صنعتخودرو ایران در آستانه یکی از مهمترین بزنگاههای چند دهه اخیر خود قرار گرفته است؛ صنعتی که بیش از نیمقرن از عمر آن میگذرد و در این مدت، همزمان با توسعه ظرفیتهای تولید، شکلگیری زنجیره قطعهسازی و تربیت نیروی انسانی، با مجموعهای از سیاستهای متغیر، مداخلات دولتی، محدودیتهای تجاری، ناترازی مالی و فاصله فناورانه نیز مواجه بوده است. امروز دیگر مساله خودروسازی صرفا افزایش تیراژ یا عبور از یک بحران مقطعی نیست؛ مساله اصلی، تعیین جایگاه صنعتخودرو ایران در اقتصاد و زنجیره ارزش منطقهای و جهانی است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که مشکل صنعتخودرو لزوما نبود برنامه نیست. آنچه بیش از همه آسیب ایجاد کرده، فاصله میان «سیاستگزاری» و «اجرا» و همچنین تغییر مداوم قواعد بازی بوده است. صنعتخودرو برای توسعه محصول، سرمایهگذاری، انتقال فناوری، تربیت نیروی انسانی و ایجاد بازار صادراتی به افقهای چندساله نیاز دارد؛ درحالی که تصمیمهای ارزی، تجاری، قیمتی و مدیریتی گاه در بازههایی بسیار کوتاه تغییر کردهاند. …













