قیمت طلا امروز




 سایت باشگاه خبرنگاران / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

شیراز میزبان رویداد ملی «نسل امید» در ۳ بخش هنری و ادبی

فراخوان دومین دوره جشنواره ملی هنری «نسل امید» با مشارکت اداره کل ورزش و جوانان استان فارس و حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس منتشر شد.
 شیراز میزبان رویداد ملی «نسل امید» در ۳ بخش هنری و ادبی

باشگاه خبرنگاران جوان - دومین جشنواره ملی هنری «نسل امید» با هدف بهره‌گیری از ظرفیت هنر برای پرداختن به موضوع جوانی جمعیت، خانواده، ازدواج و فرزندآوری برگزار می‌شود.

این جشنواره در سه بخش اصلی هنر‌های تجسمی، آفرینش‌های ادبی و هنر‌های تصویری پذیرای آثار هنرمندان است.

در بخش هنر‌های تجسمی، آثار در رشته‌های گرافیک، کارتون و کاریکاتور و عکس دریافت می‌شود و بخش آفرینش‌های ادبی نیز شامل شعر و روایت داستان است. در بخش هنر‌های تصویری نیز هنرمندان می‌توانند در رشته‌های موشن‌گرافیک و فیلم کوتاه شامل مستند، داستانی و پویانمایی شرکت کنند.

تبیین و آگاه‌سازی اجتماعی درباره ضرورت جوانی جمعیت، ترویج فرهنگ ازدواج و فرزندآوری، چالش‌ها و تهدید‌های سالخوردگی جمعیت کشور و تبیین جایگاه خانواده و نسل جدید در بعثت مردمی جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم از موضوعات این دوره از جشنواره است.

علاقه‌مندان تا ۲۰ شهریورماه ۱۴۰۵ فرصت دارند با مراجعه به سامانه جشنواره‌های حوزه هنری به نشانی www.artfest.ir ثبت‌نام کرده و آثار خود را بارگذاری و ارسال کنند.

دومین جشنواره ملی هنری «نسل امید» با همکاری اداره کل ورزش و جوانان استان فارس و حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس برگزار می‌شود.

منبع: حوزه هندی فارس



۱۸ دقیقه قبل / سایت شهرآرانیوز

روایت زندگی مرحومه مهین افشان پور، از استادان برجسته نگارگری ایران هم زمان با سالروز درگذشتش

مریم شیعه|شهرآرانیوز؛ نگارگری، هنر نادیده گرفتن جاذبه زمین است. نگارگری، جهان را آن گونه که هست تصویر نمی کند، جهانی تازه می سازد که همه اجزای آن، شکل و شمایل رؤیا به خود می گیرند. وقتی در بیست وهشت سالگی از در ورودی مدرسه کمال الملک می گذرد، هم سن وسال هایش اغلب تدریس می کنند یا روی دیوار گالری ها آثارشان را بالا می برند. برای او، بیست وهشت سالگی تازه آغاز راه است. روزی که برای اولین بار روبه روی صفحه سفید و پشت نیمکت های مدرسه می نشیند، نفسی عمیق از ته دل می کشد. نفسی که یک عمر توی سینه اش حبس شده بود. پیش تر هم دست به قلم برده بود، اما ورودش به آموزش رسمی دیر رقم خورد. در مدرسه کمال الملک، طراحی و سیاه قلم را نزد مشیری، نقاشی رنگ وروغن را نزد حسین شیخ، تذهیب را نزد یوسفی و گل ومرغ را نزد الطافی می آموزد. این آموزش ها هرکدام بخشی از چشم و دست او را می سازند. سیاه قلم به او قدرت دیدن حجم را می دهد. رنگ وروغن رابطه تیرگی و روشنایی را نشانش می دهد. تذهیب صبر و انضباط خط را به او می آموزد. گل ومرغ، ظرافت طبیعت ایرانی را پیش چشمش می گذارد.با این همه، جایی در میان این تجربه ها، نگارگری بیش از رشته های دیگر او را به سوی خود می کشد. راهش به کلاس جلالی سوسن آبادی می رسد، استادی که الفبای نگارگری را به او می آموزد و مسیری را باز می کند که نزدیک به سه دهه در امتداد آن پیش می رود. نگارگری از عهده هر هنرجویی برنمی آید. روایتگری خیال می خواهد. در نگارگری اندازه آدم ها، جانوران، درختان و بناها، هیچ کدام تابع پرسپکتیو طبیعی نیست. هر رنگ، تجلی شعر و عرفان ایرانی است. جهان کوچک او روی سطح کاغذ، بعدها آن قدر وسیع می شود جوری که همه زندگی را در خود جای می دهد. روایت حیرت و سقوط

نگارگری ایرانی را اغلب با واژه «مینیاتور» معرفی می کنند، اما این دو واژه کاملا هم معنا نیستند. نگارگری ایرانی یک نظام تصویری تاریخی با زبان، قواعد و جهان بینی ویژه خود است. این هنر قرن ها در کنار ادبیات فارسی بالید و نسخه های شاهنامه، خمسه نظامی، کلیله ودمنه و آثار عرفانی را از مجموعه ای از کلمات به جهان هایی دیدنی تبدیل کرد. نگارگر می توانست دیوار بنا را کنار بزند تا هم زمان درون و بیرون اتاق دیده شود، چند رخداد را در یک قاب بنشاند و فاصله و اندازه را با اهمیت روایی اشخاص و وقایع تنظیم کند.

