
سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
خودرو فقط در کارخانه تولید نمیشود؛ بخش مهمی از تولید، پیش از ورود مواداولیه به کارخانه و قطعات به خط تولید شکل میگیرد. هرچه زنجیرهتامین روانتر باشد، تولیدکننده میتواند با موجودی کمتر، هزینه پایینتر و برنامهریزی دقیقتر فعالیت کند. اما زمانی که حملونقل، بهویژه حمل ریلی، از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرد، اثر آن خیلی زود از جاده و ریل به کارخانه و درنهایت به بازار خودرو منتقل میشود.
این روزها یکی از چالشهای جدی زنجیرهتامین صنعتخودرو، افزایش قابل توجه هزینه و طولانی شدن زمان حمل مواداولیه و قطعات است؛ بهگونهای که در برخی مسیرها هزینه حملونقل نسبت به گذشته چندین برابر شده و در مواردی رشد آن به حدود ۱۰ برابر رسیده است. اگر این افزایش هزینه صرفا یک تغییر قیمتی بود، شاید میشد آن را در محاسبات تولید لحاظ کرد؛ اما مشکل اصلی جایی است که افزایش هزینه با کاهش سرعت و قابلیت پیشبینی حمل همراه میشود.
برای خودروساز، تاخیر در رسیدن یک قطعه کوچک نیز میتواند به توقف خط تولید منجر شود. کارخانهای که روزانه صدها یا هزاران خودرو تولید میکند، نمیتواند برنامه تولید خود را بر اساس این احتمال تنظیم کند که مواداولیه چه زمانی به دستش میرسد. بنابراین وقتی حملونقل قابل پیشبینی نباشد، تولیدکننده ناچار میشود موجودی بیشتری نگهداری کند تا در برابر تاخیرهای احتمالی مصون بماند.
اما افزایش موجودی به معنای افزایش سرمایه در گردش و هزینه انبارداری است؛ هزینهای که در شرایط کمبود نقدینگی صنعتخودرو، فشار مضاعفی بر خودروساز و قطعهساز وارد میکند.
این مساله برای تایرسازان و قطعهسازان حتی جدیتر است. مواداولیهای که باید در زمان مشخص وارد کارخانه شود، اگر با تاخیر برسد، برنامه تولید را به هم میزند. از سوی دیگر، قطعهای که باید در یک زمان مشخص به خودروساز تحویل داده شود، درصورت اختلال در حمل، ممکن است موجب تغییر برنامه تولید و ایجاد هزینههای پیشبینینشده شود.
در چنین شرایطی، هزینه حمل دیگر یک ردیف ساده در صورتهای مالی نیست؛ …












