قیمت طلا امروز




 سایت باشگاه خبرنگاران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

این آقا هر وقت دختری موطلایی می‌دید دست و پایش می‌لرزید

محمدرضا پهلوی در مصاحبه رسمی‌اش صراحتاً گفت زن بدون زیبایی ظاهری به حساب نمی‌آید! همچنین در برخورد با یک نماینده زن از لفظی استفاده کرد قلم از نوشتن آن شرم دارد.
 این آقا هر وقت دختری موطلایی می‌دید دست و پایش می‌لرزید

باشگاه خبرنگاران جوان - «وقتی که نماینده سرخس در انجمن (که اتفاقاً یک خانم بوده است) را به شاه معرفی کردند و شاه خوشگلی آن زن را دید، برای آن خانم از لفظی استفاده کرد که قلم از نوشتن آن شرم دارد. 

اسدالله علم، وزیر دربار، می‌نویسد: «در سرخس خانمی را که نسبتاً خوشگل هم بود و از مشهد آمده بود [..]به شاهنشاه معرفی کردند که ایشان نماینده سرخس در انجمن هستند…» محمدرضا پهلوی از لفظی استفاده کرد که صراحتاً از نگاه سخیف و ابزاری او پرده برداشت. 

علاوه بر این محمدرضا پهلوی در مصاحبه رسمی‌اش با اوریانا فالاچی، خبرنگار ایتالیایی، در سال ۱۳۵۲، بدون ذره‌ای ابهام اندیشه واقعی خود را روی دایره ریخت و گفت: «در زندگی یک فرد، زن به حساب نمی‌آید مگر وقتی که زیبا و دلربا باشد…» این منطق، حقیقت ساختاری رژیمی بود که زن را تهی از عقلانیت، مسئولیت و نقش‌آفرینی تمدنی می‌خواست.

اردشیر زاهدی، داماد شاه و سفیر وقت ایران در آمریکا، نیز در خاطراتش می‌نویسد: «اعلیحضرت به نحوی افراطی و غیر قابل باور به زنان و دختران موطلایی علاقه‌مند بودند و هر وقت دختری موطلایی می‌دیدند به وضوح دست و پایشان می‌لرزید!» 

خروجی این رفتار، افشاگری‌های متعددی بود که حتی همسران شاه را به ستوه آورد؛ آن‌چنان‌که ماروین زونیس در کتاب «شکست شاهانه» می‌نویسد ملکه فوزیه و ملکه ثریا بار‌ها شاه را تهدید کردند که اگر به زن‌بارگی خود در محافل خصوصی ادامه دهد، از او جدا خواهند شد. 

این ساختار منطقی که در آن نخست‌وزیران، کابینه و مجالس پهلوی نیز دچار انحطاط اخلاقی مشابهی بودند و زن را صرفاً برده‌ای جنسی می‌انگاشتند، در سال ۱۳۵۷ با معمارین یک گفتمان کاملاً متفاوت رو‌به‌رو شد؛ گفتمانی که نه بر پایه نگاه ابزاری غرب شکل گرفته بود و نه متحجرانه زن را به گوشه انزوا می‌راند.

امام خمینی (ره) درست در نقطه مقابل این نگاه، معادلاتی جدید برپا کرد. ایشان با بیان اینکه «زن انسان است؛ آن هم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه است و از دامن زن انسان‌ها پیدا می‌شوند»، مبدأ ارزش‌گذاری را از «زیبایی ابزاری» به «کرامت انسانی و نقش مربی‌گری» تغییر داد. 

در اندیشه ایشان، دامن مادر بزرگ‌ترین مدرسه تربیت نسل شد و حقوق مادر برتر از سال‌ها عمر متعهدانه پدر توصیف گشت. 

تحول واقعی، اما در فراخوان بانوان به میادین سرنوشت‌ساز بود. درحالی‌که دستگاه پهلوی زنان را ناتوان از درک امور سیاسی قلمداد می‌کرد، بنیان‌گذار انقلاب وظیفه‌ای برابر برای آنان قائل شد و صراحتاً اعلام کرد: «همان‌طوری که مرد‌ها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زن‌ها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند.» 

این منشورِ حضوری فعال در جبهه‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی بود که توانست نسل جدیدی از زنان پیشرو را به جامعه معرفی کند.

این منطق مترقی در چهل سال اخیر با تبیین‌های رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای تثبیت شد؛ آنجا که بر نفی تفاوت‌های جنسیتی در مراتب معنوی تأکید ورزیده و فرمودند: «زن پیش خدای متعال مثل مرد است. در طی مراتب معنوی و الهی بین این دو جنس هیچ تفاوتی نیست… در حقوق اجتماعی و حقوق شخصی و فردی بین زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.» 