نگارگری ایران در مکتب هایی چون بغداد، تبریز، هرات، شیراز و اصفهان صورت های متفاوتی پیدا کرد. در دوره تیموری، به ویژه با ظهور کمال الدین بهزاد، روایت پردازی، ترکیب بندی و نمایش زندگی انسانی به نقطه ای درخشان رسید. در دوره صفوی نیز مکتب تبریز و سپس اصفهان زبان این هنر را دگرگون کردند و با آثاری چون تک پیکره های رضا عباسی، نگارگری آرام آرام از وابستگی کامل به صفحات کتاب فاصله گرفت. نگارگری یکی از منسجم ترین شیوه های تصویرکردن شعر، خاطره تاریخی، حکمت و زندگی اجتماعی در تمدن ایرانی است. «هنر مینیاتور» در سال ۲۰۲۰ با مشارکت ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان در فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت شد.

مهین افشان پور این میراث را آموخت و بسط داد. او متولد ۱۳۲۰  بود. در آثارش خط ها همچنان از حافظه نگارگری ایران می آمدند، اما چهره ها، رنگ ها و فضای میان پیکره ها امضای خود او را داشتند. «سواری از غیب»، «شیخ صنعان و دختر ترسا»، «سمند تیزپای»، «مجلس بنداندازی عروسان» و «آهوان خمارچشم» از آثار شناخته شده او هستند که یکی ریشه در منطق الطیر عطار دارد و یکی، ایمان، عشق، حیرت و سقوط را روایت می کند. در طول فعالیت هنری خود بیش از صد اثر خلق کرد. بخشی از آثارش در سازمان میراث فرهنگی نگهداری می شود و بخش دیگری در مجموعه شخصی و خانوادگی اش باقی مانده است. او نخستین زنی بود که نشان درجه یک هنری در رشته نگارگری را دریافت کرد.

در ادامه حتما بخوانید صدور مجوز برای زنان صیاد جزیره هنگام | به رسمیت شناختن بخشی از ظرفیت انسانی و اقتصادی یک جامعه محلی از گذشته دور تا اکنون

از اوایل دهه ۱۳۶۰، آموزش به بخش اصلی فعالیتش تبدیل شده بود. در دانشگاه هنر، دانشگاه الزهرا(س)، دانشکده سوره، سازمان میراث فرهنگی و مراکز هنری دیگر تدریس کرد و شاگردان بسیاری پرورش داد. نام مهین افشان پور هم زمان با ثبت جهانی هنر نگارگری، در کنار محمود فرشچیان، مجید مهرگان، اردشیر مجرد تاکستانی و محمدباقر آقامیری، در فهرست ملی حاملان میراث فرهنگی ناملموس ایران ثبت شد. این استادان در ایران به عنوان گنجینه های زنده بشری شناسایی شدند. سال های پایانی زندگی افشان پور با بیماری گذشت. در سال های پایانی عمر، دست های او توان حرکت نداشت، دست هایی که هنر نگارگری را از پشت شیشه موزه ها بیرون کشیده بود و به کلاس های درس آورده بود. او زبانی ساخت، در امتداد زبانی که از هرات و تبریز و اصفهان عبور کرده بود و در موزه ها و کتابخانه های بزرگ جهان دیده می شد. افشان پور یکی از کسانی بود که اجازه نداد رشته میان آن گذشته دور و اکنون، گسسته شود. صبح دوشنبه ۳۱مرداد ۱۴۰۱، مهین افشان پور پس از چند سال بیماری در خانه خود و در میان تابلوهایی که دور تا دور خانه اش بود، درگذشت. پیکرش دو روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.


۲ ساعت قبل / سایت خبرفوری

۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی/ وقتی یک ویزیت هم ساده نیست

۵۰ بیمار ای‌بی با خانواده‌های خود به مرکز دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) آمدند و مددکاران خانه ای‌بی در کنار تیم‌های تخصصی، تمام مراحل را همراهی کردند.

ساعت ۸ صبح جمعه، مرکز دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) کم‌کم شلوغ می‌شود. خانواده‌هایی که از شهرهای مختلف خود را به تهران رسانده‌اند، کنار بیمارانی نشسته‌اند که قرار است امروز دندان‌هایشان معاینه شود، عکس بگیرند یا در صورت امکان درمانی را که مدت‌ها به تعویق افتاده، شروع کنند.

بیمارانی که برای آنها مراجعه به دندانپزشکی، برخلاف بسیاری از افراد، فقط گرفتن یک نوبت و نشستن روی یونیت نیست. بیماری «اپیدرمولیز بولوزا» یا همان ای‌بی، پوست و در برخی موارد مخاط را به‌شدت شکننده می‌کند. همین مسئله می‌تواند یک مراجعه معمولی را به فرایندی نیازمند احتیاط و آمادگی بیشتر تبدیل کند.

این‌بار اما قرار است چند خدمت در یک روز و در یک مرکز به آنها ارائه شود؛ برنامه‌ای که خانه ای‌بی با همکاری وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)، دانشکده دندانپزشکی و بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری ترتیب داده است. دندانپزشکی برای بیماری که حتی تماس ساده هم مهم است

در سالن، بیماران یکی پس از دیگری برای معاینه فراخوانده می‌شوند. دندانپزشک باید پیش از هر اقدامی وضعیت دهان و دندان بیمار را ببیند و در عین حال شرایط جسمی او را هم در نظر داشته باشد. برای بیماری که پوست و مخاط شکننده دارد، نحوه معاینه و درمان اهمیت زیادی دارد. فشار، کشش یا تماس غیرضروری می‌تواند برای بیمار دردسرساز شود. در برخی بیماران نیز باز شدن دهان محدود است و همین موضوع کار دندانپزشک را دشوارتر می‌کند.  

به همین دلیل، قرار نیست همه بیماران در پایان روز یک نسخه مشابه از خدمات دریافت کنند. برای یکی، معاینه و مشخص شدن مشکلات دندان کافی است؛ دیگری به رادیوگرافی نیاز دارد، بیماری ممکن است امکان ترمیم داشته باشد و فرد دیگری برای درمان‌های بعدی ارجاع شود.  

