
نمونهای روشن از این واقعیت، تحولات اخیر بازار جهانی است. همزمان با تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، آنچه دچار التهاب شد، تنها بازار نفت خام نبود. گزارش بلومبرگ نشان داد که اختلال در عرضه روغنهای پایه گروه III ــ که بخش مهمی از روانکارهای پیشرفته جهان بر پایه آن تولید میشوند ــ موجب افزایش قیمت روغن موتور در بازار آمریکا و بالا رفتن هزینه نگهداری خودروها شد. این اتفاق نشان داد که در اقتصاد امروز، حتی یک تعویض روغن ساده نیز میتواند تحت تأثیر امنیت زنجیره تأمین انرژی و صنایع پاییندستی قرار گیرد.
این رخداد یک پیام مهم برای اقتصاد جهان داشت؛ قدرت کشورها دیگر تنها با میزان ذخایر نفت و گاز سنجیده نمیشود، بلکه با توان آنها در تکمیل زنجیره ارزش، توسعه فناوری و حفظ پایداری زنجیرههای تأمین ارزیابی میشود. در چنین شرایطی، صنایعی که روزگاری تنها حلقهای از صنایع نفتی محسوب میشدند، امروز به بخشی از امنیت صنعتی و حتی امنیت اقتصادی کشورها تبدیل شدهاند.
صنعت روانکار نیز از همین منظر نیازمند بازتعریف است. بسیاری آن را صرفاً تولیدکننده روغن موتور یا روانکارهای صنعتی میدانند، در حالی که نقش واقعی آن بسیار فراتر از یک کالای مصرفی است. اگر نفت، سوخت حرکت اقتصاد باشد، صنعت روانکار تضمینکننده استمرار آن حرکت است؛ حلقهای که بدون آن، هیچ موتور، ماشین، کارخانه، نیروگاه و پاروشیمی یا زنجیره تولیدی نمیتواند با بهرهوری مطلوب به فعالیت خود ادامه دهد.
در حقیقت، صنعت روانکار را میتوان صنعتی دانست که هزینه اصطکاک را نهفقط میان قطعات فلزی، بلکه در کل اقتصاد کاهش میدهد. این اصطکاک گاه در قالب افزایش استهلاک تجهیزات ظاهر میشود، گاه در مصرف بیشتر انرژی، گاه در توقف خطوط تولید و گاه در کاهش رقابتپذیری صنایع. هرچه فناوری روانکارها پیشرفتهتر باشد، این اصطکاک نیز کمتر خواهد شد و بهرهوری کل اقتصاد افزایش خواهد یافت.
جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری، در حال بازتعریف مفهوم قدرت است. در قرن بیستم، مزیت کشورها عمدتاً به حجم منابع طبیعی آنها وابسته بود؛ اما در قرن بیستویکم، مزیت پایدار …
