قیمت طلا امروز




 سایت باشگاه خبرنگاران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

در مورد «دچار» و برنامه‌سازی دینی در تلویزیون

برنامه «دچار» یکی از تجربه‌های موفق تلویزیون در امر برنامه‌سازی معارفی است که سعی می‌کند با یک زبان «به‌روز» عاشورا را روایت کند.
 در مورد «دچار» و برنامه‌سازی دینی در تلویزیون

باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد رستم‌پور - سهلِ ممتنع مانند برنامه‌سازی دینی در تلویزیون. سهل، چون گمان می‌کنی محتواسازی از مفاهیم یا رویداد‌هایی که برای مخاطب، درونی شده و توضیح و تبیین فراوانی نیاز ندارد؛ آسان است.

کافی است به سبک و سیاق مدیوم «تلویزیون» در جهان امروز، گفتگویی دو یا چند نفره ترتیب بدهید و به آنها وقت کافی بدهید تا در مورد درونیات خودشان حرف بزنند و ممتنع، چون که نیک بنگری، به ویژه در چند سال اخیر، تجربیات شکست‌خورده در این حوزه فراوانند.

شکست در یک برنامه یعنی برنامه به ضد خود تبدیل شود یا سهم قابل اعتنایی از تماشا را نگیرد. در اولی، راهبری محتوا به گونه‌ای که به موضوع زاویه دید یا سیر معنایی جدیدی بدهد، گاهی به دلیل تلاش برای حرف عجیب زدن یا خرق عادت کردن، مخالف باور‌ها و هنجار‌های مرسوم، تصویر می‌شود و در نتیجه، به جای آگاهی‌بخشی دینی، به دستمایه‌ای سیاسی و جناحی برای دعوا‌های یک بار مصرف رسانه‌ای تبدیل می‌شود و در دومی، به دلیل پرشمار بودن تولیدات رسانه‌ای در تلویزیون و پلتفرم‌ها، تهیه‌کنندگان سعی می‌کنند بدنامی پیشه کنند و جریانی رسانه‌ای راه بیندازند تا از وجود یک برنامه مخاطب را مطلع سازند.

اما «دچار» به هیچ یک از این دو مبتلا نشده است و به شرط آنکه تداوم داشته باشد، می‌تواند به یک تجربه موفق تلویزیونی در برنامه‌سازی معارفی تبدیل شود. «دچار» سه ویژگی مهم دارد: اولاً یک برنامه ترکیبی است. بدین معنا که کوشش شده بخش‌های مختلفی از یک محتوا به کمک مفصل‌هایی جذاب به هم پیچ شوند. اگرچه آن بخش‌ها، همه گفت‌و‌گو هستند.

یک بخش تبیینی، یک بخش سندپژوهی و یک بخش تجربه زیسته در کنار هم نشان می‌دهند رخداد عاشورا در عین وزانت و سنگینی چگونه می‌تواند تعلق ایجاد کند و به یک تجربه درونی برای یک فرد تبدیل شود. این آخری پیش‌تر در قالب‌هایی مانند «از حسین بگو» به سوژه‌ای برای ایجاد شکلی از یک برنامه انجامیده بود، اما در «دچار» نسبت تجربه فردی و موقعیت اجتماعی آن هم جنگ رمضان که خود نمونه‌ای از یک مقابله و ستیز با ظالم است، برجسته می‌شود.

در بخش سند‌پژوهی، آنچه قابل اعتناست، ارتباط معنایی و محتوایی آنچه از عاشورا می‌دانیم، با سیر بزرگداشت یا پرداخت به موضوع در طی تاریخ است که اهمیت می‌یابد؛ و در بخش تبیینی، یک سخنران آشنا از محتوا‌هایی می‌گوید که بکر و دست‌نخورده هستند تا برنامه به هدف خود یعنی معرفت‌افزایی نزدیک شود. ثانیاً دچار در شبکه نسیم پخش می‌شود. نسیم در نگاه مخاطب عام یک شبکه برای سرگرمی و تفریح است، اما در محرم و صفر تماماً به یک درگاه نشر محتوا‌های معارفی تبدیل می‌شود که هم بر آن است حرمت ماه عزا را حفظ کند و هم از کلیشه‌های مرسوم در برنامه‌سازی معارفی فاصله بگیرد.

