قیمت طلا امروز




 سایت ایران اکونمیست / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

تسلط جادویی ترامپ در واشینگتن به خط پایان رسید

نتیجه انتخابات چه خواهد شد
 تسلط جادویی ترامپ در واشینگتن به خط پایان رسید

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در طول دوران فعالیت اقتصادی و سیاسی خود، به خاطر بازگشت‌های ناگهانی‌اش معروف است. اما شاید این بار نه. باید بپرسم: آیا به پایان عصر ترامپ رسیده‌ایم؟

این سوالی مهم است که جوآن ویلیامز، تحلیل‌گر سیاسی شبکه فاکس‌نیوز در یادداشتی در نشریه هیل به آن پرداخت.

آیا روزهای گرم و کسل‌کننده‌ی آگوست ۲۰۲۶ به عنوان آغاز پایان سلطه‌ی ترامپ بر حزب جمهوری‌خواه در تاریخ ثبت خواهد شد؟ در اینجا مروری داریم بر پایین‌ترین نقاط نگران‌کننده‌ی ترامپ در رقابت‌های مقدماتی جمهوری‌خواهان.

در مینه‌سوتا هفته‌ی گذشته، مایک لیندل، تاجر فروشنده‌ی بالش «مای‌پیلو»، با وجود تأییدیه‌ی ترامپ، در انتخابات مقدماتی فرمانداری جمهوری‌خواهان شکست خورد.

سال‌ها تلاش برای ترویج ادعاهای دروغین ترامپ درباره‌ی انتخابات ۲۰۲۰ برای لیندل بی‌ارزش بود. حتی ادعای لیندل درباره‌ی اینکه می‌تواند گوشی را بردارد و ترامپ را پای خط بیاورد، کمکی به او نکرد.

در مرکز میشیگان، سرنوشت امیرحسن، نامزد مورد نظر ترامپ، نیز همین بود؛ او در رقابت مقدماتی کنگره‌ی حوزه‌ی خود شکست خورد.

در تنسی اوایل این ماه، اندی اوگلز، نماینده مستقر و مورد تأیید ترامپ، با اختلاف ۷ درصد در رقابت مقدماتی خود باخت. ترامپ چند روز پیش از انتخابات، در یک نشست عمومی به صورت پخش زنده شرکت کرده بود تا شخصاً از اوگلز حمایت کند.

در آیووا، ترامپ از رندی فینسترا، نماینده جمهوری‌خواه، برای فرمانداری حمایت کرد و او را به عنوام یک «تا سر حد مرگ ماگایی» (MAGA All the Way!) تحسین نمود. فینسترا در رقابت مقدماتی فرمانداری در ماه ژوئن شکست خورد.

شواهد روزافزون نشان می‌دهد که سلطه‌ی ترامپ بر سیاست‌های جمهوری‌خواهی رو به پایان است.

در جورجیا ماه گذشته، نامزد ترامپ در رقابت مقدماتی فرمانداری جمهوری‌خواهان نیز باخت. و در رقابت مقدماتی فرمانداری کارولینای جنوبی نیز نامزد مورد تأیید ترامپ شکست خورد.

در واشینگتن نیز تسلط جادویی ترامپ بر حزب در حال کمرنگ شدن است.

این موضوع در ناتوانی او، با وجود اعمال فشار بر اکثریت جمهوری‌خواه سنا، برای جلب حمایت جمهوری‌خواهان جهت تصویب لایحه‌ای بر اساس ادعاهای دروغینش درباره‌ی تقلب گسترده‌ی ملی در انتخابات، مشهود است.

حتی رسانه‌های محافظه‌کار نیز از ترامپ فاصله می‌گیرند. او به طور فزاینده‌ای با تصاویری تعریف می‌شود که داستان‌هایی درباره‌ی کلاه‌گیس بودن یا نبودن موهایش را برمی‌انگیزد.

کنفرانس‌های مطبوعاتی او در دفتر بیضی، اغلب رئیس‌جمهوری را نشان می‌دهند که به وضوح برای بیدار ماندن تقلا می‌کند و سپس پاسخ‌های نامنسجمی می‌دهد. اگر جو بایدن چنین عملکردی داشت، جمهوری‌خواهان تقریباً به طور قطع خواهان استیضاح یا فعال کردن متمم ۲۵ام می‌شدند.

