
به گزارش ایران اکونومیست، باوجود رشد دانشگاهها، افزایش تولیدات علمی، توسعه دانشبنیانها و سرمایهگذاریهای گسترده ایران در حوزه فناوری همچنان پیوند مؤثری میان علم، صنعت و سیاستگذاری شکل نگرفته و این درحالی است که نوآوری زمانی شکل میگیرد که دانشگاه، صنعت، دولت و شرکتهای فناور مانند اعضای یک ارکستر بر اساس نقشهای مشترک بنوازند؛ اما در ایران هریک از این بازیگران هنوز ساز خودرا مینوازند ونتیجه آن سمفونی ناتمام توسعه است.
نوآوری تنها حاصل نبوغ فردی یا پیشرفت یک نهاد نیست؛ بلکه محصول تعامل مؤثر میان دانشگاه، صنعت، دولت و شرکتهای فناور است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که مزیت رقابتی امروز، بیش از آنکه به تعداد دانشگاهها یا حجم سرمایهگذاری وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی و هماهنگی میان اجزای اکوسیستم نوآوری بستگی دارد. با این حال، در ایران با وجود ظرفیتهای قابل توجه علمی، صنعتی و فناورانه، این هماهنگی هنوز به شکل مطلوب شکل نگرفته است. یادداشت مصطفی میلانی دکتری مهندسی مواد و دبیر سابق ستاد توسعه فناوریهای مواد و ساخت پیشرفته معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری که در اختیار ایسنا قرار گرفت، با نگاهی تحلیلی، دلایل این ناهماهنگی و الزامات شکلگیری یک اکوسیستم نوآوری کارآمد را بررسی میکند. آنچه در پی میآید متن یادداشت مصطفی میلانی است.
سمفونی ناتمام نوآوری؛ چرا علم، صنعت و دولت در ایران هنوز همنوا نشدهاند؟
"تصور کنید در تالار باشکوهی نشستهاید و قرار است یکی از مهمترین اجراهای سال را ببینید. روی صحنه، همه چیز آماده است؛ ویولنها کوک شدهاند، سازهای بادی برق میزنند، سازهای کوبهای در جای خود قرار گرفتهاند و صدها نوازنده منتظر اشاره رهبر ارکستر هستند. تماشاگران نیز با امید، بلیت خریدهاند و چشم به صحنه دوختهاند. رهبر ارکستر چوب رهبری را بالا میبرد. اما به جای آغاز یک سمفونی، هر گروه قطعهای متفاوت را مینوازد. ویولنها در دستگاهی مینوازند که با سازهای بادی همخوان نیست، سازهای کوبهای ریتم دیگری دارند و رهبر، به جای هماهنگ کردن ارکستر، مدام میان نوازندگان میدود و سعی میکند خودش ساز همه را بنوازد.
تماشاگران که برای شنیدن موسیقی آمده بودند، سالن را با این پرسش ترک میکنند که مشکل از کدام ساز بود؟ پاسخ …












