
راننده در حال انجام یکی از پیچیدهترین فعالیتهای روزمره یعنی هدایت خودرو در محیطی متغیر است و هر محرک بصری که تمرکز او را برای مدت بیشتری از مسیر حرکت منحرف کند، میتواند احتمال خطای انسانی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، بیلبوردهای شهری باید بهگونهای طراحی شوند که پیام خود را در کوتاهترین زمان و حتی در یک نگاه منتقل کنند؛ نه اینکه راننده را به دنبال کردن حروف، کلمات پراکنده یا عناصر بصری متعدد در سطح تابلو وادار کنند.
جاده، محل خواندن تبلیغات نیست!
رانندگی با نگاه کردن به مسیر پیش رو، تابلوهای راهنمایی، خودروهای اطراف، عابران، چراغهای راهنمایی و مجموعهای از عوامل متغیر همراه است. توجه راننده نیز ظرفیت نامحدودی ندارد. هرچه تعداد محرکهای بصری افزایش پیدا کند، احتمال آنکه بخشی از توجه راننده از وظیفه اصلی یعنی کنترل خودرو و پیشبینی رفتار سایر کاربران راه منحرف شود، بیشتر خواهد شد.
در این میان، بیلبوردهای تبلیغاتی یک تفاوت مهم با سایر عناصر شهری دارند؛ آنها عمدا برای جلب توجه طراحی میشوند. رنگ، اندازه، تصویر، نوشته، حرکت و چیدمان همه با هدف دیده شدن بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند.
این ویژگی از منظر تبلیغات یک مزیت است، اما وقتی مخاطب اصلی پیام رانندهای باشد که با سرعت در حال حرکت است، همین مزیت میتواند به یک مساله ایمنی تبدیل شود.
بنابراین پرسش اصلی این نیست که یک بیلبورد تا چه اندازه توانسته توجه مخاطب را جلب کند؛ بلکه این است که برای جلب این توجه چه میزان از تمرکز راننده روی مسیر کاهش یافته است؟
فاصله میان کلمات؛ یک مساله طراحی
یکی از شیوههایی که میتواند توجه راننده را بیشتر بهخود جلب کند، استفاده از حروف یا کلمات جدا از یکدیگر و با فاصله زیاد در سطح تابلو است. چنین طرحی ممکن است از نظر گرافیکی جذاب و متفاوت بهنظر برسد، اما برای مخاطبی که در حال حرکت است، ممکن است به معنای نیاز به دنبال کردن اجزای مختلف پیام باشد.
رانندهای را تصور کنیم که با سرعت مشخصی در یک خیابان یا بزرگراه حرکت میکند. تابلوی تبلیغاتی در فاصلهای از او قرار دارد و پیام به جای آنکه در یک ترکیب ساده و قابل تشخیص دیده شود، در چند نقطه از تابلو پراکنده شده …