و گریزی نیست از گزارش‌هایی مبنی بر این‌که او به کارکنان خود و رسانه‌ها اجازه داد تا نقش طعمه را بازی کنند در حالی که خود برای فرار از پرواز با ایرفورس وان در ترکیه در زمان تهدید احتمالی عملیات ایران علیه او، در یک کامیون مخصوص پذیرایی پنهان شده بود.

باز هم این تصویر از رئیس‌جمهوری در حال فرار، تنها برداشت‌ها از ضعف او را تقویت کرد.

در مورد ناتوانی او در یافتن راهی برای خروج از جنگی ناپسند در ایران نیز چنین است. این درگیری اکنون به شش ماه نزدیک می‌شود و هیچ هدف مشخص و دست‌یافتنی ندارد، در حالی که قیمت بنزین را نیز بالا می‌برد.

نظرسنجی‌ها افول ترامپ را تأیید می‌کنند. ردیاب نظرسنجی اکونومیست، میزان محبوبیت خالص او را منفی ۲۵ واحد نشان می‌دهد. میانگین نظرسنجی‌های RealClearPolitics حاکی از آن است که ۵۹ درصد از رأی‌دهندگان اکنون از عملکرد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور ناراضی هستند.

در نظرسنجی‌های فاکس، ترامپ در زمینه‌ی اقتصاد، جنگ در ایران، و حتی در موضوع مهاجرت که در انتخابات ۲۰۲۴ با تکیه بر آن به موفقیت بزرگی دست یافته بود، در وضعیت منفی قرار دارد. اکنون ۵۷ درصد از رأی‌دهندگان نحوه‌ی مدیریت او بر این موضوع را تأیید نمی‌کنند.

نظرسنجی‌های سی‌ان‌ان نشان می‌دهد که ترامپ در حال از دست دادن محبوبیت در میان پایگاه رأی‌دهندگان خود است. در میان رأی‌دهندگان سفیدپوست بدون مدرک دانشگاهی، محبوبیت او از ۶۱ درصد در فوریه سال گذشته به ۴۶ درصد کنونی کاهش یافته است.

نظرسنجی فاکس نشان می‌دهد که ۴۲ درصد از رأی‌دهندگان خواستار تغییرات انقلابی یا چشمگیر هستند. نظرسنجی‌های هارت ریسرچ نشان می‌دهد که رأی‌دهندگان خواهان تغییر هستند، به ویژه تغییری که در آن اقتصاد به همه پاداش دهد، نه فقط به کسانی که در رأس قرار دارند.

کمبود مشارکت از سوی پایگاه رأی‌دهندگان ترامپ یکی از دلایلی است که بازار پیش‌بینی «کالشی»، تا پنج‌شنبه ۱۳ اوت، شانس ۸۵ درصدی برای پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان را پیش‌بینی می‌کند، در حالی که شانس جمهوری‌خواهان برای حفظ کنترل تنها ۱۴ درصد است.

واقعیت سیاسی تضعیف‌شده‌ای را که او با اکثریت دموکرات در یکی از دو مجلس یا هر دو مجلس کنگره با آن مواجه خواهد شد، تصور کنید.

هر تیتری درباره‌ی احضاریه‌ها و تحقیقات در مورد افزایش ناگهانی ثروت شخصی ترامپ در دوران دوم ریاست‌جمهوری‌اش، و همچنین تلاش‌ها برای معکوس کردن سیاست‌ها، اگر نگوییم استیضاح او، خواهد بود.

آن دسته از جمهوری‌خواهان به اصطلاح «هرگز ترامپ»(یعنی جمهوری‌خواهانی که هیچ‌گاه دل خوشی از ترامپ نداشته‌اند) متوجه تغییر بادهای سیاسی می‌شوند. سارا لانگوِل، مالک وبگاه سیاسی بولوارک (The Bulwark)، اکنون از پایین آوردن ترامپ به زیر «خط بوش» سخن می‌گوید – یعنی پایین‌ترین نقطهی محبوبیت جورج دبلیو بوش در زمان ترک دفتر در سال ۲۰۰۹.

نکته‌ی صریح او این است که اطمینان حاصل شود که ترامپیسم، مانند جمهوری‌خواهی دوران بوش پس از عراق، به عنوان یک پروژه‌ی سیاسی چنان شکست‌خورده‌ای در یادها بماند که رهبران آینده‌ی جمهوری‌خواه از هرگونه وسوسه برای احیای آن دوری کنند.

