا از شامگاه چهارشنبه ۲۱ مرداد آغاز شد. در حالی که کرمان طی ماه‌های گذشته با صف‌های طولانی در جایگاه‌های سوخت مواجه بود و محدودیت‌های اعمال‌شده در روند توزیع بنزین بسیاری از مردم را گرفتار کرده بود، اعلام شد که قرار است بنزین با نرخ تمام‌شده پالایشگاهی در استان عرضه شود. تصمیمی که از همان ابتدا به دلیل رقم اعلام‌شده و شیوه اجرای آن، بسیاری را در شوک فرو برد.

علی‌اصغر ذاکری هرندی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان، از آغاز عرضه بنزین با نرخ تمام‌شده پالایشگاهی به مبلغ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان، از ساعت ۲۴ چهارشنبه ۲۱ مردادماه در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان خبر داد.

وی در تشریح جزئیات این طرح اظهار داشت که بر اساس مصوبات ملی، در استان کرمان علاوه بر ۱۱۰ لیتر بنزین سهمیه ملی، ۴۰ لیتر سهمیه استانی نیز در نظر گرفته شده است. به گفته او، این ۴۰ لیتر در دو مرحله و در قالب دو سهمیه ۲۰ لیتری شارژ می‌شود و سهمیه دوم پس از پایان سهمیه نخست در اختیار افراد قرار خواهد گرفت.

ذاکری هرندی همچنین اعلام کرد که از بامداد پنجشنبه، بنزین بدون یارانه در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان در دسترس ساکنان کرمان قرار می‌گیرد. او از آماده شدن کارت‌های جایگاه‌های سوخت برای عرضه این نوع بنزین خبر داد و تاکید کرد که طرح مدیریت سوخت در استان بر اساس تصمیمات ملی و ستاد سوخت کشور اجرا می‌شود.

اما هنوز چند ساعت از آغاز اجرای این تصمیم نگذشته بود که ورق برگشت. در بامداد ۲۲ مرداد، احمد سالاری‌فر، مدیر شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی منطقه کرمان، از توقف عرضه بنزین با نرخ آزاد پالایشگاهی خبر داد.

او اعلام کرد که پیرو مذاکرات استاندار کرمان با مقامات کشوری و با توجه به نیاز به بررسی بیشتر درباره طرح مدیریت مصرف سوخت و مقابله با قاچاق، اجرای طرح جدید فعلاً متوقف شده است.

هزارتوی ناترازی بنزین/نسخه دولت برای سوخت چیست؟

توقف طرح بنزین 87 هزار تومانی / ماجرای 40 لیتر سهمیه 5 هزار تومانی چیست؟

طرحی که قرار بود از نیمه‌شب در بیش از ۲۰۰ جایگاه استان اجرا شود، تنها چند ساعت بعد متوقف شد. همین توقف سریع، پرسش‌های زیادی را درباره نحوه تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، میزان هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول و البته نگرانی بابت پیامدهای طرح را ایجاد کرد.

با این حال، توقف عرضه بنزین با نرخ پالایشگاهی به معنای پایان ماجرا نبود. در ادامه مشخص شد که همزمان ایده دیگری برای مدیریت توزیع سوخت در کرمان در حال اجرا یا بررسی بوده است. این بار صحبت از اختصاص ۴۰ لیتر بنزین با نرخ پنج هزار تومان به شهروندان استان بود. موضوعی که خود به مجموعه‌ای تازه از ابهامات درباره سهمیه‌بندی و نحوه دسترسی مردم به سوخت اضافه کرد.

آن‌طور که ایرنا گزارش داده، مدیر شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی منطقه کرمان در این باره توضیح داد که سهمیه پنج هزار تومانی در قالب دو پیمانه ۲۰ لیتری در کارت سوخت شارژ می‌شود و در مجموع ۴۰ لیتر سهمیه با این نرخ برای مشمولان در نظر گرفته شده است.

سالاری‌فر درباره نحوه استفاده از این سهمیه گفت که زمانی که پیمانه نخست در حال استفاده است، شهروند باید همان سهمیه را به طور کامل مصرف کند و پس از خروج کارت از دستگاه و در نوبت بعدی سوخت‌گیری، پیمانه دوم برای او قابل مشاهده و استفاده خواهد بود.  نمایش سهمیه ۲۰ لیتری دوم به صورت همزمان با پیمانه نخست انجام نمی‌شود و دارنده کارت باید ابتدا سهمیه اول را به پایان برساند و سپس با مراجعه دوباره به جایگاه، امکان استفاده از سهمیه دوم برای او فراهم شود.

اما ساختار این طرح فقط به شهروندان بومی محدود نمی‌شد. در ادامه اعلام شد که برای مسافران و گردشگران ورودی به استان نیز ۴۰ لیتر سهمیه بنزین با نرخ پنج هزار تومان در نظر گرفته شده است.

سالاری‌فر در توضیح طرح جامع مدیریت توزیع بنزین در کرمان، علت اجرای آن را شلوغی جایگاه‌ها و ایجاد صف‌های طولانی عنوان کرد و گفت هدف از اجرای طرح، مدیریت توزیع بنزین و ساماندهی وضعیت عرضه در استان است. در چارچوب این طرح، کارت‌های آزاد از سطح جایگاه‌ها جمع‌آوری شده و سهمیه بنزین با نرخ پنج هزار تومان در کارت سوخت هم‌استانی‌ها شارژ شده است.بر اساس توضیح ارائه‌شده، کارت‌های سوخت شخصی در شرایط عادی دارای دو سهمیه شامل ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر با نرخ سه هزار تومان هستند. در استان کرمان، یک سهمیه ۴۰ لیتری با نرخ پنج هزار تومان نیز به این سهمیه‌ها اضافه شده است.