از این نظر است که به رویداد بها می‌دهد و تلاش می‌کند موقعیت سخن گفتن از مناسبت‌های ماه عزا را تغییر دهد تا با آشنازدایی از ذهن مخاطب، تجربه‌های جدیدی برای او ترسیم کند. «دچار» این را دانسته و کوشید با تغییر دکور در اجزای مختلف، به سمت توجه‌گیری از ذهن مخاطب حرکت کند، اگرچه ضبط در فضای استودیو، فرصت بیشتری برای به مقصود رساندن این هدف به تهیه‌کننده نداده است.

ثالثاً «دچار» زمان‌مند است، به این معنا که امضای محرم و صفر ۱۴۰۵ را دارد و این خصیصه، اتفاقاً امتیاز این برنامه است؛ چرا که ناظر به آنچه وقوع است، سخن می‌گوید و چه بسا باید گفت با یک زبان «به‌روز» عاشورا را روایت می‌کند.

اما آنچه «دچار» و نه تنها برنامه‌های معارفی، بلکه همه برنامه‌های تلویزیونی در سیمای جمهوری اسلامی ایران یا پلتفرم‌های تلویزیونی بدان دچارند، پراکندگی مخاطب است. خلاف آنچه عده‌ای در پی تلقین آنند، تکثر رسانه‌ای به دلیل بی‌اعتمادی سیاسی یا فاصله هنجاری نیست، بلکه به سبب تغییر در الگوی مصرف رسانه‌ای است که شخصی، موبایلی و تا اندازه‌ای نیز غیرمنظم شده. در واقع، هر برنامه تلویزیونی برای آنکه بازدید بیشتری بگیرد، باید به دنبال تسری محتوا‌های خود در درگاه‌هایی است که امکان جذب مخاطب بیشتری دارد.

برنامه موفق تلویزیونی، تنها نباید محتوا را راهبری کند، بلکه باید به فکر برندینگ، شیوه صحیح توزیع و نشر، نوع چینش محتوا نیز باشد. در چنین صورتی است که یک تولید یا محتوا، فراگیری بیشتری می‌یابد و در نتیجه این گستره، مخاطبین خاص بیشتری پیدا خواهند شد. با این حال، «دچار» چیزی از دست نداده است و می‌تواند در فصل‌های بعدی، مسیر درستی که طی کرده، تثبیت کند و البته در پی کسب امتیازات بالاتری باشد که همه محتوا‌های رسانه‌ای به ویژه برنامه‌های معارفی در پی تحصیل آنند.



۸ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

کارآگاه علوی بعد از ۲۰ سال برگشت | احمد نجفی هم هست! | انصاف نیوز

بازگشت «کارآگاه علوی» پس از سال‌ها به تلویزیون، یکی از اتفاق‌های تازه‌ی شبکه یک در روزهای اخیر است. مجموعه‌ای که بعد از نزدیک به دو دهه دوباره به سراغ فضای پرونده‌های جنایی و معمایی در دهه ۱۳۲۰ رفته و این‌بار با ترکیبی متفاوت از بازیگران، داستان کارآگاه علوی را ادامه می‌دهد.

فصل سوم «کارآگاه علوی» از جمعه ۳۰ مرداد روی آنتن شبکه یک رفته است. این مجموعه به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی و تهیه‌کنندگی پرویز امیری ساخته شده و در ۲۶ قسمت تولید شده است.

یکی از مهم‌ترین نکات فصل جدید، حضور دوباره‌ی احمد نجفی است؛ بازیگری که نام «کارآگاه علوی» بیش از هر چیز با نقش‌آفرینی او در دو فصل قبلی گره خورده است. با این حال، نجفی در فصل سوم بار دیگر همان کارآگاه علوی گذشته نیست و در قالب شخصیتی متفاوت مقابل دوربین رفته است.