همسانی‌های چشمگیری بین انتخابات میاندوره‌ای ۲۰۲۶ و ۲۰۰۶ وجود دارد. هر دو رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه با جنگی ناپسند و پرهزینه در غرب آسیا روبرو بودند، اولی در عراق و اکنون در ایران. هر دو باید در برابر سایه یک بحران مالی گسترده پاسخگو می‌بودند.

و مضمون مشترک جریان مداوم داستان‌های فساد پیرامون حزب حاکم نیز وجود دارد.

این ضرب‌المثل کهنه بار دیگر ثابت می‌شود: شعر تاریخ دقیقاً تکرار نمی‌شود، اما اغلب قافیه‌های مشابهی دارد. پس، آیا عصر ترامپ سرانجام به پایان می‌رسد؟ آیا(همین حالا هم) تمام شده است؟



۷ ساعت قبل / روزنامه تعادل

جنگ اقتصادی بعد از شکست نظامی

بهمن اکبری|اعلام «عمليات اقتصادي خردكننده» را از سوي ترامپ نبايد تنها تكرار سياست تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران دانست. آنچه در اظهارات اخير رييس‌جمهور امريكا، وزير خزانه‌داري و معاون او برجسته شده، نشانه حركت واشنگتن از تحريم مستقيم ايران به سوي فشار بر شبكه اقتصادي پيرامون ايران است؛ يعني هدف قرار دادن بانك‌ها، شركت‌هاي كشتيراني، خريداران نفت، واسطه‌هاي مالي و كشورهايي كه همچنان حاضرند با تهران تجارت كنند.اگر تحريم‌هاي پيشين عمدتا بر «قطع دسترسي ايران» متمركز بود، مرحله جديد مي‌كوشد هزينه «تعامل با ايران» را براي ديگران افزايش دهد. به تعبير دقيق‌تر، امريكا مي‌خواهد ايران را نه تنها از بازارهاي جهاني، بلكه از شبكه‌هاي رسمي و نيمه‌رسمي مبادلات بين‌المللي نيز منزوي كند. اين تغيير رويكرد، از يك واقعيت مهم نيز حكايت دارد: فشار نظامي به‌تنهايي نتوانسته اهداف سياسي مورد نظر واشنگتن را محقق سازد و اكنون اقتصاد به ميدان اصلي منازعه تبديل شده است.

    ۱. مساله اصلي؛ تحريم بيشتر يا معماري جديد فشار؟: ايران نزديك به پنج دهه تجربه مواجهه با تحريم‌هاي امريكا را پشت سر گذاشته است. تحريم براي اقتصاد ايران پديده‌اي تازه نيست، بلكه به بخشي از محيط راهبردي آن تبديل شده است.از اين‌رو، پرسش درست اين نيست كه «آيا تحريم‌هاي جديد به ايران آسيب مي‌زند؟» پاسخ روشن است: بله، فشار اقتصادي مي‌تواند هزينه‌هاي قابل توجهي ايجاد كند.پرسش اساسي‌تر اين است: آيا تحريم‌هاي جديد قادر خواهند بود رفتار راهبردي ايران را تغيير دهند؟ اين دو مساله نبايد با يكديگر خلط شود. تحريم مي‌تواند رشد اقتصادي را كاهش دهد، هزينه مبادلات را افزايش دهد، درآمدهاي نفتي را محدود كند، نرخ سرمايه‌گذاري را پايين آورد و فشار بر معيشت را تشديد كند؛ اما تبديل اين آسيب اقتصادي به امتياز سياسي و تغيير رفتار راهبردي مساله‌اي است كاملا متفاوت.تجربه چند دهه گذشته نشان داده است كه ميان «تحريم موثر» و «تحريم موفق» فاصله وجود دارد.