طرح بنزین 87 هزار تومانی محدود به کرمان بود؟

در این میان، انتشار نامه استاندار کرمان نیز ابعاد تازه‌ای به ماجرا داد. استانداری کرمان در چهار مرداد ماه با ارسال نامه‌ای به دفتر رئیس جمهوری طرح خود برای عرضه بنزین به قیمت تمام‌شده پالایشگاهی را اعلام کرده بود. درخواست عرضه بنزین با نرخ پالایشگاهی در استان کرمان، پیشنهاد استانداری کرمان در راستای مبارزه با قاچاق کالا بود.

در این نامه آمده است که کارت‌های آزاد جایگاه‌ها جمع‌آوری شود و سهمیه نخست به میزان ۶۰ لیتر، سهمیه دوم ۵۰ لیتر و سهمیه سوم نیز ۵۰ لیتر در کارت شخصی شهروندان بومی استان شارژ شود و مازاد بر این میزان با نرخ پالایشگاهی عرضه شود.

انتشار این نامه نشان می‌دهد که این طرح به پیشنهاد استانداری کرمان و مخصوص همین استان بوده و مشخص نیست که طرحی برای اجرای آن در باقی استان‌ها نیز وجود داشت یا خیر. با این حال، توقف فوری طرح نشان می‌دهد که هماهنگی در سطوح بالای مدیریتی دست‌کم در بخش انرژی کشور وجود ندارد و ناگهان پس از انتقادات فراوان به طرح مذکور، اجرای آن به سرعت متوقف شد.

بار دیگر غافلگیری در مورد بنزین!

پس از اظهارنظرات متعدد در مورد طرح جدید بنزین و علل توقف آن، اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، تصویر بزرگ‌تری از ماجرا ارائه کرد.

رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی با اشاره به حساسیت جامعه نسبت به مساله بنزین، تأکید کرد که رویکرد دولت، پرهیز از هرگونه اقدامی است که مردم را غافلگیر کند. هر تغییر احتمالی در حوزه انرژی، به ویژه بنزین، باید پیش از اجرا با مردم مطرح شود و دلایل، ابعاد، راهکارها و پیامدهای آن به شکل شفاف توضیح داده شود.

با وجود اظهارات رئیس سازمان بهینه‌سازی درباره ضرورت جلوگیری از غافلگیری مردم، اجرای طرح بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان و اطلاع‌رسانی درباره آن تنها چند ساعت پیش از اجرا، نشان داد که چگونه اصل «غافلگیر نکردن مردم» فراموش شده است!

طرحی با این میزان حساسیت و اثر مستقیم بر زندگی مردم، بدون اطلاع‌رسانی شفاف و در حالی وارد مرحله اجرا شد که حتی مشخص شد هماهنگی لازم میان دستگاه‌های مسئول هم وجود نداشته است. بعد از اینکه مسئولان اظهارنظر کردند و طرح عملاً وارد فاز اجرا شد، موج انتقادات بالا گرفت و ناگهان طرح متوقف شد. این اتفاق به روشنی نشان داد که ظاهراً بسیاری از پیامدهای اجرای چنین تصمیمی از ابتدا محاسبه نشده بود. چرا هر بار قرار است سیاستی اجرا شود، اول مردم باید با تبعات آن غافلگیر شوند؟

مردم کرمان در شرایطی با تورم افسارگسیخته، کاهش شدید قدرت خرید، بیکاری و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند که تصمیماتی از این دست فقط فشار بیشتری به زندگی آنها وارد می‌کند. وقتی درآمد مردم کفاف هزینه‌های روزمره را نمی‌دهد، افزایش هزینه سوخت فقط افزایش قیمت بنزین نیست. اثر آن به کرایه حمل‌ونقل، قیمت کالاها، هزینه تولید و در نهایت سفره مردم منتقل می‌شود.

مردمی که همین حالا زیر بار فشار اقتصادی کمر خم کرده‌اند، نباید قربانی تصمیماتی شوند که نه درست درباره آنها اطلاع‌رسانی شده، نه هماهنگی کافی برای اجرای آنها صورت گرفته و نه پیامدهای آن به درستی سنجیده شده است.

سه سناریو بنزینی دولت

پس از این ماجراها، رئیس سازمان بهینه‌سازی سه سناریو را به عنوان گزینه‌های در دست بررسی دولت تشریح کرد و تاکید داشت که هیچ‌کدام از این گزینه‌ها مصوبه مکتوب دولت نیست.

سناریوی نخست، عرضه بنزین به میزان تولید روزانه کشور است. در این مدل، بدون تغییر در قیمت، بنزین تا سقف تولید داخلی در جایگاه‌ها عرضه می‌شود. اما چنین روشی می‌تواند به شکل‌گیری صف و نابرابری در دسترسی مردم به سوخت منجر شود.

سناریوی دوم، توزیع میزان مشخصی از سوخت میان خودروهاست. در این مدل، میزان مشخصی از بنزین در اختیار خودروها قرار می‌گیرد و مصرف بیشتر از سهم تعیین‌شده با نرخ غیریارانه‌ای و متناسب با هزینه تامین یا واردات عرضه خواهد شد. این مشابه تصمیمی است که قرار بود در کرمان اجرا شود.