 

در این میان، خدماتی مانند بررسی پوسیدگی، ارزیابی لثه، جرم‌گیری، پاکسازی، رادیوگرافی و برخی درمان‌های ترمیمی در برنامه قرار گرفته است. اما شاید مهم‌تر از خود خدمات، این باشد که برای هر بیمار مشخص شود بعد از امروز چه اتفاقی باید بیفتد. مشکل فقط پوسیدگی دندان نیست

دندانپزشکی برای بیماران پروانه‌ای سال‌هاست یکی از مسائل کمتر دیده‌شده در مسیر درمان آنهاست. بیماری که برای مراقبت از پوست، زخم‌ها و سایر عوارض ای‌بی ناچار است بخش قابل توجهی از زندگی خود را صرف درمان کند، ممکن است دندانپزشکی را تا زمانی که درد یا مشکل جدی ایجاد شود، عقب بیندازد.  

 

فاصله جغرافیایی هم مشکل دیگری است. برخی خانواده‌ها برای یک مراجعه درمانی باید از شهر خود به تهران سفر کنند. هزینه رفت‌وآمد و اقامت، دشواری جابه‌جایی بیمار و پیدا کردن دندانپزشکی که با شرایط این بیماران آشنا باشد، می‌تواند مراجعه را دشوارتر کند.

در چنین شرایطی، جمع شدن چند خدمت در یک روز، برای خانواده فقط یک نوبت دندانپزشکی نیست؛ بخشی از هزینه و رفت‌وآمد و زمان مورد نیاز برای درمان را کم می‌کند. اما خانواده‌ها یک دغدغه مهم‌تر دارند: اینکه این مراجعه به همین یک روز ختم نشود. مددکار، بین بیمار و مرکز درمانی

در گوشه‌ای از مرکز، مددکاران خانه ای‌بی در رفت‌وآمدند؛ پرونده‌ها را پیگیری می‌کنند، بیماران را به بخش‌های مختلف هدایت می‌کنند و پرسش‌های خانواده‌ها را به تیم درمان منتقل می‌کنند.

این نقش برای خانواده‌ای که با یک بیماری نادر و پیچیده زندگی می‌کند، فقط کمک برای پیدا کردن اتاق یا بخش درمان نیست. خانواده باید بتواند شرایط خاص بیمار، سابقه درمان و نگرانی‌هایش را به تیمی منتقل کند که شاید او را برای نخستین‌بار می‌بیند.

اگر بیماری به تصویربرداری یا بررسی دیگری نیاز داشته باشد، مسیر او دنبال می‌شود و اگر درمان در همان روز امکان‌پذیر نباشد، قرار است ادامه کار مشخص شود.

در واقع، یکی از مسائل اصلی این برنامه از همین‌جا خودش را نشان می‌دهد: ارائه خدمت یک روزه آسان‌تر از ساختن مسیر درمان است. خانواده‌هایی که برای یک نوبت درمان سفر کرده‌اند

در میان همراهان، خانواده‌هایی هستند که از خارج تهران آمده‌اند. برای آنها، مراجعه امروز از مدت‌ها قبل آغاز شده؛ از هماهنگی و برنامه‌ریزی سفر گرفته تا آماده کردن بیمار برای حضور در مرکز درمانی.

مادران و پدران بیماران اطلاعاتی را که شاید در پرونده پزشکی ثبت نشده باشد، برای دندانپزشک توضیح می‌دهند؛ اینکه بیمار در درمان‌های قبلی چه تجربه‌ای داشته، چه چیزی برایش دردناک بوده یا چه محدودیتی دارد.

این اطلاعات در مورد بیماران مبتلا به بیماری‌های نادر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چون تجربه روزمره خانواده می‌تواند به اندازه یک سابقه پزشکی در تصمیم‌گیری درمانی مؤثر باشد. برای همین است که خانواده‌ها در این برنامه صرفاً همراه بیمار نیستند؛ بخشی از فرایند درمان‌اند. از یک برنامه یک‌روزه تا یک مسیر درمانی

در حالی که بیماران در بخش‌های مختلف مرکز تحت معاینه و درمان قرار دارند، نشست مسئولان نیز برگزار می‌شود؛ درباره مشکلات دندانپزشکی بیماران ای‌بی و دشواری دسترسی آنها به خدمات تخصصی.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید حمیدرضا هاشمی گلپایگانی، مؤسس و مدیرعامل خانه ای‌بی، دکتر امیررضا رکن، مشاور وزیر بهداشت در امور دندانپزشکی، دکتر رفیعی، رئیس بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری و دکتر یزدانیان، رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)، از جمله حاضران این نشست هستند. مسئله‌ای که در این جلسه بیشتر از هر چیز اهمیت دارد، تعداد بیماران حاضر در این روز نیست؛ مسئله این است که بیمار بعد از خروج از مرکز چه خواهد کرد. قرار است تفاهم‌نامه‌ای میان خانه ای‌بی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) تدوین شود تا همکاری برای ادامه درمان بیماران پروانه‌ای شکل منظم‌تری پیدا کند.

اگر این همکاری به برنامه‌ای مستمر تبدیل شود، پرونده ۵۰ بیماری که امروز معاینه شده‌اند، می‌تواند ادامه پیدا کند و بیماران دیگری نیز در مراحل بعد به این مسیر اضافه شوند. درمانی که نباید با خروج از مرکز تمام شود

درمان دندانپزشکی معمولاً با یک معاینه یا یک ترمیم تمام نمی‌شود. ممکن است بیماری امروز عکس بگیرد و برای درمان مراجعه بعدی نیاز به نوبت داشته باشد؛ ممکن است دندانپزشک مشکل دیگری را شناسایی کند که نیازمند بررسی تخصصی‌تر باشد.

برای بیمار پروانه‌ای، قطع شدن این زنجیره می‌تواند به معنای بازگشت دوباره به همان نقطه اول باشد؛ جست‌وجوی مرکز درمانی، پیدا کردن پزشک آشنا با شرایط بیماری، هماهنگی سفر و دوباره طی کردن مسیر.