    ۲. ويژگي مهم دوره جديد؛ هدف گرفتن كشورهاي ثالث: بر اساس گزارش بي‌بي‌سي، اسكات بسنت، وزير خزانه‌داري امريكا تهديد كرده است كه هر كشوري كه با ايران تجارت كند، از جمله در حوزه انتقال پول، خريد نفت يا حمل‌ونقل دريايي، ممكن است با تحريم مواجه شود.اين همان نقطه‌اي است كه دوره جديد را از تحريم‌هاي كلاسيك متمايز مي‌كند.واشنگتن مي‌خواهد محاسبه هزينه - فايده كشورهاي ثالث را تغيير دهد. اگر يك بانك چيني، شركت تركيه‌اي، شبكه تجاري عراقي يا شركت كشتيراني منطقه‌اي احساس كند كه همكاري با ايران مي‌تواند دسترسي آن به دلار، نظام مالي امريكا يا بازارهاي غربي را تهديد كند، ممكن است حتي بدون موافقت سياسي با واشنگتن، از همكاري با تهران عقب‌نشيني كند.در نتيجه، ميدان واقعي جنگ اقتصادي ديگر فقط ايران نيست، بلكه شبكه روابط اقتصادي ايران با جهان است.

    ۳. نقطه قوت امريكا؛ دلار، شبكه مالي و تحريم ثانويه: مهم‌ترين مزيت ساختاري امريكا در اين جنگ، حجم تجارت دوجانبه امريكا و ايران نيست، بلكه قدرت شبكه‌اي اقتصاد امريكاست.امريكا از سه اهرم برخوردار است: نخست، نقش دلار در تجارت و ذخاير جهاني؛ دوم، جايگاه نظام مالي امريكا و دسترسي به شبكه‌هاي بانكي بين‌المللي؛ سوم، توانايي اعمال تحريم ثانويه عليه شركت‌ها و موسسات خارجي.از اين‌رو ممكن است واشنگتن بتواند بدون محاصره كامل ايران، هزينه تجارت با ايران را افزايش دهد.اما همين جا يك محدوديت مهم نيز وجود دارد: هر چه امريكا از تحريم به عنوان ابزار فراگيرتر استفاده كند، انگيزه ساير كشورها براي كاهش وابستگي به دلار و ايجاد مسيرهاي مالي مستقل نيز افزايش مي‌يابد.بنابراين تحريم همزمان مي‌تواند يك ابزار فشار كوتاه‌مدت و عاملي براي فرسايش تدريجي قدرت شبكه‌اي امريكا در بلندمدت باشد.

    ۴. ايران چرا هنوز ظرفيت مقاومت اقتصادي دارد؟: يكي از نكات مهم گزارش اين است كه ايران طي سال‌هاي گذشته توانسته سازوكارهاي متعددي براي كاهش اثر تحريم ايجاد كند.«ناوگان سايه»، واسطه‌هاي تجاري، شركت‌هاي پوششي، مسيرهاي مالي غيرمستقيم، شبكه‌هاي تهاتري، ارزهاي غيردلاري و استفاده از روابط اقتصادي با كشورهاي غيرغربي، بخشي از اين سازوكارها است.اما نبايد در اين زمينه نيز دچار اغراق شد.دور زدن تحريم به معناي بي‌اثر شدن تحريم نيست. معمولا هر چه شبكه تحريم پيچيده‌تر شود، هزينه مبادله، تخفيف فروش، هزينه حمل‌ونقل، ريسك بيمه و هزينه انتقال پول افزايش مي‌يابد. بنابراين ايران ممكن است بتواند نفت بفروشد، اما الزاما نمي‌تواند آن را با همان قيمت، همان سرعت و همان هزينه‌اي كه در شرايط عادي انجام مي‌داد، به بازار عرضه كند. از اين‌رو، هدف تحريم الزاما «صفر كردن صادرات ايران» نيست، بلكه مي‌تواند گران‌تر، پرريسك‌تر و دشوارتر كردن تجارت ايران باشد.

    ۵. حلقه تعيين‌كننده؛ چين: در ميان كشورهاي ثالث، چين مهم‌ترين متغير معادله است.اگر امريكا بتواند كشورهاي منطقه و شركت‌هاي كوچك‌تر را تحت فشار قرار دهد، اما چين همچنان بخش قابل توجهي از نفت ايران را خريداري كند و مسيرهاي مالي و تجاري جايگزين را حفظ كند، عمليات اقتصادي امريكا با محدوديت جدي روبه‌رو خواهد شد.چين تنها يك خريدار نفت نيست، بلكه بخشي از معماري در حال شكل‌گيري اقتصاد غيرغربي است.پكن از يك سو نمي‌خواهد درگير رويارويي مستقيم با امريكا شود و از سوي ديگر، بعيد است به ‌سادگي اجازه دهد واشنگتن قواعد تجارت ميان چين و ايران را تعيين كند. از اين نگاه، جنگ اقتصادي عليه ايران به‌طور غيرمستقيم به آزموني براي روابط چين و امريكا نيز تبديل مي‌شود.