قیاس این دو مسیر، تقابل دو کارنامه است؛ نگرشی که در کاخ، زن را در خوشگلی ظاهری خلاصه می‌کرد و حتی در برابر یک نماینده زن استانی لفظی شرم‌آور به کار می‌برد، در برابر نگاهی که زن را مدیر خانواده، مربی جامعه و کنشگر فعال عرصه سیاست و علم می‌داند.

منبع: فارس



۴۸ دقیقه قبل / سایت آوش

شهر پس از آتش

اعتماد

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:

«همیشه چیزی فراتر از یک شهر بوده است؛ نامی گره ‌خورده با خاطره، زیبایی و زندگی.» شهری که در سایه پل‌های تاریخی، میان نقش ‌و نگار کاشی‌ها، در امتداد زاینده‌رود و در رفت‌وآمد روزمره مردمش، بخشی از روایت چند صد ساله ایران را با خود حمل می‌کند. برای بسیاری، اصفهان همان «نصف جهان» است؛ شهری که گذشته و حال در آن کنار هم جریان دارند و زندگی سال‌ها در کنار میراثی ماندگار ادامه یافته است. اما روزهای حمله، تصویری دیگر از این شهر به‌جا گذاشت؛ تصویری دور از قاب‌های آشنای اصفهان. قصه این شهر اما فقط روایت انفجار و ویرانی نیست؛ روایت مردمی است که در دل روزهای پراضطراب، تلاش کردند دوباره به زندگی عادی برگردند. این گزارش، روایت همان مردمی است که آن روزها را از نزدیک تجربه کردند و خاطراتشان حالا بخشی از حافظه این شهر شده است.

 

شب‌هایی که شهر بیدار می‌ماند

اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجره‌ها، صدای انفجار و شب‌هایی تجربه کرد که خواب در آنها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. با گسترش حمله‌ها به نقاط مختلف شهر، فاصله میان محل زندگی مردم و میدان جنگ کمتر شد. بخش زیادی از آنچه بر اصفهان و ساکنانش گذشت، هنوز در روایت‌های رسمی و رسانه‌ای کمتر دیده و شنیده شده است؛ روایت‌هایی که فقط از انفجار و تخریب نمی‌گویند، بلکه از ترس، ترک خانه و تلاش برای ادامه زندگی در شهری حکایت دارند که هر شب ممکن بود با صدای انفجاری دیگر از خواب بیدار شود. این گزارش تلاش می‌کند بخشی از این خلأ را از زبان کسانی روایت کند که جنگ را زیسته‌اند.

خانه «مریم» تنها یک خیابان با ساختمان «اپتیک صاایران» فاصله دارد؛ ساختمانی که در همان روزهای نخست حمله امریکا و اسراییل در فروردین ‌ماه بارها هدف قرار گرفت. او هنوز ساعت نخستین انفجار را به یاد دارد؛ «چهارم فروردین» حدود ساعت 30: 9 تا ۱۱ صبح، اولین حمله انجام شد. خانه مستقیما کنار محل انفجار نبود، اما موج انفجار به حدی شدید بود که در و پنجره‌ها به‌شدت می‌لرزیدند. ساختمان اپتیک دو بار دیگر نیز هدف قرار گرفت و با فرارسیدن نیمه ‌شب، انفجاری شدیدتر بار دیگر منطقه را لرزاند. در روزهای بعد، حملات به نقاط دیگری از شهر نیز گسترش یافت. مناطقی در حوالی خانه اصفهان و رباط اول، با وجود فاصله‌ای حدود یک خیابان از محل سکونت مریم، هدف قرار گرفتند و موج انفجار بار دیگر در خانه احساس شد.

اما یکی از صبح‌هایی که شاید هرگز از ذهن او پاک نشود، بین ساعت 7 تا 8 رقم خورد؛ زمانی که چندین نقطه شهر تقریبا همزمان هدف قرار گرفتند. چهارراه پلیس، پاسگاه کمال اسماعیل و چند مرکز دیگر در فاصله‌ای کوتاه مورد اصابت قرار گرفتند.

پاسگاه کمال اسماعیل درست پشت خانه دخترخاله مریم قرار داشت. شدت انفجار به اندازه‌ای بود که تمام شیشه‌های خانه شکست و ساکنان تصور کردند انفجار در داخل منزل رخ داده است. چند ساعت بعد، حوالی ظهر، حمله دیگری در منطقه باهنر رخ داد. مریم می‌گوید در همان روز، بسیاری از مراکز نظامی، پاسگاه‌ها و مراکز وابسته در نقاط مختلف اصفهان به‌صورت پیاپی هدف قرار گرفتند و فضای شهر را سرشار از اضطراب و ناامنی کردند.

به گفته او، دامنه حملات تنها به اصفهان محدود نبود. نجف‌آباد نیز بارها هدف قرار گرفت و شدت انفجارها خانه‌ها و باغ‌های اطراف را لرزاند. شاهین‌شهر نیز دست‌کم یک بار در ساعات میانی روز هدف قرار گرفت.

