
تب بازار خودرو؛ سیاستگذار بیماری را نمیفهمد یا پنهان میکند؟بازار خودرو
بازار به صد خودرو نیاز دارد؛ تولید داخل پنجاه دستگاه میسازد و فقط ده خودرو وارد میشود. چهل دستگاه هنوز کم است، اما سیاستگذار بهجای جبران کسری، برای تقسیم همان شصت خودرو سامانه و قرعهکشی میسازد. این درمان بیماری نیست؛ پایینآوردن موقت تب بازاری است که هر روز بیمارتر میشود.
برای سادهکردن مسئله، بازاری را تصور کنید که به صد خودرو نیاز دارد، اما کارخانههای داخلی فقط پنجاه دستگاه تولید میکنند. نخستین وظیفه سیاستگذار روشن است: باید بررسی کند پنجاه خودروی باقیمانده چگونه و با چه هزینهای تأمین شوند. آیا افزایش تولید داخلی بهصرفهتر است؟ واردات هزینه کمتری دارد؟ یا ترکیبی از این دو میتواند کمبود را سریعتر و ارزانتر جبران کند؟
پاسخ به این پرسش بدون محاسبه هزینه فرصت ممکن نیست. حمایت از تولید داخلی رایگان نیست؛ مصرفکننده هزینه آن را با قیمت بالاتر، انتخاب محدودتر، انتظار طولانیتر و ادامه استفاده از خودروی فرسوده میپردازد. واردات نیز ارز، زیرساخت و خدمات پس از فروش میخواهد. سیاستگذار باید هزینه کامل هر دو مسیر را روی یک میز بگذارد و ببیند جامعه با انتخاب هرکدام، چه چیزی به دست میآورد و چه چیزی را از دست میدهد.
اما در الگوی موجود، صورت مسئله عوض میشود. بهجای آنکه پنجاه خودروی کسری از مسیر تولید، واردات یا ترکیبی از این دو تأمین شود، فقط اجازه ورود ده خودرو صادر میشود؛ آن هم با تعرفهای که قیمت نهایی را بالا نگه میدارد.
دولت از این ده خودرو درآمد گمرکی میگیرد، اما حجم واردات آنقدر نیست که تولیدکننده داخلی را به رقابت جدی بر سر قیمت، کیفیت یا زمان تحویل وادار کند. سیاستگذار هم درآمد تعرفهای خود را حفظ میکند و هم کنترل اداری بر قیمت و نحوه عرضه پنجاه خودروی داخلی را از دست نمیدهد. واردات در چنین الگویی سوپاپ تنظیم بازار نیست؛ ویترینی گرانقیمت است که دیوار حفاظت از بازار داخلی را دستنخورده نگه میدارد.
حاصل این تصمیم، بازاری است که به صد خودرو نیاز دارد، اما فقط شصت دستگاه در اختیارش قرار میگیرد: پنجاه خودروی داخلی و ده خودروی وارداتی. هنوز چهل دستگاه کم است.قرعهکشی، خط تولید نیست
اینجا …