    ۶. تنگه هرمز؛ مهم‌ترين نقطه اتصال اقتصاد و امنيت: پيوند دادن فشار اقتصادي با حمل‌ونقل دريايي، اهميت تنگه هرمز را دوچندان مي‌كند.هرگونه افزايش فشار بر صادرات نفت، كشتيراني يا بنادر ايران مي‌تواند اثرات فراتر از مرزهاي ايران داشته باشد، زيرا بازار انرژي جهان، كشورهاي آسيايي و حتي اقتصادهاي اروپايي به ثبات جريان انرژي در خليج‌فارس حساسند. بنابراين اگر عمليات اقتصادي امريكا به گونه‌اي طراحي شود كه امنيت كشتيراني در خليج‌فارس را تحت اأثير قرار دهد، واشنگتن با يك تناقض راهبردي روبه‌رو خواهد شد: فشار بر ايران ممكن است همزمان هزينه انرژي و حمل‌ونقل جهاني را افزايش دهد.در چنين شرايطي، بخشي از هزينه تحريم از ايران به اقتصاد جهاني منتقل مي‌شود.

    ۷. آسيب‌پذيري واقعي ايران كجاست؟: با وجود ظرفيت سازگاري ايران، نبايد آسيب‌پذيري‌هاي اقتصاد كشور را دست‌كم گرفت.مهم‌ترين نقاط آسيب عبارتند از: كاهش درآمد ارزي؛ دشوارتر شدن انتقال منابع مالي؛ افزايش هزينه تجارت خارجي؛ كاهش سرمايه‌گذاري خارجي و داخلي؛ افزايش نااطميناني اقتصادي؛ فشار بر ارزش پول ملي؛ افزايش هزينه واردات كالاهاي واسطه‌اي و سرمايه‌اي؛ تشديد فشار تورمي؛ كاهش قدرت خريد خانوارها و افزايش هزينه‌هاي مبادله براي بخش خصوصي. از اين رو، بزرگ‌ترين خطر «فروپاشي ناگهاني اقتصاد» نيست، بلكه فرسايش تدريجي ظرفيت توليد و رفاه اجتماعي است.اقتصاد تحريم‌زده ممكن است به حيات خود ادامه دهد، اما با رشد پايين‌تر، سرمايه‌گذاري كمتر و هزينه اجتماعي بيشتر.

    ۸. جنگ اقتصادي جديد، جنگ تاب‌آوري است: به نظر مي‌رسد منطق جديد واشنگتن بر اين فرض استوار است كه ايران از نظر اقتصادي بيش از امريكا آسيب‌پذير است و بنابراين، ادامه فشار مي‌تواند تهران را به نقطه‌اي برساند كه هزينه مقاومت از هزينه توافق بيشتر شود.اما اين محاسبه تنها زماني درست است كه طرف مقابل نتواند سازوكارهاي جايگزين ايجاد كند.در مقابل، ايران نيز بايد از منطق «مقاومت منفعل» به «مقاومت فعال» عبور كند.تحريم را نمي‌توان فقط با فروش نفت بيشتر يا ايجاد چند مسير مالي جديد خنثي كرد. پاسخ موثر، نيازمند بازآرايي ساختار اقتصاد خارجي ايران است.در اين چارچوب، پنج محور اهميت ويژه دارد: 

يكم؛ تنوع‌بخشي واقعي به شركاي اقتصادي و كاهش وابستگي به چند بازار محدود.

دوم؛ توسعه تجارت با ارزهاي محلي و سازوكارهاي تسويه غيردلاري.

سوم؛ تقويت كريدورهاي زميني و دريايي منطقه‌اي براي كاهش آسيب‌پذيري تجارت.

چهارم؛ كاهش هزينه‌هاي داخلي اقتصاد، زيرا نمي‌توان همه ناكارآمدي‌هاي داخلي را به تحريم نسبت داد.

پنجم؛ تبديل ديپلماسي اقتصادي به بخشي از راهبرد امنيت ملي. در جنگ اقتصادي، سفارتخانه و رايزني اقتصادي تنها نهادهاي تشريفاتي نيستند، بلكه بخشي از «شبكه تاب‌آوري اقتصادي» كشورند.

