
به گزارش ایران اکونومیست؛ قطع مکرر اینترنت و فیلترینگ گسترده، مدل «دورکاری از داخل ایران» را فروپاشید و موج جدیدی از خروج تودهای متخصصان IT را رقم زد. بر اساس جدیدترین آمارهای میدانی، مهاجرت فعالان زیستبوم فناوری دیگر یک «انتخاب اقتصادی برای رفاه بیشتر» نیست، بلکه به یک «ضرورت زیرساختی برای حفظ شغل» تبدیل شده است. در دو دهه گذشته، معادله مهاجرت متخصصان فناوری اطلاعات در ایران فرمولی ساده و مبتنی بر مسائل اقتصادی داشت: تورم ساختاری، کاهش قدرت خرید و افت ارزش ریال، برنامهنویسان و فعالان حوزه هوش مصنوعی را بر سر یک دو راهی قرار میداد؛ یا عطای ماندن را به لقایش ببخشند و برای دستیابی به رفاه بیشتر راهی دیار غربت شوند، یا با استفاده از الگوی «دورکاری»، در ایران بمانند، درآمد ارزی داشته باشند و هزینههای خود را به ریال مدیریت کنند. این الگوی دوم، سالها پناهگاه امن نخبگانی بود که تمایلی به ترک وطن نداشتند. اما تحولات اخیر زیرساخت ارتباطی کشور، این معادله را به کلی برهم زده است.
امروز پیمایشهای میدانی و آمارهای رسمی نشان میدهند که قطعیهای مکرر اینترنت، فیلترینگ گسترده و اختلالات ساختاری در شبکه، گزینه «دورکاری از داخل مرزها» را به فعالیتی پرریسک و تا حدودی غیرممکن مبدل کردهاند. این ناپایداری سبب شده که موضوع مهاجرت، از یک تصمیم اختیاری برای ارتقای سطح زندگی، به یک «ضرورت زیرساختی برای حفظ شغل» تغییر ماهیت دهد. وقتی پیشفرضهای اولیه پایداری شبکه سلب میشود، متخصص فناوری چارهای جز خروج فیزیکی برای ادامه حیات حرفهای خود نمیبیند. از «فرار فردی» تا «مهاجرت تودهای»
این تحول زیرساختی، سازوکار مهاجرت را هم دچار جهش کرده است. طبق آخرین آمارهای رصدخانه ملی مهاجرت ایران، میل به خروج در زیستبوم استارتاپی به اوج خود رسیده و شکل خروج از تصمیمات انفرادی، به «مهاجرتهای تودهای» و خروج کامل تیمهای بنیانگذار شرکتها تبدیل شده است. عمق این بحران را میتوان در شاخص جهانی رقابتپذیری استعدادها دید؛ جایی که ایران در تربیت و آموزش نیروی متخصص در رتبه ۷۰ جهان قرار دارد، اما در جذب و نگهداشت همین استعدادها تا رتبه ۱۰۰ سقوط کرده است. به بیان سادهتر، هزینههای سنگین آموزش نیرو در داخل انجام میشود، اما سود و ارزشافزوده آن تماماً به جیب کشورهای دیگر …