در داستان جدید، بهنام تشکر نقش کارآگاه علوی جوان را بازی می‌کند. احمد نجفی نیز نقش عموی او را برعهده دارد؛ شخصیتی که سال‌هاست بازنشسته شده و در کنار اداره‌ی یک کتاب‌فروشی، همچنان تجربه و دانش خود را برای حل پرونده‌ها در اختیار برادرزاده‌اش قرار می‌دهد.

داستان سریال در فضای تاریخی دهه ۱۳۲۰ و در دوره‌ای روایت می‌شود که تهران با اتفاقات سیاسی و اجتماعی مختلفی روبه‌رو بوده است. پرونده‌های جنایی و معمایی نیز محور اصلی روایت هستند و کارآگاه علوی جوان در جریان این پرونده‌ها با ماجراهای مختلفی مواجه می‌شود.

در کنار بهنام تشکر و احمد نجفی، بازیگرانی مانند رامین ناصرنصیر، وحید رهبانی، رسول نقوی، مرتضی اسماعیل‌کاشی و کیوان ساکت‌اف نیز در این مجموعه حضور دارند.

«کارآگاه علوی» از جمله مجموعه‌های قدیمی تلویزیون است که دو فصل نخست آن در دهه‌های گذشته با استقبال مخاطبان همراه شد و احمد نجفی را به چهره‌ای شناخته‌شده در نقش کارآگاه علوی تبدیل کرد. حالا پس از سال‌ها، سازندگان تلاش کرده‌اند همان فضای تاریخی و جنایی را با داستانی تازه و نسل جدیدی از بازیگران ادامه دهند.

پخش فصل سوم «کارآگاه علوی» جمعه‌ها ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک انجام می‌شود و تکرار آن نیز روز بعد روی آنتن می‌رود. حضور احمد نجفی در کنار بهنام تشکر، مهم‌ترین تفاوت این فصل با دو فصل قبلی است؛ تغییری که حالا باید دید در ادامه‌ی پخش سریال چه واکنشی از سوی مخاطبان قدیمی «کارآگاه علوی» به همراه خواهد داشت.

انتهای پیام


۱۰ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

چرا سریال «متهم گریخت» هنوز برای ایرانی‌ها جذاب است؟

به گزارش تجارت نیوز، بیش از دو دهه از پخش «متهم گریخت» گذشته است؛ سریالی که نخستین بار در رمضان ۱۳۸۴ روی آنتن شبکه سه رفت و خیلی زود به یکی از آثار ماندگار طنز تلویزیونی تبدیل شد. با این حال، عجیب‌ترین بخش ماجرا این نیست که مردم هنوز این سریال را دوست دارند؛ عجیب‌تر این است که در میان انبوه تولیدات جدید، بازگشت دوباره به همان سریال قدیمی هنوز می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد. آی‌فیلم نیز در سال‌های مختلف، از جمله در پاسخ به درخواست مخاطبان، این مجموعه را بارها بازپخش کرده است.

اما چرا؟ مردم هنوز «خودشان» را در متهم گریخت می‌بینند

مهم‌ترین ویژگی «متهم گریخت» این است که شخصیت‌هایش بیش از آنکه «تلویزیونی» باشند، «مردمی» هستند.

هاشم‌آقا، همسرش، بچه‌ها، همسایه‌ها و آدم‌های اطرافشان، قهرمان‌های دست‌نیافتنی یا شخصیت‌های عجیب‌وغریب نیستند. آنها آدم‌هایی معمولی‌اند که با اجاره‌خانه، کار، پول، مهاجرت، اختلاف خانوادگی، فریب‌خوردن و تلاش برای بهتر شدن زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

داستان نیز از یک موقعیت کاملاً ملموس شروع می‌شود: خانواده‌ای که از شهرستان به تهران می‌آید و تصور می‌کند پایتخت می‌تواند زندگی بهتری برایش بسازد؛ اما با مجموعه‌ای از مشکلات مواجه می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که طنز عطاران از «جوک» فراتر می‌رود. مخاطب فقط به شخصیت‌ها نمی‌خندد؛ گاهی به خودش می‌خندد.