    ۹. پارادوكس تحريم حداكثري: امريكا با گسترش تحريم‌ها ممكن است در كوتاه‌مدت فشار بيشتري ايجاد كند، اما همزمان با يك پارادوكس مواجه است: هر چه تحريم‌ها فراگيرتر شوند، انگيزه ايران و شركاي آن براي ساختن شبكه‌هاي جايگزين بيشتر مي‌شود.در جهان پساجنگ اوكراين، رقابت چين و امريكا و گسترش بريكس، اين مساله اهميت بيشتري يافته است.  

بسياري از كشورها ديگر نمي‌خواهند تمام مبادلات خارجي خود را به يك شبكه مالي وابسته كنند.بنابراين، تحريم‌هاي جديد مي‌تواند ناخواسته به شتاب‌دهنده «چندقطبي ‌شدن اقتصاد جهان» تبديل شود.البته اين روند به معناي پايان هژموني دلار نيست، اما مي‌تواند به تدريج از انحصار آن در برخي مبادلات بكاهد.

    ۱۰. آيا عمليات اقتصادي ترامپ موفق خواهد شد؟: بايد به اين پرسش پاسخ مشروط داد. اگر هدف امريكا افزايش هزينه‌هاي اقتصادي ايران باشد، احتمالا اين عمليات مي‌تواند موفقيت قابل توجهي داشته باشد. اگر هدف كاهش درآمدهاي نفتي و محدود كردن دسترسي ايران به شبكه مالي بين‌المللي باشد، موفقيت نيز محتمل است، هرچند نه مطلق. اما اگر هدف نهايي وادار كردن ايران به تغيير رفتار راهبردي يا پذيرش توافق مطلوب واشنگتن باشد، مساله بسيار پيچيده‌تر، زيرا موفقيت تحريم به سه متغير بستگي دارد: «ظرفيت تحمل ايران»، «ميزان همكاري كشورهاي ثالث» و «هزينه‌اي كه اقتصاد جهاني حاضر است براي اجراي سياست امريكا بپردازد».در اين ميان، چين، كشورهاي خليج‌فارس، تركيه، عراق، هند و شبكه‌هاي تجاري آسيايي نقش تعيين‌كننده‌اي خواهند داشت.

     از تحريم ايران به جنگ بر سر شبكه‌ها

آنچه اكنون در حال شكل‌گيري است، تنها «تحريم بيشتر» نيست، بلكه نوعي است از «جنگ اقتصادي شبكه‌اي».امريكا مي‌كوشد ايران را از شبكه مالي، انرژي و حمل‌ونقل جهاني دورتر كند و همزمان هزينه همكاري ديگران با ايران را افزايش دهد. ايران نيز تلاش خواهد كرد شبكه‌هاي جايگزين خود را گسترش دهد.در چنين شرايطي، برنده الزاما كشوري نيست كه بيشترين تحريم را وضع مي‌كند يا بيشترين تحريم را تحمل مي‌كند، بلكه كشوري است كه بتواند شبكه اقتصادي مقاوم‌تر، متنوع‌تر و كم‌هزينه‌تري ايجاد كند.از اين نگاه، عمليات اقتصادي جديد ترامپ را بايد نه تنها يك اقدام عليه ايران، بلكه آزموني براي معماري اقتصاد جهاني در حال گذار از نظم تك‌مركزي به نظم چندمركزي دانست.امريكا هنوز از قدرتمندترين اهرم‌هاي مالي جهان برخوردار است؛ اما ايران نيز ديگر ايرانِ پيش از تحريم‌هاي چند دهه اخير نيست. تهران تجربه، شبكه و سازوكارهاي سازگاري انباشته‌اي در اختيار دارد.مساله نهايي بنابراين چنين صورت‌بندي مي‌شود: آيا فشار اقتصادي جديد مي‌تواند ظرفيت اقتصادي ايران را بشكند يا تنها آن را به سمت يك اقتصاد بسته‌تر، غيررسمي‌تر و شرقي‌تر سوق خواهد داد؟پاسخ اين پرسش بيش از آنكه در تعداد تحريم‌هاي جديد امريكا نهفته باشد، به كيفيت حكمراني اقتصادي ايران، ميزان انسجام شركاي خارجي و توان تهران براي تبديل «اقتصاد تحريم» به «اقتصاد تاب‌آور و رقابت‌پذير» بستگي دارد.سرانجام، خطر اصلي براي ايران نه تحريم به‌تنهايي، بلكه تركيب تحريم خارجي با ناكارآمدي داخلي است، گزاره‌اي كه دولت چهاردهم به دنبال رفع و بهبود آن است و فرصت اصلي نيز نه در انكار اثر تحريم، بلكه در تبديل فشار خارجي به محركي براي اصلاح ساختار اقتصادي، تنوع‌بخشي به روابط خارجي و بازتعريف جايگاه ايران در شبكه‌هاي نوظهور اقتصاد جهاني قرار دارد.