سناریوی سوم نیز اختصاص بخشی از بنزین به حمل‌ونقل عمومی بر مبنای پیمایش و توزیع بخش باقی‌مانده میان همه مردم است. در این مدل، دولت تلاش می‌کند یارانه بنزین را از شکل فعلی که عمدتا به دارندگان خودرو تعلق می‌گیرد، خارج کند و امکان توزیع آن میان همه شهروندان را فراهم کند.

در حالی این سه سناریو توسط رئیس سازمان بهینه‌سازی انرژی در مورد بنزین مطرح می‌شود که هر کدام ایرادات بسیاری دارند. سناریو اول دسترسی به بنزین را به صف‌های طویل واگذار کرده است و همان‌طور که خود سقاب‌اصفهانی بیان می‌کند، مشابه طرح توزیع شیر در دهه 60 است!

این در حالی است که در همین شرایط کنونی نیز در برخی استان‌ها این شرایط به وجود آمده و به دنبال سهمیه‌بندی توزیع بنزین میان استان‌ها، سهمیه به سرعت تمام می‌شود و متناسب با مصرف استان‌ها نیست. همین موضوع باعث شده است که بسیاری از جایگاه‌های بنزین مجبور به تعطیلی زودهنگام شوند.

سناریو دوم مشابه موردی است که قرار بود در کرمان اجرا شود. یکی از مسائلی که در این میان نادیده گرفته می‌شود، مصرف ماهانه خودروهاست. دولت در نظر می‌گیرد که مصرف ماهانه مردم حدود 150 لیتر در ماه است و اگر شخصی بیشتر از این میزان نیاز به بنزین دارد، باید به نرخ غیریارانه‌ای سوخت‌گیری کند. این در حالی است که اکثر مردم مجبور به استفاده از خودروهای داخلی هستند و مصرف سوخت خودروهای داخلی حداقل دو برابر تا سه برابر استاندارد جهانی است!

در چنین شرایطی باید پرسید وقتی به‌دلیل انحصار، اکثر مردم عملا مجبورند از خودروسازان داخلی خریداری کنند، طبیعی است که مصرف بنزین خانوارها هم به طور قابل‌توجهی افزایش پیدا کند. برای بسیاری از خودروهای داخلی، حتی سهمیه ۱۵۰ لیتر بنزین در ماه ممکن است برای استفاده روزمره و معمولی هم کافی نباشد؛ مخصوصا وقتی مصرف خودرو به حدود ۲۰ تا ۲۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر می‌رسد.

آیا مردم باید هزینه و تاوان کیفیت پایین و مصرف بالای خودروهایی را بدهند که در یک بازار انحصاری تولید و عرضه می‌شوند؟ اگر خودروساز به‌دلیل ضعف کیفیت و بهره‌وری، خودرویی با مصرف سوخت بسیار بالا تولید می‌کند، چرا باید هزینه این ناکارآمدی از جیب مردم پرداخت شود و مردم مجبور شوند برای مصرف مازاد، بنزین را با نرخ غیر یارانه‌ای تهیه کنند؟

طرح سوم هم به نظر می‌رسد از نظر منطقی ایرادات اساسی داشته باشد. وقتی یارانه بنزین اساسا یارانه‌ای مربوط به یک کالا و هزینه مصرف آن است، چرا باید این یارانه به‌صورت یکسان به همه افراد جامعه، حتی کسانی که خودرو یا وسیله نقلیه‌ای ندارند، پرداخت شود؟ یارانه باید متناسب با محل ایجاد هزینه و مصرف پرداخت شود.

اگر قرار است یارانه‌ای برای بنزین در نظر گرفته شود، منطقی‌تر است به مصرف‌کننده واقعی، یعنی دارنده خودرو یا وسیله نقلیه‌ای که بنزین مصرف می‌کند، تعلق بگیرد. وقتی فردی وسیله نقلیه‌ای ندارد، پرداخت یارانه بنزین به او چه توجیهی دارد؟ تا جایی که در الگوهای رایج سیاست‌گذاری سوخت دیده می‌شود، یارانه بنزین معمولا با مصرف یا وسیله نقلیه مرتبط است، نه اینکه بدون توجه به داشتن یا نداشتن خودرو، به‌صورت یکسان به تمام افراد جامعه پرداخت شود.

حال که ابعاد ماجرا بررسی شد، باید پرسید دولت برای مدیریت بحران بنزین اصلا برنامه منسجم و قابل دفاعی دارد؟

تجربه اجرای طرح در کرمان نشان داد که یک طرح می‌تواند آن‌قدر بدون برنامه و بدون توجه به واقعیت‌های جامعه طراحی شود که خیلی سریع متوقف شود. بعد از آن هم به‌جای ارائه یک راهکار جامع و کارشناسی، چندین طرح مختلف مطرح شد که هرکدام نه‌تنها بخشی از مشکل را حل نمی‌کنند، بلکه خودشان با ایرادات جدی و پرسش‌های منطقی مواجه‌اند. این وضعیت در حالی است که کمبود بنزین روزبه‌روز تشدید شده و بخش مهمی از این بحران، نتیجه سال‌ها ناکارآمدی در سیاست‌گذاری انرژی، مدیریت مصرف، کیفیت خودروها و توسعه زیرساخت‌هاست.