به همین دلیل، ارزش این برنامه را نمی‌توان فقط با عدد ۵۰ بیمار یا تعداد خدمات ارائه‌شده در یک روز سنجید. بخش مهم‌تر ماجرا، این است که آیا برای بیماری که امروز روی صندلی دندانپزشکی نشسته، یک مسیر مشخص برای ادامه درمان ایجاد می‌شود یا نه. یک صندلی دندانپزشکی، یک دغدغه قدیمی

برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانواده‌ای که با ای‌بی زندگی می‌کند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، می‌تواند به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شود.

برنامه ۳۰ مرداد، دست‌کم برای ۵۰ بیمار، این مسیر را کوتاه‌تر کرده است؛ آنها در یک مرکز تخصصی معاینه شده‌اند و بخشی از خدمات مورد نیازشان را دریافت کرده‌اند.

اما اگر قرار باشد این روز فقط یک اتفاق مناسبتی باقی نماند، مرحله مهم‌تر از امروز تازه شروع می‌شود: پیگیری درمان، حفظ ارتباط با بیمار و ایجاد دسترسی برای خانواده‌هایی که هنوز نتوانسته‌اند به چنین خدماتی برسند.

برای بیماران پروانه‌ای، شاید مهم‌ترین نتیجه این برنامه نه یک ترمیم، یک عکس یا یک جلسه معاینه، بلکه این باشد که بعد از امروز بدانند برای درمان بعدی باید کجا بروند و چه کسی قرار است ادامه مسیر را پیگیری کند. چون برای آنها، رسیدن به صندلی دندانپزشکی پایان راه نیست؛ گاهی تازه آغاز مسیر درمان است.

 


۵ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

کمینه‌ی اقتصاد جامعه مهدوی در اربعین

جوان آنلاین: جهان امروز، جهان محاسبه است. از وال‌استریت تا کوچه‌پس‌کوچه‌های بازار‌های سنتی، همه چیز با معیار سود و زیان سنجیده می‌شود. انسان مدرن در چنان هندسه‌ای تربیت یافته که کنش رایگان و بی‌منطق اقتصادی برایش نه تنها نامفهوم که گاهی خطرناک و بیمارگونه تلقی می‌شود. در این میانه، پدیده‌های شگرفی در قاموس شیعه وجود دارد که گویی از جهانی دیگر آمده‌اند؛ فارغ از جامعه مهدوی به مثابه آرمانشهری موعود که در ادبیات اسلامی عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده و در آن، مؤمنان از جیب یکدیگر بی‌حساب و کتاب خرج می‌کنند، راهپیمایی اربعین که هر ساله در گرمای طاقت‌فرسای عراق، پرده از نمایش عملی همان آرمانشهر برمی‌دارد.

داستانی که از یک جیب آغاز می‌شود

در روایات مربوط به عصر ظهور امام زمان (عج)، تصویری ترسیم شده که ذهن اقتصاددانان کلاسیک را به سرگیجه می‌اندازد. گفته می‌شود در آن دوران، مؤمن چنان احساس مالکیت مشاعی نسبت به دارایی برادر دینی خود دارد که محتاج، دست در جیب برادر مؤمنش می‌کند و به اندازه نیازش برمی‌دارد، بدون آنکه آن دیگری ناراحت شود یا مانع گردد. نکته شگفت‌انگیزتر آنکه در این تصویر، موضوع قرض یا بازپرداخت اساساً منتفی است. این فقط یک تعارف اخلاقی یا توصیه به انفاق نیست؛ این یک نظام اقتصادی جایگزین است که در آن، مفهوم مال من به مال ما تبدیل شده است.

در نگاه اول، منتقدان با پوزخندی آشنا می‌پرسند خب، در این صورت دیگر چه کسی کار خواهد کرد؟ موتور محرک اقتصاد بشری، طبق تعریف آدام اسمیت و تمام اخلافش، نفع شخصی است. اگر قرار باشد هر کس بتواند از جیب دیگری بردارد، انگیزه برای تولید، پس‌انداز و تلاش از بین می‌رود. این همان نقد کلاسیکی است که کمونیسم را نیز از پای درآورد. اما درست در اینجاست که معجزه اربعین سربرمی‌آورد تا ثابت کند این معادله، یک مجهول بزرگ‌تر به نام انگیزه الهی دارد.

آن کشاورز عراقی و موتور برق یک موکب

برای لمس این حقیقت، کافی است در مسیر نجف تا کربلا قدم بزنید. مردی تنومند با چهره‌ای آفتاب‌سوخته را تصور کنید که در طول سال، زیر باد و باران و آفتاب سوزان خوزستان ایران یا میسان عراق، کشاورزی می‌کند. درآمدش شاید به سختی کفاف زندگی‌اش را بدهد. اما او یک سال تمام قناعت می‌کند، از خورد و خوراک خود می‌زند، نه برای آنکه ماشین بهتری بخرد یا خانه‌اش را تعمیر کند، بلکه برای آنکه بتواند یک موتور برق برای فلان موکب در عمود ۸۵۰ بخرد. او این کار را هر سال تکرار می‌کند. از او بپرسی چرا، با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: «این برای امام حسین (ع) است، برای زائران آقا.»

این کشاورز کیست! او همان شهروند جامعه مهدوی است که فعلاً در زمانه غیبت زندگی می‌کند، اما تمرین خداگونه زیستن را در اربعین انجام می‌دهد. در منطق بازار، عمل او غیرعقلانی است. او پولش را خرج کسانی می‌کند که نمی‌شناسد، اما در منطق مهدوی، او با این کار، خود را آماده هدف متعالی می‌کند و لذتی می‌برد که هیچ کالای مصرفی‌ای توان رقابت با آن را ندارد.