مریم امیرجلالی نیز سال‌ها بعد درباره همین ویژگی گفته بود که شخصیت‌های «متهم گریخت» شبیه مردم بودند و اتفاقات سریال برای مخاطب غیرواقعی به نظر نمی‌رسید. طنز سریال از دل زندگی بیرون می‌آمد

یکی از تفاوت‌های «متهم گریخت» با بخش قابل‌توجهی از کمدی‌های تلویزیونی، این بود که خنده الزاماً از شوخی مستقیم تولید نمی‌شد.

بخش زیادی از طنز سریال از موقعیت می‌آمد؛ از تضاد میان شهرستان و تهران، فقر و آرزو، سنت و زندگی شهری، خانواده و جامعه.

به همین دلیل حتی وقتی دیالوگ‌ها را بعد از سال‌ها می‌شنویم، هنوز امکان خندیدن وجود دارد؛ چون ریشه شوخی در یک موقعیت انسانی است، نه صرفاً در یک عبارت تاریخ‌مصرف‌دار.

از این منظر، «متهم گریخت» یک کمدی اجتماعی است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به زبان طنز روایت می‌کند. حتی رسانه رسمی نیز در مرورهای خود بر سریال بر همین وجه اجتماعی و خانوادگی آن تأکید کرده است. ترکیب بازیگران؛ نقطه قوتی که به‌سادگی تکرار نمی‌شود

یکی دیگر از عوامل ماندگاری سریال، ترکیب بازیگران آن است: سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، رضا عطاران، سعید آقاخانی، علی صادقی و دیگر بازیگران.

این بازیگران صرفاً دیالوگ‌های فیلمنامه را اجرا نمی‌کردند؛ هرکدام توانایی ساختن یک شخصیت به‌یادماندنی را داشتند. در یک ارزیابی مخاطب‌محور در منظوم نیز ۹۱ درصد شرکت‌کنندگان، عملکرد بازیگران سریال را خوب ارزیابی کرده‌اند.

اما نکته مهم‌تر، شیمی میان بازیگران است؛ چیزی که با انتخاب چند بازیگر مشهور به وجود نمی‌آید. نوستالژی، اما نه فقط نوستالژی

البته نمی‌توان نقش خاطره را نادیده گرفت.

نسل امروز با «متهم گریخت» بخشی از خاطرات جمعی دهه ۸۰ را به یاد می‌آورد؛ شب‌های رمضان، دورهمی خانوادگی، تلویزیون به‌عنوان رسانه اصلی خانه و زمانی که تعداد شبکه‌ها و گزینه‌های سرگرمی بسیار محدودتر از امروز بود.

اما اگر محبوبیت سریال فقط حاصل نوستالژی بود، نسل‌های جدیدتر نباید با آن ارتباط برقرار می‌کردند.

واقعیت این است که نوستالژی به ماندگاری کمک می‌کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند یک اثر را زنده نگه دارد.

اگر قصه و شخصیت‌ها کار نمی‌کردند، خاطره هم بعد از بیست سال نمی‌توانست این اندازه اثرگذار باشد. و اینجاست که مسئله صداوسیما آغاز می‌شود

شاید مهم‌ترین پرسش درباره «متهم گریخت» اصلاً این نباشد که چرا این سریال هنوز جذاب است.

پرسش مهم‌تر این است:

چرا تلویزیون هنوز نتوانسته به اندازه گذشته سریال‌هایی بسازد که مردم بیست سال بعد هم بخواهند دوباره ببینند؟

این مسئله را نمی‌توان صرفاً به کمبود بودجه، تغییر سلیقه مردم یا ظهور شبکه‌های نمایش خانگی نسبت داد.