باید پرسید چرا باید هزینه این ناکارآمدی‌ها دوباره از جیب مردم پرداخت شود؟ چرا هر بار طرحی مطرح می‌شود که فشار بیشتری بر مصرف‌کننده وارد می‌کند، بدون آن‌که منطق اقتصادی و اجرایی روشنی پشت آن باشد؟ چطور ممکن است پس از اجرای ناموفق یک طرح بنزینی، سه سناریو از سوی یکی از مسئولان مطرح شود که هیچ‌یک با واقعیت موجود همخوانی نداشته و حتی در ایده نیز چشم‌انداز روشنی برای حل معضل کمبود بنزین ارائه نکند؟

تمامی این پرسش‌ها همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند، اما آنچه مشخص است، گره کوری است که بر سر مساله بنزین ایجاد شده و به نظر می‌رسد مسئولان هنوز برنامه‌ای منسجم و قابل اتکا برای باز کردن این گره ندارند.

بیشتر بخوانید



۳ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

خودروساز‌های داخلی و سرهم‌بند‌ها متهم اصلی ناترازی بنزین هستند

جوان آنلاین: ناترازی بنزین هر روز بخش بزرگ‌تری از منابع انرژی کشورمان را درگیر می‌کند و در میان عوامل مؤثر بر رشد مصرف سوخت، خودرو‌هایی قرار دارند که با فناوری قدیمی و مصرف بالا وارد خیابان‌ها می‌شوند و میلیون‌ها لیتر بنزین بیشتر از خودرو‌های کم‌مصرف می‌سوزانند. طبعاً وقتی خودروساز داخلی و دلالان خودرو‌های مونتاژی محصولی با مصرف بالا عرضه می‌کنند، هزینه این ناکارآمدی فقط روی دوش مالک خودرو باقی نمی‌ماند و دولت برای تأمین سوخت بیشتر باید منابع بیشتری اختصاص دهد و کشور نیز با فشار ناشی از تولید و واردات بنزین روبه‌رو می‌شود؛ بنابراین ادامه تولید خودرو‌های پرمصرف به ضرر مردم و دولت است و باید هزینه تحمیل‌شده تا کنون هم از حلقوم این صنعت ناپاک بیرون کشیده شود. 

ناترازی بنزین از اختلاف میان تولید پالایشگاه و مصرف جایگاه فراتر رفته است و بخش مهمی از این شکاف در خیابان‌ها و داخل باک خودرو‌ها شکل می‌گیرد، زیرا هر خودروی پرمصرف برای پیمودن یک مسافت مشخص، سوخت بیشتری می‌سوزاند و وقتی همین مصرف در مقیاس میلیون‌ها خودرو تکرار شود، فشار آن به شبکه تأمین بنزین منتقل می‌شود و آمار‌های منتشرشده از ناترازی حدود ۱۴ میلیون لیتر در روز حکایت دارد و قاعدتاً نمی‌توان سیاست کاهش مصرف را فقط با توصیه به مردم یا افزایش هزینه سوخت دنبال کرد و از خودروسازی که محصول پرمصرف تولید می‌کند، انتظار هیچ سهمی در حل بحران نداشت! 

مصرف سوخت خودرو‌های تولید داخل به طور میانگین حدود ۱۴ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر پیمایش اعلام شده است و وقتی در مقیاس ناوگان کشور قرار می‌گیرد، به یک مسئله اقتصادی تبدیل می‌شود، زیرا خودرویی که در هر ۱۰۰ کیلومتر یک یا دو لیتر بیشتر مصرف می‌کند، در طول عمر خود هزاران لیتر سوخت اضافی می‌سوزاند و اگر این الگو در میلیون‌ها دستگاه تکرار شود، بخش قابل توجهی از تقاضای بنزین از ناکارآمدی فناوری خودرو ناشی خواهد شد که متأسفانه این چنین نیز شده است. 

مسئله وقتی غصه‌دارتر می‌شود که خودرو‌های پرمصرف همچنان به عنوان محصول جدید وارد بازار شوند و برای سال‌های طولانی در ناوگان باقی بمانند، زیرا تصمیم امروز کارخانه درباره موتور و وزن و جعبه‌دنده و فناوری احتراق فقط مصرف سوخت امسال را تعیین نمی‌کند و آثار آن تا سال‌ها بعد ادامه پیدا می‌کند. بنابراین هر خودروی پرمصرفی که امروز شماره‌گذاری می‌شود، بخشی از تقاضای آینده بنزین را نیز تثبیت می‌کند و هزینه این تصمیم را فقط خریدار خودرو پرداخت نمی‌کند. 

هزینه پرمصرفی را چه کسی می‌دهد؟ 

در ساختار فعلی بازار خودرو، بخش بزرگی از هزینه مصرف سوخت پس از خرید به مالک منتقل می‌شود و دولت نیز هزینه تأمین کسری بنزین را تحمل می‌کند، اما خودروساز الزام اقتصادی متناسبی برای پرداخت هزینه مصرف بالاتر محصول خود ندارد و همین مسئله انگیزه اصلاح فناوری را ضعیف می‌کند و باعث می‌شود سرمایه‌گذاری برای کاهش مصرف از اولویت پایین‌تری برخوردار باشد، زیرا هزینه فناوری کم‌مصرف امروز برای تولیدکننده قطعی است، اما بخش مهمی از منفعت آن در سال‌های بعد نصیب مصرف‌کننده و دولت خواهد شد. 

اگر خودرویی با مصرف بیشتر بتواند بدون پرداخت هزینه‌ای متناسب با مصرف بالاتر تولید و عرضه شود، بازار نیز پیام دقیقی به تولیدکننده نمی‌دهد و طبعاً در چنین شرایطی خودروساز می‌تواند هزینه ناکارآمدی را به مصرف‌کننده منتقل کند، کما اینکه در سایه مسئولان احتمالاً درگیر «تعارض منافع» منتقل شده است و دولت نیز برای تأمین سوخت بیشتر، منابع خود را به واردات یا افزایش تولید اختصاص دهد، در حالی که اصلاح همان محصول در کارخانه می‌توانست بخشی از فشار را از سمت تقاضا کم کند. 