زیربنای اقتصاد مهدوی

برای درک عمیق‌تر از اینکه چرا چنین الگویی در جامعه مهدوی نه تنها موجب فروپاشی اقتصادی نمی‌شود که رکن اصلی آن است، باید به سراغ معیار‌های این جامعه رفت. در ادبیات اسلامی، عصر ظهور امام مهدی (عج) به عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده است. کارشناسان مهدوی تأکید می‌کنند جامعه مهدوی در همه سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آکنده از عدالت است و هیچ‌کس در آن محروم نمی‌ماند.

از منظر روایات، در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) نظام قرض‌الحسنه و کمک متقابل همه‌جانبه برقرار می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هیچ بدهکاری نمی‌ماند مگر اینکه امام عصر قرض او را ادا می‌کند و هیچ دینی به گردن مردم نیست مگر اینکه امام آن را برمی‌گرداند. به عبارتی خودِ امامت حضرت مهدی (عج) تضمین‌کننده پرداخت همه دیون و رفع نیاز‌های مالی مؤمنان خواهد بود. افزون بر آن، در آموزه‌های مهدوی آمده است که فقرزدایی به معنای عام آن از شاخص‌های اصلی عدالت در آن دوره است و ثروت و امکانات جامعه به طور عادلانه توزیع می‌شود.

نکته قابل توجه در ساختار مدیریتی آن دوران، رابطه معکوس شأن و مقام با تمتع مالی است. یعنی هرچه مقام حاکمان در دولت جهانی حضرت مهدی (عج) بالاتر می‌رود، زهد اجتماعی و کم‌توقعی آنها بیشتر می‌شود؛ پوشش و خوراک ایشان ساده و عاری از تجمل خواهد بود. این یعنی نظامی که در آن، نخبگان سیاسی نه تنها در رفاه شخصی غوطه‌ور نیستند، بلکه پرچمدار ساده‌زیستی‌اند. در چنین بستری، مردم در یک خانواده بزرگ اسلامی همگی نسبت به اموال یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند و پیوسته در راه خدمت به همنوعان گام برمی‌دارند. اینجاست که برداشتن پول از جیب برادر مؤمن، نه یک عمل سوسیالیستی اجباری که میوه طبیعی درختی است که ریشه در ایمان دارد و آبیاری آن محبت و ولایت است.

وقتی لجستیک عشق بر ریاضیات غلبه می‌کند

حال اگر این تصویر آرمانی را با واقعیت میدانی اربعین مقایسه کنیم، شباهت‌ها حیرت‌انگیز است. راهپیمایی اربعین حسینی در عراق، با حضور ده‌ها میلیون زائر از کشور‌های مختلف از سوی بسیاری رسانه‌ها و ناظران به عنوان بزرگ‌ترین نمایش سالانه همدلی و خدمت بی‌منت شناخته می‌شود. طی این مناسک عظیم، هزاران موکب مردمی از عراق و دیگر کشور‌های جهان در طول مسیر نجف تا کربلا خدمات رایگانی از پذیرایی غذا، آب، چای و ... گرفته تا اسکان را ارائه می‌دهند.

صد‌ها هزار داوطلب به‌طور شبانه‌روزی در کنار موکب‌ها حضور دارند و به طور رایگان غذا، نوشیدنی، امکانات بهداشتی و حتی خدمات دندانپزشکی در اختیار زائران قرار می‌دهند. در سال‌های اخیر بیش از ۱۰هزار موکب مردمی از عراق و کشور‌های خارجی برای خدمت‌رسانی ثبت‌نام کرده‌اند که هر روز ده‌ها میلیون پرس غذا و آب و خدمات درمانی را در اختیار پیاده‌روی‌کنندگان قرار می‌دهند. عملاً این سفر شامل خدمات غذای رایگان و تأمین اسکان ازسوی داوطلبان است و ده‌ها هزار موکب خدمات‌رسان، در مسیر‌ها هر چیزی را که زائر نیاز دارد به رایگان فراهم می‌کنند. همین سخاوت میلیونی است که دلیل شهرت اصلی اربعین است؛ هر سال ده‌ها میلیون انسان با نذورات و پس‌انداز خود، نه‌تنها به زیارت می‌آیند بلکه در طول مسیر، هزینه و تلاش بسیاری را صرف می‌کنند تا شیوه پذیرایی از زائران را به حد کمال برسانند.

این مشاهدات جلوه‌ای از همان الگوی مهدوی را در راهپیمایی اربعین به تصویر می‌کشند. مردم عادی از طبقات مختلف، از کارگر و کشاورز تا آموزگار و استاد دانشگاه، سال‌ها پس‌انداز می‌کنند تا بتوانند هر سال مبلغ قابل توجهی را هزینه کنند؛ نه برای رفاه شخصی خود که برای خدمت به زائران حسین (ع). زن و مرد، پیر و جوان، گرسنگی و تشنگی را به جان می‌خرند، اما قدم‌های استوار خود را تا آخر ادامه می‌دهند و هرچه در توان دارند از پخت غذا تا تهیه دارو به‌طور رایگان به برادران و خواهران خود هدیه می‌کنند. این گذشت از منافع دنیایی، نشانه‌ای است از تمایل به رضایت الهی و تأثیرپذیری از آرمان مهدوی. این قوانین دنیاست که در اربعین رنگ می‌بازند؛ در این اجتماع شورآفرین، عشق و فداکاری حرف اول را می‌زند و افق‌های فردگرایی محدود می‌شوند.

