
بنویسید خودروی ناقص، بخوانید احتکارخودروی ناقص در پارکینگ خودروسازان
از فاصله چندمتری، هیچچیز ناقصی در خودروهای ردیفشده در پارکینگ کارخانه دیده نمیشود. بدنه کامل است، شیشهها نصب شدهاند، خودرو چرخ دارد و حتا ممکن است موتور آن روشن شود. کافی است یک یونیت کیسه هوا، قطعهای از سامانه ترمز، ECU، چراغ یا یک ماژول الکترونیکی روی آن نصب نشده باشد تا محصول از نظر خودروساز «ناقص» بماند و امکان شمارهگذاری و تحویل پیدا نکند. خودروساز یک قطعه کم دارد، اما خریدار با خودرویی روبهروست که ساخته شده و به دستاش نمیرسد.
احتکار معمولاً ما را به یاد انبارهای پر از روغن، برنج و دیگر کالاهای ضروری میاندازد؛ محصولاتی که از بازار کنار گذاشته میشوند تا در زمان کمبود با قیمت بالاتری فروخته شوند. درباره خودرو نمیتوان با دیدن یک پارکینگ پر همان حکم را صادر کرد. اثبات احتکار به بررسی توان عرضه، زمان فروش و قصد تولیدکننده نیاز دارد. بااینحال، واژه «خودروی ناقص» هم نباید چنان خنثا به کار رود که علت تکرار این اتفاق و نتیجه آن برای بازار نادیده گرفته شود.
خودروی ناقص در بسیاری از موارد از یک تصمیم ناگهانی در خط تولید متولد نمیشود، بلکه آخرین حلقه زنجیرهای از بدهی و کمبود نقدینگی است. خودروساز سالها با زیان انباشته، هزینه مالی سنگین و کسری منابع درگیر میشود و بخشی از مطالبات قطعهسازان را با تأخیر میپردازد. قطعهساز نیز برای خرید فولاد، مس، مواد پلیمری، قطعات الکترونیکی و پرداخت دستمزد کارگران به پول نیاز دارد. وقتی مطالباتاش ماهها عقب میافتد، یا توان ادامه تولید را از دست میدهد یا تحویل قطعه را به تسویه بخشی از بدهی مشروط میکند.
در انتهای این مسیر ممکن است قطعهای کوچک به کارخانه نرسد، اما نبود همان قطعه، هزاران خودرو را متوقف میکند. ارزش یک یونیت الکترونیکی شاید در مقایسه با قیمت کل خودرو ناچیز باشد، اما بدون آن محصول قابلیت تجاریسازی ندارد. سرمایهای که باید پس از فروش دوباره به چرخه تولید بازگردد، در قالب بدنههای تقریباً کامل در پارکینگ منجمد میشود و کمبود نقدینگی خودروساز را تشدید میکند. بدهی قطعهساز، خودروی ناقص میسازد و خودروی ناقص نیز بدهی بیشتری تولید میکند.
این چرخه دیگر یک احتمال نظری نیست. در خرداد ۱۴۰۵، رئیس سازمان بازرسی کل …