 پول‌شویی و خانه‌های لوکس + فایل صوتی
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

پول‌شویی و خانه‌های لوکس + فایل صوتی

وقتی از عوامل افزایش قیمت مسکن سخن می‌گوییم، معمولا فهرستی آشنا از تورم تا نرخ بهره، هزینه ساخت، قیمت زمین، کمبود عرضه و رشد نقدینگی پیش روی ما قرار می‌گیرد. اما عاملِ پول‌شویی کمتر دیده ‌شده است. این عامل نیز می‌تواند در شکل‌گیری قیمت‌ها نقش داشته باشد؛ عاملی که نه در آمارهای معمول بازار مسکن به‌سادگی دیده می‌شود و نه لزوما در مدل‌های متعارف سیاستگذاری مسکن جایگاه روشنی دارد.

 مچ‌اندازی ارزی در امارات
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مچ‌اندازی ارزی در امارات

در روزهای اخیر، مهلت ۶۰ روزه ایران در تفاهم با آمریکا به پایان رسید. واشنگتن در واکنش، تحریم مهم‌ترین دروازه‌های تجاری و مالی ایران و در راس آنها دبی را در دستور کار قرار داد. این اقدام آمریکا، دو گزینه پیش‌ روی دبی قرار می‌دهد؛ نخست، پذیرش تحریم‌ها و از دست دادن بخشی از تجارت با ایران و دوم، تداوم تجارت و پذیرش چالش‌هایی که آمریکا ایجاد خواهد کرد. با این حال، گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با یکی از صرافان فعال در دبی نشان می‌دهد که با وجود افزایش ریسک‌ها و محدودیت‌ها، فعالیت‌ها تاکنون ادامه داشته و مسدود کردن نقل و انتقال ارزی ایران با امارات با چالش‌های مهمی روبه‌رو است.

 چشم‌انداز صعودی ذوب با هدف عبور از ۶۰ تومان
۱۵ ساعت قبل / سایت صدای بورس

چشم‌انداز صعودی ذوب با هدف عبور از ۶۰ تومان

نماد ذوب پس از یک دوره اصلاح زمانی و قیمتی قابل‌توجه، نشانه‌هایی از تکمیل یک ساختار اصلاحی ترکیبی و بازگشت به مسیر صعودی را نشان می‌دهد.

 اثر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودرو و بورس
۱۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

اثر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودرو و بورس

یک تحلیل‌گر بازار سرمایه گفت: «اگر افزایش قیمت محدود باشد، افزایش قیمت‌ها و تورم نیز محدود خواهد بود. اگر افزایش قیمت شدید باشد، اثر اولیه آن بسیار زیاد خواهد بود. اما اگر افزایش قیمت تدریجی باشد، اثر اولیه آن محدود خواهد بود و باید دید اثر ثانویه آن به کجا می‌رسد و در چه نقطه‌ای متوقف می‌شود.»

 هشدار همتی
۴ ساعت قبل / روزنامه شرق

هشدار همتی

«ممکن است بدمن دولت شوم اما باید به هرکس که پول خواست بگویم شرمنده نداریم»؛ این جملاتی است که عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، در یک گفت‌وگوی صریح و کم‌سابقه در تلویزیون به زبان آورد و شفاف گفت که دولت در تنگنای مالی پیچیده‌ای به سر می‌برد.

 مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد

دنیای اقتصاد: سخنگوی شورای رقابت گفت: هیات عمومی دیوان عدالت اداری مصوبه شماره ۴۷۳ شورای رقابت و اصلاحات بعدی آن درباره نحوه محاسبه مبالغ پیش‌پرداخت خودرو را ابطال کرده است.