
وزارت صمت یا بنگاه دلالی خودرو؛ سیاستی که سوداگری را از خط تولید تا مردم توسعه دادوزارت صمت
سیاستهای خودرویی سود را از کیفیت و رونق جدا کردهاند؛ دولت از مجوز و تعرفه، خودروساز از فروش زودهنگام و واسطه از کمبود و بیاعتمادی در بازار درآمد میگیرد.
دولت در یک بازار سالم راه را باز میکند و از حرکت صنعت، اشتغال، صادرات و مالیات به دست میآورد. خودروساز با محصول بهتر مشتری پیدا میکند و واسطه برای آسانکردن معامله پول میگیرد. در بازار خودروی ایران این مسیر وارونه شده است؛ هر حلقه میتواند از یک خرابی بازار درآمد داشته باشد. سوداگری هم از مردم آغاز نشده؛ در ساختاری شکل گرفته که وزارت صمت باید اصلاحش میکرد. درآمد از رونق یا درآمد از گلوگاه؟
وزارت صمت باید ورود شرکتهای تازه را آسان، رقابت را بیشتر و حقوق خریدار را تضمین کند. در عمل، باز و بستهشدن واردات، تعرفه، ثبت سفارش، مجوز و سهمیه به مهمترین ابزارهای آن تبدیل شدهاند. هر مانع، یک امتیاز تازه میسازد و هر امتیاز میتواند ارزش خریدوفروش پیدا کند.
تعرفه قرار است ابزار تنظیم بازار باشد، نه راه ساده تأمین پول یا ساختن حاشیه امن برای تولیدکنندهای که رقیب ندارد. دولت باید از بزرگشدن بازار درآمد پایدار کسب کند، اما بارها درآمد و کنترل فوری را به توسعه بلندمدت ترجیح داده است؛ فعلاً پولی برسد و مشکل امروز عقب بیفتد، حتی اگر فردا صورتحساب بزرگتری ساخته شود.
فاصله میان وعدهها و نتیجه، همین نگاه را نشان میدهد. برای سال ۱۴۰۴ تولید سه میلیون خودرو و صادرات یک میلیون دستگاه هدفگذاری شده بود، اما مجموع تولید دهماهه همان سال حدود ۹۳۰ هزار دستگاه اعلام شد. مشکل کمبود سند و چشمانداز نیست؛ برنامه درباره صادرات و کیفیت حرف میزند، اما ساختار اجرایی برای جذب نقدینگی امروز پاداش میدهد.فروش انجام شد؛ مشتری بعداً پیگیری کند
این انگیزه به خودروساز هم رسیده است؛ دولتی یا خصوصی تفاوت چندانی ندارد. در بازار کمرقیب و تشنه، شرکت برای فروش مجبور نیست مشتری را با کیفیت، تحویل منظم و خدمات مناسب نگه دارد. کافی است طرح فروش باز شود، پول وارد حساب شود و تعهد به ماههای بعد برود.
پیشفروش در اصل روش تأمین مالی تولید است، اما وقتی تحویل عقب میافتد و مشتری برای دریافت خودرو یا خسارت باید میان …












