
خصوصیسازی سایپا؛ از تجربههای شکستخورده تا آزمون بزرگ جاده مخصوصخصوصیسازی سایپا
خصوصیسازی یا عدم واگذاری سهام سایپا بار دیگر به یکی از اصلیترین بحثهای جاده مخصوص بدل شده است، اما مرور تجربه بنگاههای واگذارشده نشان میدهد که در خصوصیسازی، فروش سهام پایان راه نیست؛ بلکه روز بعد از واگذاری، مهمترین آزمون آغاز میشود.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، واگذاری یا عدم واگذاری سهام سایپا بار دیگر به یکی از اصلیترین بحثهای جاده مخصوص تبدیل شده است. موضوعی که از یک سو با توجه به ناکارآمدی مدیریت دولتی و تحمیل زیان به تولید کننده و مصرف کننده و در سطح کلان اقتصاد کشور باید هر چه سریع تر تعیین تکلیف شود . از سوی دیگر با توجه به جایگاه سایپا مساله فقط به قیمت بلوک سهام یا نام خریدار محدود نمیشود و پرسشهایی درباره اهلیت خریدار، ساختار مالکیت، بدهیها، مدیریت آینده و سرنوشت تولید را نیز به میان آورده است.
این نگرانی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تجربه خصوصیسازی در ایران مرور شود؛ تجربهای که نشان میدهد انتقال مالکیت، اگر با اهلیتسنجی، اصلاح ساختار مالی، برنامه توسعه و نظارت همراه نباشد، الزاماً به احیای بنگاه منجر نمیشود.
از سوی دیگر، برخی معتقدند حتی ایرانخودرو نیز با وجود انتقال مدیریت به بخش خصوصی، هنوز با چارچوبهای یک شرکت خصوصی واقعی فاصله دارد. خصوصیشدن فقط تغییر مدیر یا انتقال یک بلوک سهام نیست؛ استقلال در تصمیمگیری، شفافیت مالکیت، پاسخگویی مدیریتی و کاهش مداخلات بیرونی نیز بخشی از خصوصیسازی واقعی است.خصوصیسازی فقط فروش سهام نیست
یک شرکت زمانی میتواند خصوصی تلقی شود که مالک جدید علاوه بر سرمایه، اختیار و مسئولیت واقعی اداره بنگاه را نیز داشته باشد. اگر ساختار مالکیت پیچیده باشد، سهام تودلی پابرجا بماند یا دولت و نهادهای عمومی همچنان در تصمیمهای کلیدی نقش تعیینکننده داشته باشند، تغییر مالکیت الزاماً به تغییر مدل اداره شرکت منجر نمیشود.
تجربه ایرانخودرو از همین منظر اهمیت دارد. انتقال مدیریت به بخش خصوصی اتفاق مهمی بود، اما همچنان درباره ساختار مالکیت، حدود نفوذ دولت و نهادهای بیرونی بحث وجود دارد. بنابراین میتوان گفت خصوصیسازی مدیریتی لزوما به معنای خصوصیسازی کامل حکمرانی شرکت نیست.
این همان نقطهای …