این مسئله درباره خودرو‌های سرهم‌بندشده (مونتاژی) نیز صدق می‌کند، چراکه مونتاژ داخلی به خودی خود نشانه کم‌مصرف بودن خودرو نیست و برند خارجی نیز نمی‌تواند جای معیار مصرف سوخت را بگیرد. بنابراین هر خودرویی که در بازار ایران عرضه می‌شود، باید براساس میزان مصرف واقعی و استاندارد‌های قابل سنجش ارزیابی شود و اگر مصرف آن بالاست، تولیدکننده و واردکننده باید در برابر آثار اقتصادی آن پاسخگو باشند که متأسفانه چنین نیست. 

بدیهی است تمام ناترازی به خودرو ختم نمی‌شود، چراکه رشد تعداد خودروها، افزایش پیمایش، فرسودگی ناوگان، کیفیت سوخت، ضعف حمل‌ونقل عمومی و الگوی سفر خانوار‌ها نیز بر مصرف بنزین اثر دارند، اما چندعاملی بودن بحران نباید سهم خودرو‌های پرمصرف را از معادله حذف کند و همان‌طور که نمی‌توان از فرسودگی خودرو‌های قدیمی سخن گفت، مصرف بالای خودرو‌های صفرکیلومتر را نادیده گرفت. 

آمار مصرف بنزین مسیر این روند را دقیق‌تر می‌کند. براساس گزارش‌های منتشرشده، مصرف روزانه ۱۳۵ میلیون لیتر بنزین عمق معضل را مشخص می‌کند و وقتی دولت با ناترازی مواجه می‌شود، راه‌های مختلفی برای جبران آن در اختیار دارد که واردات بنزین یکی از این راه‌هاست و افزایش تولید نیز راه دیگر است، اما هر دو مسیر هزینه دارند و اگر خودروی پرمصرف همچنان بدون تغییر در فناوری تولید شود، هر مقدار بنزین اضافه‌ای که وارد کشور شود، فقط فرصت بیشتری برای ادامه همان الگوی مصرف ایجاد می‌کند. به همین دلیل، سیاست واردات بدون اصلاح خودرو بیشتر شبیه خرید زمان است و باید متوقف شود. 

از سوی دیگر، انتقال مستقیم هزینه ناترازی به مردم نیز راه‌حل عادلانه‌ای نیست، زیرا خانواری که در بازار محدود خودرو ناچار به خرید محصول پرمصرف شده است، اختیار چندانی بر فناوری موتور و میزان مصرف آن ندارد و اگر سیاستگذار از مالک خودرو انتظار کاهش مصرف دارد، باید همان مطالبه را از تولیدکننده نیز مطرح کند و خودروساز را برای هر لیتر مصرف اضافی پاسخگو نگه دارد، البته اگر زورش بچربد! 

استانداردی که باید اثر اقتصادی داشته باشد 

در کشورمان استاندارد‌های مصرف سوخت و آلایندگی برای خودرو وجود دارد و دستگاه‌های مسئول نیز فرآیند پایش را انجام می‌دهند، اما مسئله اصلی فقط وجود استاندارد نیست و باید دید استاندارد مصرف سوخت چه اثری بر تصمیم تولیدکننده می‌گذارد. اگر خودرویی با مصرف بالا همچنان امکان تولید و فروش داشته باشد و هزینه مصرف اضافی آن نیز بر عهده خریدار و دولت قرار گیرد، استاندارد عملاً به حداقل فنی تبدیل می‌شود، در حالی که باید ابزاری برای اصلاح اقتصادی صنعت خودرو باشد. 

در چنین شرایطی، لازم است مصرف سوخت از یک شاخص فنی به یک شاخص اقتصادی تبدیل شود و خودروی کم‌مصرف باید برای تولیدکننده مزیت داشته باشد و خودروی پرمصرف نیز هزینه بیشتری ایجاد کند که این هزینه می‌تواند در قالب عوارض، مالیات، محدودیت تولید یا سازوکار‌های دیگری تعریف شود و در مقابل، برای فناوری‌های کم‌مصرف و برقی و هیبریدی مشوق واقعی ایجاد شود. 

این تغییر نگاه از آن جهت اهمیت دارد که صنعت خودرو دهه‌هاست از حمایت‌های مختلف برخوردار بوده است، اما اگر قرار باشد حمایت از تولید داخلی ادامه داشته باشد، مصرف سوخت نیز باید بخشی از معیار ارزیابی عملکرد این صنعت باشد و تولید بیشتر به تنهایی موفقیت صنعتی محسوب نمی‌شود و وقتی محصول تولیدشده برای حرکت به بنزین بیشتری نیاز دارد، بخشی از هزینه تولید آن عملاً به بخش انرژی کشور منتقل می‌شود. 

همچنین متولیان دست‌کج خودرو نمی‌توانند فقط در زمان فروش خودرو از مزیت بازار داخلی استفاده کنند و در زمان بروز ناترازی بنزین خود را خارج از این مسئله بدانند، زیرا محصول کارخانه مستقیماً با مصرف انرژی کشور ارتباط دارد و همان‌طور که کیفیت ایمنی خودرو یا آلایندگی آن موضوع سیاستگذاری است، مصرف سوخت نیز باید به عنوان بخشی از مسئولیت اقتصادی تولیدکننده دیده شود. 

