
کمبود ۶ هزار اتوبوس؛ نوسازی ناوگان فرسوده با پول کمتر از یک ماه فروش نفتاتوبوس ۲۷ نفره VIP سروش موتور
کمبود ۶ هزار اتوبوس فقط بحران حملونقل نیست؛ این عدد نشان میدهد چگونه اقتصاد نفتی، هزینه ناترازی بنزین را میپردازد اما زیرساخت کاهش مصرف را نمیسازد.
در پایانههای مسافری، کمبود بیش از ۶ هزار اتوبوس بینشهری با صف، گرانی بلیت و سفرهای لغوشده دیده میشود؛ در اقتصاد کشور، همان کمبود به شکل مصرف بیشتر بنزین و وابستگی بالاتر به خودروی شخصی بازمیگردد. جبران این فاصله، بسته به نوع ناوگان، تقریباً به اندازه سه هفته تا یک ماه فروش ناخالص نفت ایران پیش از جنگ هزینه دارد. این مقایسه پیشنهاد فروش نفت و خرید اتوبوس نیست؛ خطکشی است برای دیدن نتیجه سالها سیاستگذاری اشتباه. مسئله یک ماه فروش نفت نیست
اگر شش هزار اتوبوس کارکرده با عمر کمتر از پنج سال و ارزش تقریبی ۲۲۰ هزار دلار وارد شود، هزینه خرید آنها در مبدأ حدود ۲۶۴ هزار میلیارد تومان خواهد بود. حقوق ورودی و مالیات ارزش افزوده، این عدد را پیش از هزینههای شمارهگذاری، استاندارد، خدمات پس از فروش و سود واردکننده به حدود ۳۱۷ هزار میلیارد تومان میرساند.
اگر اتوبوسهای صفر موجود در بازار ایران را مبنا قرار دهیم، صورتحساب به محدوده ۴۱۴ تا ۵۷۳ هزار میلیارد تومان میرسد. این ارقام با فرض صادرات روزانه حدود یکونیم میلیون بشکه نفت و قیمت تقریبی ۶۰ دلار، برابر ارزش ناخالص سه هفته تا یک ماه فروش نفت است.
قرار نیست یک ماه نفت بفروشیم و درآمد آن را یکجا برای خرید اتوبوس کنار بگذاریم. چنین محاسبهای اقتصاد نیست. تولید و انتقال نفت هزینه دارد، ایران نفت خود را با تخفیف میفروشد، همه درآمد صادرات قابل وصول نیست و دولت نیز دهها تعهد بودجهای دیگر دارد. اتوبوس بعد از خرید هم به راننده، قطعه، تعمیرگاه، بیمه و شبکه بهرهبرداری نیاز دارد.
اهمیت این مقایسه در جای دیگری است. ایران چند دهه نفت فروخته، برای مصرف سوخت یارانه پرداخته و هزینه حمایت از صنایع ناکارآمد را پذیرفته است؛ بااینحال هنوز برای نوسازی یکی از اصلیترین زیرساختهای کاهش مصرف بنزین، برنامهای مداوم و قابل اتکا ندارد.
پرسش این نیست که چرا درآمد نفت این ماه صرف خرید اتوبوس نشد. پرسش این است که چرا سالها درآمد نفتی نتوانست سازوکاری …