از کمونیسم تا اومانیسم؛ ا‌لگو‌های شکست‌خورده

برای درک بهتر این پدیده، باید مروری بر تاریخ تفکر بشری داشت. تفکر کمونیستی قرن بیستم نیز دقیقاً همین وعده را می‌داد که از هرکس به اندازه توانش، به هرکس به اندازه نیازش. این شعار زیبا، در عمل به کابوسی از گرسنگی، تنبلی جمعی و سرکوب بدل شد. چراکه عامل محرک را حذف کرده بود، بدون آنکه بتواند جایگزینی معنوی برایش بسازد. انسان شوروی، نفع شخصی‌اش را در کار نمی‌دید، چون مزرعه مال همه بود، پس عملاً مال هیچ‌کس نبود. نتیجه آن شد که نظام کمونیستی با آن همه ادعا، به زباله‌دان تاریخ پیوست.

در نقطه مقابل، تفکر اومانیستی- لیبرالیستی غرب، با پذیرش بدبینی نسبت به طبیعت انسان، گفت تنها راه پیشرفت، رها کردن افسار حرص و آز بشری است. نتیجه این تفکر را امروز در آمار‌های تکان‌دهنده اقتصادی می‌بینیم. شاخص‌های اقتصادی جهانی نشان می‌دهد در جوامع سرمایه‌داری، نابرابری عظیمی حاکم است. به‌طور متوسط در کشور‌های OECD (سازمان توسعه و همکاری اقتصادی) دهک بالای ثروت یعنی ۱۰درصد ثروتمند بیش از نیمی از مجموع ثروت همه را در اختیار دارند یعنی ۵۲درصد در کل و تا ۷۹درصد در ایالات متحده، در حالی که بخش بزرگی از جامعه در فقر یا تنگنای معاش روزمره به‌سر می‌برد. هشت مرد به اندازه ۶/۳ میلیارد نفر جمعیت فقیر جهان، ثروت دارند. ثروت‌اندوزی افسانه‌ای در اقلیتی بسیار کوچک، و له‌شدن اکثریت زیر چرخ‌دنده‌های این ثروت‌اندوزی. این سیستم نیز در حل معمای انسان نوعدوست شکست خورده است.

اخیراً سریالی امریکایی به نام پلوریبوس Pluribus به معنای یک از بسیار که یک درام علمی- تخیلی پساآخرالزمانی است، تلاش می‌کند این وحشت غرب از نوعدوستی جمعی را به تصویر بکشد. در این سریال، یک نیروی مرموز مردم را به ذهن واحدی تبدیل می‌کند، طوری که کل بشریت به یک موجود واحد متحد تبدیل می‌شود و تلاش جمعی بدون منافع فردی را در پیش می‌گیرد. جوامعی که در آنها همه مردم به یکباره تصمیم می‌گیرند در مسیر درستی و خوبی عمل کنند و بدون هرگونه جنگ و آسیب حتی به حیوانات و درختان زندگی کنند، به عنوان یک ویروس خطرناک شناسایی می‌شوند که می‌تواند به نابودی نسل بشر بینجامد. از دید خالقان این سریال، انسان بودن بدون خودخواهی در نهایت ویروس است که می‌تواند نسل ما را نابود کند، چراکه غرائز بقا را از کار می‌اندازد!

اما اربعین و تفکر مهدوی پاسخی دندان‌شکن به هر دو پارادایم است. برخلاف کمونیسم که با سرکوب غریزه مالکیت همراه بود، در اربعین، مالکیت هست، اما وابستگی به آن نیست. کشاورز عراقی مالک موتور برق است، نه دولت، و از سر عشق و نه اجبار، همه داراییش را می‌بخشد؛ و برخلاف لیبرالیسم که انسان را گرگ انسان می‌داند و از هر گونه اتحاد جمعی به وحشت می‌افتد، در اینجا انسان برای انسان، بهشت می‌سازد. اسلام می‌گوید همکاری جمعی و ایثار مطلق با حفظ حیات فردی و کرامت انسانی ناسازگار نیست. آموزه‌های دین، بر خلاف روایت هالیوودی، پیروان خود را به ساختن چنین تمدنی فرامی‌خوانند، تمدنی که در آن، فردیت در خدمت جمع شکوفا می‌شود، نه آنکه در آن مستحیل شود.

رمزگشایی از انگیزه‌ای به نام رضایت الهی

سؤال محوری این است که چرا یک استاد دانشگاه عراقی که می‌تواند تعطیلات تابستان را در اروپا بگذراند، عرق‌ریزان در یک موکب می‌ایستد و به زائران چای می‌دهد و کفش‌هایشان را واکس می‌زند! چرا یک بانوی ایرانی زیورآلاتش را می‌فروشد تا هزینه سفر زیارت همسایه‌اش را تأمین کند! چرا یک افغانستانی با پای پیاده از مرز‌های دور می‌آید، در حالی که خودش نیازمند است، اما در مسیر، هر چه دارد با زائران تقسیم می‌کند!

پاسخ این پرسش‌ها را باید در مفهومی جست‌و‌جو کرد که قرآن از آن به «رزقاً من الله» و «ابتغاء مرضات الله» تعبیر می‌کند. قرآن کریم فرمان می‌دهد که «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (و یکدیگر را در نیکی و پرهیزکاری یاری کنید). در اندیشه اسلامی، کار‌های دسته‌جمعی بر کار‌های فردی برتری دارند و شرایط پیشرفت جامعه در همکاری و همافزایی جمعی است. امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است که هر کس در پیشبرد کار مسلمانان اهتمام نورزد، در شمار مسلمانان نیست. این سخنان نشان می‌دهد هر فرد مؤمن علاوه بر تلاش برای نفع شخصی، تکلیف شرعی دارد با همسایگان و مؤمنان خود همکاری کند و در انجام فعالیت‌های نیک اجتماعی سهیم باشد.

در جامعه مهدوی و ریزنمونه آن یعنی اربعین، رضایت الهی به عنوان یک کالای اقتصادی فوق‌العاده ارزشمند تعریف می‌شود. مردم کار می‌کنند، اما نه صرفاً برای لذت مادی. آنها به دنبال سود هستند، اما این سود در آخرت تعریف می‌شود. این یک مبادله پایاپای نیست که من به تو پول بدهم و تو به من کالا دهی. این یک سرمایه‌گذاری بلندمدت در بانکی است که خدا ضامن آن است. در چنین نظامی، هر کس حق دیگران را حق خود می‌داند.