ناترازی بنزین در نهایت یک صورتحساب بزرگ برای اقتصاد کشورمان ایجاد کرده است و این صورتحساب از محل بودجه و منابع ارزی و ظرفیت پالایش و هزینه مصرف خانوار پرداخت می‌شود. بنابراین اگر قرار باشد اصلاحی انجام شود، باید سهم هر بخش از این هزینه روشن باشد، یعنی دولت باید برای سیاستگذاری و توسعه حمل‌ونقل عمومی پاسخگو باشد و مصرف‌کننده نیز در حد اختیار خود رفتار مصرفی را اصلاح کند و خودروساز نیز باید برای کاهش مصرف محصولی که تولید می‌کند، مسئولیت بپذیرد. 

ادامه تولید خودرو‌های پرمصرف در شرایطی که کشور با کسری بنزین روبه‌روست، به یک تصمیم اقتصادی تبدیل شده است و هر خودرویی که با مصرف بالاتر از سطح قابل قبول وارد ناوگان می‌شود، تقاضای سوخت آینده را افزایش می‌دهد و اگر این افزایش تقاضا با واردات یا مصرف بیشتر منابع جبران شود، هزینه ناکارآمدی صنعت خودرو از جیب کل اقتصاد پرداخت خواهد شد. 

بنابراین اگر قرار است آتش ناترازی بنزین مهار شود، شعله آن نباید فقط به جایگاه و کارت سوخت و جیب مصرف‌کننده برسد و بخشی از آن باید به کارخانه‌ای برسد که خودرو را با میزان مشخصی از مصرف تولید می‌کند و خودروساز وقتی در حل ناترازی بنزین شریک خواهد بود که مصرف سوخت محصولش در قیمت و مجوز تولید و رتبه کیفیت و مسئولیت اقتصادی آن اثر داشته باشد و تولید خودروی پرمصرف دیگر تصمیمی بدون هزینه برای تولیدکننده باقی نماند.


۱ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

بنزین متانولی تأیید شد؟ / زنگ خطر برای خودروها به صدا درآمد / آیا استفاده از متانول می‌تواند به موتور و قطعات خودرو آسیب بزند؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیج فارس با اشاره به اجرای موفق طرح استفاده کنترل‌شده از متانول در ترکیب بنزین تولیدی این پالایشگاه اظهار کرد:« این پالایشگاه برای نخستین بار در کشور و در مقیاس عملیاتی، استفاده از متانول به‌عنوان جزء اکسیژنه در ترکیب بنزین را مورد آزمون قرار داده و پس از انجام مطالعات دقیق، آزمایشات گسترده و بررسی‌های فنی، استفاده از حدود نیم درصد حجمی متانول در بنزین تولیدی پالایشگاه عملیاتی شد.»

وی تأکید کرد: «در استاندارد ملی ایران و نیز استاندارد اروپا استفاده از متانول به‌عنوان یکی از ترکیبات اکسیژنه تا حدود ۳ درصد حجمی در چارچوب الزامات مربوطه پیش‌بینی شده است؛ بنابراین میزان مورد استفاده در این طرح، یعنی نیم درصد حجمی، تنها حدود یک‌ششم سقف مجاز استاندارد است.»

مدیرعامل پالایشگاه نفت ستاره خلیج فارس افزود: «یکی از مزیت‌های مهم ترکیبات اکسیژنه همچون متانول، کمک به بهبود فرآیند احتراق است. مطالعات انجام‌شده روی موتورهای بنزینی نشان داده است که استفاده از سوخت‌های حاوی متانول در شرایط مختلف می‌تواند موجب کاهش انتشار کربن مونوکسید (CO) و برخی دیگر از آلاینده‌های حاصل از احتراق شود. بنابراین در کنار موضوع افزایش بهره‌وری و تولید، بهبود عملکرد موتور و شاخص های زیست‌محیطی سوخت نیز از جنبه‌های مورد توجه این طرح است.» وی ادامه داد: «استفاده از متانول در سوخت، موضوعی بی‌سابقه در صنعت انرژی جهان نیست و کشورهایی مانند چین، آمریکا و اروپا تجربه تولید و مصرف سوخت‌های متانولی در درصدهای به‌مراتب بالاتر از میزان مورد استفاده در این طرح را داشته‌اند.برای نمونه در کشور چین، سوخت‌های متانولی در مقیاس تجاری استفاده شده‌اند و استانداردهای سوخت بنزین-متانول مثل M۱۵ ( ۱۵٪ متانول) وجود دارد. حتی سوخت‌های با درصد بالاتر هم در برخی برنامه‌های متانولی چین استفاده شده‌اند.بنابراین استفاده از متانول به‌عنوان یک ترکیب اکسیژنه در بنزین در کشورهای پیشرفته کاملاً شناخته‌شده است.همچنین بخش عمده بنزین مصرفی کشورهای نظیر ایالات متحده و برزیل حاوی اتانول است و علاوه بر ترکیب‌های متداول مانند E۱۰ و E۱۵، سوخت E۸۵ با درصد بالای اتانول مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واقع استفاده از الکل‌ها به‌عنوان ترکیب اکسیژنه و افزایش‌دهنده اکتان، یک فناوری شناخته‌شده در صنعت سوخت جهان به منظور بهبود وضعیت احتراقی موتور کاهش آلایندگی محیط زیست است.

مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیج فارس در پایان با اشاره به ظرفیت بالای کشور در تولید متانول اظهار داشت: «ایران از تولیدکنندگان بزرگ متانول در جهان است و ظرفیت قابل توجهی برای تولید این محصول در کشور وجود دارد.این ظرفیت می‌تواند علاوه بر بازار صادراتی، با ارائه توجیه فنی، اقتصادی و رعایت کامل الزامات استانداردی، در زنجیره داخلی انرژی نیز مورد استفاده هدفمند قرار گیرد.»


۴ ساعت قبل / روزنامه تعادل

اصلاح بنزین از مسیر اعتماد عمومی

حميدرضا صالحي

 بحث اصلاح الگوي مصرف بنزين بار ديگر به يكي از مسائل اصلي سياستگذاري انرژي تبديل شده است. موضوعي كه از يك طرف با حجم بالاي يارانه پنهان و ناترازي در توليد و مصرف رو‌به‌‌رو است و از سوي ديگر، به دليل فشارهاي اقتصادي موجود، هرگونه تصميم قيمتي درباره آن مي‌تواند تبعات اجتماعي و تورمي گسترده‌‌اي ايجاد كند. در چنين شرايطي، اصلاح بنزين نه با تصميمي شتاب‌‌زده، بلكه با گفت‌وگوي شفاف با مردم، رعايت عدالت در توزيع يارانه و ارايه برنامه‌‌اي همزمان براي توسعه خودروهاي كم‌ مصرف، هيبريدي و برقي امكان‌پذير است. سال‌هاست مساله بنزين و ساير حامل‌‌هاي انرژي در ايران به تعويق افتاده و هر دولت، بخشي از دشواري تصميم‌گيري را به دولت بعد منتقل كرده است. اكنون نتيجه اين تاخير، انباشت مشكلاتي است كه حل آنها نسبت به گذشته پيچيده‌‌تر شده است. در شرايطي كه اصلاحات انرژي مي‌توانست سال‌ها پيش و با هزينه اجتماعي كمتر آغاز شود، امروز هر تصميم درباره بنزين مستقيما با معيشت مردم، نرخ تورم، هزينه حمل‌ونقل و حتي اعتماد عمومي ارتباط پيدا كرده است. برآوردها درباره حجم يارانه بنزين در ايران، از رقمي بيش از ۱۰۰ ميليارد دلار حكايت دارد، رقمي كه ايران را در شمار بالاترين كشورها از نظر پرداخت يارانه انرژي قرار مي‌دهد. اين وضعيت در ظاهر به معناي ارزان بودن بنزين براي مصرف‌‌كننده است، اما در عمل، توزيع اين يارانه به ‌هيچ‌وجه عادلانه نيست. شهروندي كه خودرو ندارد يا مصرف محدودي دارد، عملا از يارانه‌اي مشابه فردي برخوردار مي‌شود كه چند خودرو در اختيار دارد و مصرف بسيار بيشتري انجام مي‌دهد. بنابراين مساله تنها قيمت بنزين نيست؛ مساله اصلي، نحوه توزيع منابع عمومي و سهم گروه‌هاي مختلف از اين يارانه است. در چنين شرايطي، هرگونه افزايش قيمت بايد با پاسخ روشن به چند پرسش اساسي همراه باشد. مردم حق دارند بدانند چرا قيمت بنزين بايد تغيير كند، منابع حاصل از آن چگونه هزينه خواهد شد و چه ساز وكاري براي حمايت از خانوارهاي كم‌ درآمد در نظر گرفته شده است. همچنين بايد مشخص شود آيا افزايش قيمت براي همه مصرف‌كنندگان يكسان خواهد بود يا افراد پرمصرف و دارندگان چند خودرو، سهم بيشتري از هزينه اصلاحات را پرداخت خواهند كرد. نمي‌توان از عدالت سخن گفت، اما يارانه را بدون توجه به ميزان مصرف و سطح درآمد ميان همه توزيع كرد. اعتماد عمومي در اين ميان اهميت تعيين‌‌كننده دارد. دولت نمي‌تواند صرفا با اعلام چند سناريو، انتظار همراهي جامعه را داشته باشد. اصلاحات اقتصادي زماني امكان موفقيت پيدا مي‌كند كه مردم در جريان ضرورت‌‌ها، اهداف و پيامدهاي آن قرار بگيرند. جامعه بايد بداند درآمدهاي ناشي از اصلاح قيمت قرار است به كجا بازگردد؛ آيا بخشي از آن صرف تقويت حمل‌ونقل عمومي مي‌شود، به بهداشت و رفاه اختصاص مي‌يابد يا براي جبران هزينه‌هاي دهك‌هاي پايين درآمدي به كار گرفته خواهد شد. وعده كلي درباره بازگشت درآمدها كافي نيست؛ دولت بايد سازوكار اين بازگشت را شفاف و قابل ارزيابي اعلام كند.افزايش قيمت بنزين بدون در نظر گرفتن پيامدهاي اقتصادي آن، مي‌تواند به رشد هزينه حمل‌ونقل و در نتيجه افزايش قيمت كالاها و خدمات منجر شود. 