بخشی از مشکل، به تغییر رابطه صداوسیما با مخاطب برمی‌گردد.

«متهم گریخت» از جامعه عقب‌تر نبود؛ از دل جامعه بیرون آمده بود. مشکلاتی مثل مسکن، مهاجرت، کار، اختلاف طبقاتی، فریب و تلاش برای بقا را به زبان طنز روایت می‌کرد.

اما امروز، هرچه بخشی از تلویزیون بیشتر از پرداختن به مسائل واقعی جامعه فاصله می‌گیرد، شخصیت‌ها نیز مصنوعی‌تر می‌شوند. مشکل فقط «کیفیت» نیست؛ مشکل «جسارت» است

ممکن است گفته شود امروز هم سریال‌های پرهزینه و بازیگران مشهور تولید می‌شوند.

اما مسئله این نیست که تلویزیون دوربین بهتر، دکور بزرگ‌تر یا بازیگر شناخته‌شده ندارد.

مسئله این است که آیا نویسنده اجازه دارد درباره زندگی واقعی مردم قصه بنویسد؟

آیا می‌تواند یک خانواده متوسط را با تمام تناقض‌هایش نشان دهد؟

آیا می‌تواند درباره گرانی، اجاره‌خانه، بیکاری، مهاجرت، فاصله طبقاتی، فساد اداری، شکاف نسلی و مشکلات روزمره شوخی کند؟

طنز اجتماعی زمانی زنده است که بتواند به نقاط حساس جامعه دست بزند.

وقتی این امکان محدود شود، نتیجه معمولاً به کمدی‌های تیپیک و قابل‌پیش‌بینی ختم می‌شود؛ همان چیزی که منتقدان در سال‌های اخیر درباره افت سریال‌های مناسبتی و کاهش خلاقیت در تولیدات تلویزیونی مطرح کرده‌اند. صداوسیما گرفتار فرمول موفقیت گذشته شده است

یک تناقض عجیب شکل گرفته است:

تلویزیون هنوز «متهم گریخت» را دوست دارد، اما ظاهراً کمتر می‌تواند «متهم گریخت» جدیدی بسازد.

فرمول موفقیت گذشته به بازپخش تبدیل شده است.

به جای اینکه بپرسیم «چه چیزی باعث شد این سریال موفق شود و چگونه می‌توان همان روح را در زمانه امروز بازآفرینی کرد؟»، گاهی ساده‌ترین راه انتخاب می‌شود: پخش دوباره همان اثر.

این اتفاق البته از یک جهت قابل فهم است. یک سریال قدیمی، ریسک بسیار کمتری دارد؛ مخاطبش شناخته شده است، هزینه تولید ندارد و احتمال شکست آن پایین است.

اما از سوی دیگر، بازپخش مداوم آثار موفق گذشته می‌تواند به یک علامت خطر تبدیل شود:

وقتی تلویزیون بیشتر به آرشیوش تکیه می‌کند، یعنی شاید در تولید آینده خود اعتمادبه‌نفس کمتری دارد.

حتی در گزارش‌هایی درباره مخاطبان تلویزیون، نمونه‌هایی از عملکرد بهتر بازپخش «متهم گریخت» در مقایسه با برخی تولیدات جدید مطرح شده است. «متهم گریخت» را نباید کپی کرد

البته راه نجات تلویزیون، ساختن نسخه دوم «متهم گریخت» نیست.

اگر امروز همان شخصیت‌ها، همان تیپ‌ها و همان شوخی‌ها را با بازیگران جدید بازسازی کنیم، احتمالاً نتیجه بیشتر شبیه تقلید خواهد بود تا یک اثر ماندگار.

آنچه باید از عطاران یاد گرفت، فرمول شخصیت‌ها نیست؛ روش نگاه کردن به جامعه است.

جامعه امروز تغییر کرده است.

آدم‌های امروز با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، مهاجرت، تورم، اجاره‌های سنگین، اقتصاد پلتفرمی، تغییر سبک روابط، تنهایی، فشار روانی و ده‌ها مسئله جدید روبه‌رو هستند.