اربعین، تمرین جامعه مهدوی

واقعیت این است که اربعین فقط یک راهپیمایی مذهبی نیست؛ یک مانور اجتماعی است. در این اجتماع ده‌ها میلیونی، افراد از ده‌ها ملیت عراقی، ایرانی، لبنانی، کویتی، بحرینی، آذربایجانی، یمنی، افغانستانی، پاکستانی و ... کنار هم قرار می‌گیرند. زبان هم را نمی‌فهمند، اما یک نظام توزیع ثروت خودجوش شکل می‌گیرد که در آن:

اولاً تولید هدفمند است یعنی مثلاً کشاورز ترک‌تبار اهل دیالی، با علم به اینکه محصولش در اربعین مصرف می‌شود، با انگیزه بیشتری گندم می‌کارد. راننده تاکسی بغدادی، تمام سال را برای درآمد ایام اربعین نقشه می‌کشد، نه برای آنکه پولش را در بانک بگذارد، بلکه برای آنکه در این ایام، زائران را در منزل خود اسکان دهد. این یعنی انگیزه تولید از بین نرفته، بلکه ارتقا یافته است. این افراد که زندگی عادی دارند از یک سو مشغول کار و تلاشند، اما از سوی دیگر به این باور رسیده‌اند که خیر مؤمنان را باید حتی به قیمت کاهش درآمد و صرفه‌جویی شخصی فراهم کنند.

دوماً مصرف متعالی است یعنی مثلاً فردی که یک سال تمام، چند سال بیشتر کار کرده تا پولش را برای اربعین پس‌انداز کند، حالا این پول را با لذتی وصف‌ناپذیر در طبق اخلاص می‌گذارد و به زائر می‌بخشد. لذت این مصرف ایثارگرانه برای او به مراتب بیشتر از لذت خریدن یک گوشی موبایل جدید است.

سوماً نظام قرض‌الحسنه الهی یعنی در نگاه مهدوی، وقتی تو از جیب برادرت پول برداشتی، نه تو بدهکاری و نه او طلبکار است. این رابطه بر اساس حلال کردم طیب خاطر است. این همان حلقه گمشده اقتصاد مدرن است. در اربعین می‌بینیم که موکبدار عراقی نه تنها از اینکه زائر از او غذا می‌گیرد ناراحت نیست، بلکه التماس می‌کند که برادرجان، نان ما را بخور، آبروی ما را بخر. این یعنی عرضه‌کننده خدمت، خود را مدیون تقاضاکننده می‌داند. این وارونگی شگفت‌انگیز، فقط در سایه ولایت معنا می‌یابد.

الگوی مهدوی ویروس دنیای مدرن

برگردیم به سریال «پلوریبوس». چرا هالیوود، این پیامبر مدرنیته، جامعه‌ای که در آن همه خوب هستند را به عنوان ویروس معرفی می‌کند! چون تمدن مدرن غرب، بر پایه کمیابی Scarcity بنا شده است. اقتصاد مدرن می‌گوید منابع محدود است و انسان‌ها نامحدودالخواسته‌اند. در این میدان نبرد، ما به رقابت نیاز داریم تا زنده بمانیم. اگر ناگهان همگان ایثارگر شوند و منافع شخصی را کنار بگذارند، کل این نظام رقابتی فرو می‌ریزد. از دید یک لیبرال، این یک فاجعه است؛ چون نظم موجود را بر هم می‌زند.

اما اسلام مهدوی، دقیقاً همان چیز را وعده می‌دهد که غرب از آن وحشت دارد و آن زمانی است که «وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکاتِهَا» (و زمین برکاتش را بیرون می‌ریزد). در جامعه مهدوی، به برکت عدالت و تقوا، مفهوم کمیابی از بین می‌رود. شاید این حتی به معنای نبود محدودیت فیزیکی نباشد، بلکه به معنای تغییر نگاه انسان به داشته‌ها باشد. وقتی تو بدانی که روزی تنها دست خداست و نه در کیف پول همسایه، و وقتی باور کنی که با انفاق، پولت نه تنها کم که زیاد می‌شود، آنگاه موتور محرکه اقتصاد تغییر می‌کند.

در اربعین، ما این برکت را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنیم. آمار‌ها می‌گویند در یک بازه زمانی کوتاه، بیش از ۲۰میلیون نفر در منطقه‌ای نسبتاً محدود اسکان و پذیرایی می‌شوند. از نظر مهندسی تدارکات، این یک غیرممکن است. حتی ارتش‌های پیشرفته جهان برای لجستیک چنین جمعیتی دچار فروپاشی می‌شوند. اما در اربعین، نه تنها کمبودی حس نمی‌شود، بلکه غذا دورریز می‌شود. این از برکت حسین است؛ همان مفهوم گم‌شده‌ای که در محاسبات سرد ریاضی و مهندسی صنایع غرب نمی‌گنجد.

از «جیب» تا «قلب»، تحول مفهوم مالکیت

شاید کلیدی‌ترین مفهوم در این مقایسه، تحولی باشد که در احساس مالکیت رخ می‌دهد. در جامعه مصرفی امروز، من مساوی است با دارایی‌هایم (I am what I have) انسان غربی با ماشین، لباس و خانه‌اش تعریف می‌شود. از دست دادن اینها یعنی از دست دادن هویت، اما در جامعه مهدوی و به تبع آن در اربعین، من مساوی است با ایمانم و خدمتم. انسان اربعینی با موکبش، با عرقی که برای خدمت می‌ریزد و با چایی که در لیوان می‌دهد تعریف می‌شود. وقتی از جیب برادر مؤمن برداشتی، در حقیقت از جیب خودت برداشته‌ای. این جمله فقط یک شعار عاطفی نیست. این یک واقعیت روانشناختی است. در این جامعه، مرز‌های خود و دیگری برداشته می‌شود. جامعه به یک بدن واحد تبدیل می‌شود که اگر عضوی از آن درد کند، سایر اعضا بی‌خوابی می‌کشند. وقتی پای یک زائر خسته از راهپیمایی تاول می‌زند، کسی که در ۵۰۰کیلومتری او پلو می‌پزد، دردی مشترک را حس می‌کند. این گسترش دایره خود تا بی‌نهایت، بزرگ‌ترین دستاورد تمدنی اربعین است.