 اين فشار براي خانوارهاي كم‌درآمد كه سهم بيشتري از درآمد خود را صرف نيازهاي ضروري مي‌كنند، سنگين‌تر خواهد بود. به همين دليل، سياست قيمتي بايد بخشي از يك بسته جامع باشد، نه اقدامي منفرد كه تنها با هدف كاهش مصرف يا جبران كسري منابع اجرا شود. يكي از اركان اين بسته، اصلاح صنعت خودرو است. نمي‌توان از مردم خواست مصرف بنزين را كاهش دهند، اما همچنان خودروهايي با فناوري قديمي و مصرف بالا توليد و عرضه كرد. دولت بايد خودروسازان را به استفاده از موتورهاي كم‌مصرف، هيبريدي و برقي ملزم كند و از ظرفيت همكاري‌هاي صنعتي و فناوري با كشورهايي مانند چين بهره بگيرد. امروز موتورهاي هيبريدي با مصرف بسيار پايين در دسترس هستند و مي‌توانند مصرف سوخت را به شكل محسوسي كاهش دهند. پرسش اساسي اين است كه چرا چنين فناوري‌هايي با سرعت بيشتري وارد چرخه توليد داخلي نمي‌شوند. توسعه خودروهاي برقي نيز نيازمند سياست حمايتي روشن است. اگر قرار است مردم از خودروهاي بنزيني پرمصرف به سمت خودروهاي برقي يا هيبريدي حركت كنند، بايد امكان اقتصادي اين انتخاب فراهم شود. كاهش تعرفه واردات، ارايه تسهيلات خريد، توسعه زيرساخت شارژ و پرداخت يارانه مستقيم يا غيرمستقيم، از جمله اقداماتي است كه مي‌تواند قيمت تمام‌ شده اين خودروها را براي مردم كاهش دهد. تجربه برخي كشورها، از جمله فرانسه نشان مي‌دهد دولت‌ها براي ترغيب شهروندان به خريد خودروهاي برقي، بخشي از هزينه خريد را تقبل كرده‌اند. چنين سياستي در ايران نيز مي‌تواند به‌جاي فشار صرف بر مصرف‌كننده، مسير اصلاح را از طريق تغيير فناوري هموار كند.بنابراين اصلاح بنزين بايد از يك تصميم قيمتي به يك برنامه ملي براي اصلاح حكمراني انرژي تبديل شود. دولت چهاردهم براي عبور از اين مرحله، بيش از هر چيز به گفت‌وگوي مستقيم با مردم، شفافيت در هزينه‌كرد منابع، حمايت از اقشار آسيب‌پذير و برنامه‌اي عملي براي نوسازي ناوگان حمل‌ونقل نياز دارد. افزايش قيمت، اگر بدون عدالت و بدون ارايه گزينه‌هاي جايگزين اجرا شود، نه‌تنها ناترازي را حل نمي‌كند، بلكه فاصله ميان دولت و جامعه را افزايش خواهد داد. اصلاح واقعي زماني رخ مي‌دهد كه مردم احساس كنند هزينه تصميم‌ها عادلانه توزيع مي‌شود و درآمدهاي حاصل از آن، به جاي گم شدن در ساختارهاي بودجه‌اي، به بهبود زندگي و رفاه عمومي بازمي‌گردد.




 مجوز واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در 1405
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مجوز واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در 1405

دنیای اقتصاد: سخنگوی وزارت صمت گفت: مطابق آیین‌نامه نحوه واردات خودرو‌های کارکرده، کارگروه ویژه میزان واردات خودرو‌های کارکرده را برای سال جاری، ۲۵هزار دستگاه تعیین کرده است.

 چرا میلیون‌ها چینی برای شغل دولتی رقابت می‌کنند؟
۱۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا میلیون‌ها چینی برای شغل دولتی رقابت می‌کنند؟

دنیای اقتصاد: در چین، شغل دولتی فقط به معنای حقوق و امنیت شغلی نیست؛ برای بسیاری از کارکنان، ورود به ساختار دولت و حزب می‌تواند به معنای پذیرش نظارت بر بخش‌هایی از زندگی خصوصی هم باشد.

 نماینده مجلس: مشکل بازار کمبود کالا نیست، بلکه گرانی است
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

نماینده مجلس: مشکل بازار کمبود کالا نیست، بلکه گرانی است

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با تأکید بر اینکه در حال حاضر مشکل اصلی بازار، کمبود کالا نیست بلکه گرانی و فشار معیشتی است، گفت: بخشی از افزایش قیمت‌ها ناشی از شرایط جنگی است که مردم آن را درک و تحمل می‌کنند، اما با افرادی که از فضای جنگ برای گران‌فروشی و فشار بیشتر بر مردم سوءاستفاده می‌کنند، باید با شدت برخورد شود.

 جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره
۵ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره

آرمان امروز : بازار فلزات گران‌بها شاهد حرکت‌های صعودی قدرتمندی بود؛ به‌طوری که قیمت طلا با رشد حدودا ۳ درصدی تا نزدیکی مرز ۴,۴۹۰ دلار پیشروی کرد. به گزارش بازار، نقره نیز با جهشی چشمگیرتر، رشد ۴ درصدی را تجربه کرد و تا ۶۵.۶ دلار صعود کرد. این جهش قیمتی در حالی رخ داد که [ ]

 هشدار نارنجی بارندگی در ۵ استان کشور
۱۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

هشدار نارنجی بارندگی در ۵ استان کشور

سازمان هواشناسی هشدار نارنجی رگبار، رعدوبرق و احتمال وقوع سیلاب در برخی استان‌های شمالی و شمال‌شرقی کشور صادر کرد.

 آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری
۵ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری

آرمان امروز : عبدالعظیم آق‌آتابای؛ پژوهشگر اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای تازه‌های اقتصاد به جایگاه آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران و نقد ظرفیت آن برای حل مسائل ساختاری اقتصاد کشور پرداخت. در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های هم‌زمان تورم مزمن، ناترازی‌های مالی و فشارهای ارزی روبه‌روست، بازخوانی «مکتب کلاسیک» به‌عنوان نخستین نظام نظری [ ]