
**چالش واقعی پس از واگذاری شرکت ملیخودرو: چه کسانی در نهایت قدرت دارند؟** منتشر کردن سهام ایرانخودرو (از سال ۱۴۰۳) به بخش خصوصی، تغییر قابلتوجهی در چشمانداز خودروسازی ایرانی بوده است. اما شادیهای کوتاهمدتی که در انتشار اخبار این واگذاری موج سردی خاصی ایجاد کرد، دستاوردهای واقعی را هنوز درخشان نکردهاند. ## ۱. مالکیت دقیقاً چه بدی دارد؟ اولین پرسش ضروری این است که چه اشارهگری در پسزمینهی شرکت قرار دارد. یک سرمایهگذار، یک سازمانم یا مجموعاتی از دولتهنشینان؟ اگر این دارای ساختارهای سازمانی واضحی باشد، همانطور که در گزارشهای مستقل آمده، امکان تبدیل واقعی به یک واحد مستقل وجود دارد. در غیر این صورت، آنچه به نظر میرسد یک واگذاری باشد، ممکن است نهمنقش یا حتی صمیمیت نهچندان پاسخگو باشد. ## ۲. سرمایه جدید، امیّات جدید؟ یکی دیگر از معیاری که باید بررسی شود، dépôt سرمایه است. اگر سهمهای خریداری شده با سرچشمهای عضوی مالی و یا بازپرداختهای مقداری بهعنوان سرمایه فرعی جایگزین شود، وضعیت مالی بهسرعت بهبود مییابد. اما اگر این سرمایه فقط به حساب یک سرمایهگذاری حقیقی محدود شود و هیچ نقشی در تأمین مالی بلندمدت شرکت نباشد، نقش اجرایی آن به نظر میرسد محض «مدیر قانون جاری»، نه نخبگان بحرانی و فرآیندی …