سخن آخر، سفر از اربعین تا ظهور

راهپیمایی اربعین را باید اتوپیای موقت نامید. یک بهشت چندروزه روی ویرانه‌های دنیای مادی. ما در اربعین، تصویری فشرده و شتاب‌زده از حکومت جهانی مهدوی را می‌بینیم. در واقع می‌توان گفت راهپیمایی اربعین تابلوی کاملاً زنده‌ای از آموزه‌های مهدوی است که در آن، فرد و جمع در کنار هم پیش می‌روند و مفهومی به نام همه‌چیز برای منافع شخصی در فضای معنوی پررنگ دیگری حل می‌شود. کسانی که این روز‌ها در گرمای ۵۰درجه، از جیب خود می‌زنند تا کام زائری را شیرین کنند، همان‌هایی هستند که اگر امامشان بیاید، با جان و دل، دنیا را در خدمت مستضعفان قرار می‌دهند.

آن کشاورز عراقی که یک سال زحمت می‌کشد تا موتور برق بخرد، در حقیقت دارد فریاد «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین در روز عاشورا را پاسخ می‌دهد. او ثابت می‌کند که نسل انسان، هنوز منقرض نشده است. هنوز هستند کسانی که هدفی فراتر از شکم و شهوت دارند. اربعین، رفراندومی جهانی برای اثبات این ادعاست که می‌شود بدون چشم‌داشت مادی و صرفاً بر اساس رضایت الهی زیست؛ و این یعنی، مهدی (عج) تنها نیست. حتی اگر هنوز در پرده غیبت باشد، میلیون‌ها انسان در جهان، همان سبک زندگی‌ای را تمرین می‌کنند که قرار است در دولت کریمه‌اش رسمیت یابد؛ سبک زندگی‌ای که در آن، هر کسی می‌تواند راحت از جیب برادرش پول بردارد و خرج کند، نه به خاطر هرج‌ومرج و تنبلی، بلکه به خاطر عشقی که بزرگ‌تر از تمام ثروت‌های زمین است.

از این منظر، مسیر نجف تا کربلا، نه فقط یک جاده ۸۰کیلومتری که شاهراهی به سوی تمدن موعود است. هر قدم زائر، امضایی بر طومار وفاداری به آن آرمانشهر گمشده است و هر استکان چای موکبداران، جرعه‌ای از نهر‌های جاری در بهشت مهدوی است. اینجا دیگر سؤال از جیب چه کسی برداشتی معنایی ندارد؛ چون در این وادی، همه جیب‌ها یکی است و آن جیب پربرکت امام‌زمان (عج) است.




 قیمت تیرآهن امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / تیرآهن مرداد را با عقب‌نشینی قیمت تمام می‌کند + جدول
۹ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

قیمت تیرآهن امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / تیرآهن مرداد را با عقب‌نشینی قیمت تمام می‌کند + جدول

قیمت تیرآهن امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد. تیرآهن در مرداد برخلاف میلگرد مسیر نزولی داشت و رفتار بازار نشان داد که فشار هزینه‌ای بدون پشتوانه تقاضا برای حفظ روند صعودی این محصول کافی نیست.

 تجارت ایران و ترکیه چگونه است؟
۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

تجارت ایران و ترکیه چگونه است؟

اکوایران: تجارت ایران و ترکیه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵.۶ میلیارد دلار رسید. اما ترکیب مبادلات نشان می‌دهد سهم ایران از این رابطه عمدتا به صادرات مواد اولیه و نهاده‌های تولید محدود مانده است.

 فرسایش غول‌های دریایی آمریکا - مردم سالاری آنلاین
۳۲ دقیقه قبل / روزنامه مردم سالاری

فرسایش غول‌های دریایی آمریکا - مردم سالاری آنلاین

حساب فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که ناو هواپیمابر جورج واشنگتن و کشتی های نظامی همراه آن رسما وارد منطقه خاورمیانه شدند. حرکت  جورج واشنگتن  موجب شده تا برای نخستین بار از سال ۲۰۲۴، حضور آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام، از جمله در اطراف چین، دچار خلأ شود.

 پیش‌بینی قیمت خودرو در ۴ سناریو؛ آیا الان بهترین زمان خرید خودرو است؟
۴۷ دقیقه قبل / سایت پرشین خودرو

پیش‌بینی قیمت خودرو در ۴ سناریو؛ آیا الان بهترین زمان خرید خودرو است؟

تورم نقطه‌به‌نقطه تولید خودرو به ۹۴.۹ درصد رسیده و نرخ دلار در مسیر صعودی قرار دارد. قیمت ۶ خودروی پرطرفدار در ۴ سناریوی مختلف چقدر خواهد شد؟

 «نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز
۲ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز سی و نهم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۴ روز می‌گذرد، ترامپ مدعی شده هیچ مذاکره‌ای...

 معاوضه بیفوما با گزینه محبوبه تارتار؟ | تصمیم نهایی مشخص شد
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

معاوضه بیفوما با گزینه محبوبه تارتار؟ | تصمیم نهایی مشخص شد

باشگاه فولاد هیچ درخواست یا موافقتی برای معاوضه ابوالفضل رزاق‌پور با بازیکنی از پرسپولیس نداشته است.