اگر قرار است «متهم گریخت» تازه‌ای ساخته شود، باید درباره همین آدم‌ها باشد؛ نه آدم‌های سال ۱۳۸۴. یک موفقیت قدیمی که تبدیل به آینه امروز شده است

در نهایت، محبوبیت «متهم گریخت» فقط یک موفقیت هنری برای رضا عطاران، سعید آقاخانی و بازیگران آن نیست؛ این سریال امروز به نوعی آینه عملکرد صداوسیما هم تبدیل شده است.

هر بار که این سریال بازپخش می‌شود، مخاطب فقط یک کمدی قدیمی را نمی‌بیند.

ناخواسته مقایسه می‌کند:

تلویزیون آن زمان چه می‌ساخت و امروز چه می‌سازد؟

پاسخ این مقایسه الزاماً به نفع امروز نیست.

«متهم گریخت» نشان داد برای جذب مخاطب ایرانی همیشه به قهرمان‌های بزرگ، داستان‌های عجیب یا بودجه‌های نجومی احتیاج نیست. گاهی کافی است چند آدم معمولی را درست ببینیم، مشکلاتشان را جدی بگیریم و از دل همان زندگی واقعی، قصه‌ای صادقانه بسازیم.

شاید دلیل اینکه ایرانی‌ها هنوز با «متهم گریخت» می‌خندند، این باشد که بیست سال گذشته، اما بعضی از دردهای آدم‌های آن هنوز تمام نشده است.

و شاید نقد اصلی به صداوسیما نیز دقیقاً همین باشد:

مسئله تلویزیون این نیست که دیگر «متهم گریخت» ندارد؛ مسئله این است که کمتر از گذشته می‌داند مردم امروز دقیقاً به چه چیزی می‌خندند، از چه چیزی می‌ترسند و برای چه چیزی زندگی می‌کنند.


۱۰ ساعت قبل / سایت برترینها

بهنوش طباطبایی از هدیه عاشقانه‌اش رونمایی کرد

برترین‌ها:  بهنوش طباطبایی، بازیگر سینما و تلویزیون، با انتشار یک استوری متفاوت و احساسی، توجه مخاطبانش را به خود جلب کرد.

طباطبایی در این استوری تصویری از یک گل زیبا را که روی یک پیانوی سفیدرنگ قرار گرفته، منتشر کرده و در کنار آن نوشته است: «درسته که سعدی می‌گه گل همین پنج روز و شش باشد، ولی دل که تو همین پنج شش روز گلستان می‌شه چی؟»

این جمله شاعرانه و حال‌وهوای خاص تصویر، استوری بهنوش طباطبایی را به یک پست کاملاً عاشقانه تبدیل کرده است؛ تا جایی که به نظر می‌رسد این گل هدیه‌ای از سوی فردی خاص و نزدیک به او بوده باشد. نکته جالب دیگر، قلب آبی‌رنگی است که طباطبایی روی تصویر و در کنار گل قرار داده و حال‌وهوای احساسی این استوری را بیشتر کرده است.

انتشار این استوری بار دیگر گمانه‌زنی‌ها درباره زندگی عاطفی بهنوش طباطبایی را میان کاربران فضای مجازی برانگیخته است؛ هرچند خود این بازیگر درباره اینکه این گل از سوی چه کسی به او هدیه شده، توضیحی نداده است.

 




 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۱۴ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۱۸ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...

 ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.

 قاتل نامرئی قصه عشقی !
۶ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قاتل نامرئی قصه عشقی !

آرمان امروز : نمایش شنیدنی «چرک‌نویس‌های یک قاتل» به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۵ قسمت تولید و پخش شده است. به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده‌ ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته می‌شود. او رمان‌نویس و نویسنده‌ داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار [ ]

 اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی

اصغر فرهادی، فیلمساز شناخته‌شده ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در سی‌ودومین جشنواره فیلم سارایوو حضور یافت و جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را دریافت کرد.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.