
صنعتخودرو ایران امروز در نقطهای قرار گرفته که بازخوانی مسیر طیشده در چند دهه گذشته میتواند برای تصمیمگیری درباره آینده آن اهمیت زیادی داشته باشد. خودروسازی کشور برخلاف برخی تصورات، صنعتی نیست که بدون برنامه و زیرساخت شکل گرفته باشد؛ بلکه از پیش از انقلاب تا سالهای پس از آن، دورههایی از توسعه، داخلیسازی، ایجاد زنجیرهتامین، ارتقای کیفیت و افزایش ظرفیت تولید را پشت سر گذاشته است.
در مقاطعی نیز شرایط سیاسی، جنگ و محدودیتهای اقتصادی موجب توقف یا کند شدن بخشی از این مسیر شده، اما در دهههای بعد تلاشهایی برای بازسازی و توسعه دوباره صنعت صورت گرفته است. مرور این تجربه نشان میدهد هر زمان سیاست صنعتی بر تعیین هدف، تعریف ماموریت، ایجاد ساختار تخصصی و توسعه همزمان تولید و ساخت داخل استوار بوده، صنعتخودرو توانسته گامهای قابلتوجهی بردارد.
تدوین قانون خودرو، تعیین ماموریت برای خودروسازان بزرگ، توسعه خطوط تولید، شکلگیری شبکه قطعهسازی و ایجاد ساختارهایی برای مدیریت زنجیرهتامین، بخشی از همین تجربه است. اما مساله امروز این است که آیا الگوی توسعهای که در دهههای گذشته توانست صنعتخودرو را از مونتاژ به سمت تولید گسترده و شکلگیری زنجیرهتامین حرکت دهد، همچنان برای آینده کارآمد است یا صنعتخودرو نیازمند یک بازتعریف اساسی در راهبرد خود است؟
اکنون با تغییر فناوری خودرو، حرکت جهان به سمت خودروهای برقی و هیبریدی، افزایش نقش نرمافزار و قطعات الکترونیکی، تغییر الگوی تجارت جهانی و تشدید رقابت خودروسازان، صرفا افزایش تولید یا بالا بردن میزان ساخت داخل دیگر نمیتواند معیار کافی برای موفقیت باشد. صنعتخودرو باید بتواند همزمان رقابتپذیری، فناوری، کیفیت، بهرهوری و حضور در بازارهای منطقهای و جهانی را دنبال کند. در همین خصوص با سعید مدنی، از مدیران با سابقه صنعتخودرو به گفتوگو نشستیم:
آقای عارف، معاون اول رئیسجمهور اخیرا گفتهاند صنعتخودرو طی ۶۰ سال گذشته بهدرستی آسیبشناسی نشده است. از نظر شما مهمترین ریشههای ناکارآمدی این صنعت چیست؟
واقعیت این است که صنعتخودرو ایران طی چند دهه، از پیش از انقلاب تا بعد از انقلاب، روند نسبتا خوبی داشت و مسیری که در کشور طی شد، تفاوت چندانی با مسیر توسعه صنعتخودرو …








