
از چاه نفت تا پمپ بنزین؛ ردپای مصدق در اقتصاد امروز ایراندکتر محمد مصدق
۲۸ مرداد سالروز کودتا علیه دولت مصدق است؛ مردی که در بیش از ۷۰ سالی که از آن واقعه میگذرد، با دو روایت متفاوت دیده شده است؛ گروهی او را قهرمان ملیشدن صنعت نفت میدانند و گروهی دیگر، آغازگر مسیری که اقتصاد ایران را بیش از پیش به نفت و دولت وابسته کرد. شاید امروز مهمتر از داوری درباره مصدق، بررسی میراث اقتصادی مسیری باشد که از نفت آغاز شد و سرانجام به خودرو، بنزین و نقش گسترده دولت در اقتصاد رسید.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، ملیشدن صنعت نفت در اسفند ۱۳۲۹ را نمیتوان جدا از شرایط سیاسی و اقتصادی آن روز ایران بررسی کرد. نفت برای جامعه آن زمان فقط یک منبع درآمد نبود؛ موضوع مالکیت بر منابع کشور و اعتراض به مناسباتی بود که بخش بزرگی از جامعه آن را ناعادلانه میدانست. نفت؛ نقطه آغاز یک مسیر
بنابراین، نقد پیامدهای اقتصاد نفتی به معنای نفی اصل ملیشدن نفت یا جایگاه تاریخی مصدق نیست. مسئله جای دیگری است: ملیشدن یک صنعت الزاماً نباید به معنای دولتیشدن اقتصاد باشد.
اما در دهههای بعد، نفت به مهمترین منابع درآمدی دولت تبدیل شد و این درآمد به دولت امکان داد نقش خود را در اقتصاد گسترش دهد؛ روندی که بعدها با تحولات سیاسی، سیاستهای توسعهای، ملیشدن صنایع پس از انقلاب، جنگ و شرایط تحریمی، ابعاد بسیار بزرگتری پیدا کرد. در نتیجه، نفت فقط یک کالا باقی نماند؛ تبدیل به منبعی برای بزرگشدن دولت شد.وقتی دولت بزرگ شد
اقتصادی که درآمد قابل توجه خود را از فروش منابع طبیعی به دست میآورد، الزاماً به اندازه یک اقتصاد مالیاتمحور به بخش خصوصی و تولیدکننده مستقل نیاز ندارد.
اینجا یک رابطه مهم شکل میگیرد؛ دولت منابع بیشتری در اختیار دارد و در نتیجه، امکان مداخله بیشتری در اقتصاد پیدا میکند.
در مقابل، بخش خصوصی برای رشد، بیش از گذشته به سیاستهای دولت، مجوزها، ارز، تعرفه، قیمتگذاری و تصمیمات اداری وابسته میشود.
این روند را نمیتوان فقط به مصدق نسبت داد. فاصله تاریخی میان ملیشدن نفت و ساختار اقتصادی امروز بسیار طولانی است و دهها تصمیم سیاسی و اقتصادی در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
اما اگر بخواهیم ریشههای این ساختار را بشناسیم، نفت یکی از مهمترین نقاط …