«مریم» می‌گوید آنچه بیش از همه برای مردم غیرقابل‌باور بود، این بود که حملات این‌بار فقط در حاشیه شهر رخ نمی‌داد؛ بسیاری از اهداف در داخل شهر قرار داشتند و همین موضوع احساس ناامنی را چند برابر کرده بود. بیشتر حملات نیز در نیمه‌شب، بامداد یا ساعات اولیه صبح، حوالی چهار، پنج، هفت و هشت انجام می‌شد؛ ساعت‌هایی که خواب و آرامش را از بسیاری از خانواده‌های اصفهانی گرفته بود.

 

همسایه‌ها نوبتی نگهبانی می‌دادند

حملات فقط صدای انفجار نبودند؛ پس از هر حمله، زندگی مردم با ترس، نگرانی و بلاتکلیفی ادامه پیدا می‌کرد. بسیاری نمی‌دانستند شب بعد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا خانه‌شان همچنان امن خواهد بود یا نه.

«زهرا فریدزادگان»، فعال رسانه‌ای و شهروند اصفهانی، از شب‌هایی می‌گوید که خواب برای بسیاری به تجربه‌ای همراه با اضطراب تبدیل شده بود: «خودم بارها با صدای انفجار از خواب می‌پریدم. از شدت ترس بدنم می‌لرزید و تا مدتی نمی‌توانستم آرام شوم. چند شب واقعا وحشتناک بود.» به گفته او، بیشتر حملات در ساعات پایانی شب یا نزدیک صبح رخ می‌داد. یکی از شدیدترین شب‌هایی که زهرا به یاد دارد، شبی بود که یک زاغه مهمات در اصفهان هدف قرار گرفت. پس از اصابت، آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داد و شعله‌های آتش آسمان شب را روشن کرد.

او می‌گوید: «صحنه خیلی عجیب بود؛ از یک طرف منظره آتش و روشن شدن آسمان چشمگیر بود، اما از طرف دیگر همه می‌دانستیم که پشت این تصویر زیبا، یک اتفاق ترسناک در حال رخ دادن است.» همزمان، حملات به برخی مراکز نظامی دیگر شهر نیز ادامه داشت. «زهرا» از حملات مکرر به یکی از فرودگاه‌های نظامی اصفهان یاد می‌کند و می‌گوید شدت انفجارها به اندازه‌ای بود که لرزش آن در خانه‌ها احساس می‌شد و شیشه‌ها به صدا درمی‌آمدند. اما برای مردم، جنگ به لحظه انفجار محدود نمی‌شد؛ پس از هر حمله، نگرانی از خسارت، امنیت خانه‌ها و احتمال حمله دوباره آغاز می‌شد. در برخی مناطق که خسارت بیشتری دیده بودند، مردم ناچار شدند مدتی خانه‌های خود را ترک کنند. «مریم» اما از مجموعه «زرباف» یاد می‌کند؛ جایی که بسیاری از ساکنان به دلیل شدت آسیب‌ها مدتی از خانه‌هایشان دور ماندند. او می‌گوید: حدود یک ماه، برخی خانواده‌ها به دلیل ترس از حملات مجدد و نگرانی درباره سرقت، در خانه‌های خود حضور نداشتند.

در شرایطی که بسیاری احساس می‌کردند حمایت کافی وجود ندارد، خود اهالی محله دست به کار شدند. همسایه‌ها نوبتی نگهبانی می‌دادند، از ساختمان‌ها مراقبت می‌کردند و تلاش داشتند امنیت محله را حفظ کنند. در میان ترس و نگرانی، همین همکاری‌های کوچک به یکی از معدود نقاط امیدبخش آن روزها تبدیل شد؛ مردمی که خودشان آسیب دیده بودند، اما برای مراقبت از یکدیگر کنار هم ایستادند.

خانه‌هایی که دیگر مثل قبل نبودند

جنگ برای بسیاری از مردم اصفهان با پایان صدای انفجارها تمام نشد. در بخش‌هایی از شهر، نشانه‌های آن روزها همچنان باقی مانده بود؛ ساختمان‌هایی که آسیب دیده بودند، خانه‌هایی که دیگر قابل سکونت نبودند و خانواده‌هایی که مجبور بودند برای مدتی زندگی خود را در جایی دیگر ادامه دهند.

لیلی از مناطقی مانند «زرباف، باهنر، اپتیک و کمال اسماعیل» یاد می‌کند؛ مناطقی که به گفته او آثار حملات هنوز در آنها دیده می‌شود. برخی ساختمان‌ها کاملا غیرقابل سکونت شده بودند و تعدادی از ساکنان هنوز نتوانسته بودند به خانه‌هایشان بازگردند. در برخی موارد، مردم خودشان دست به کار شده بودند؛ شیشه‌های شکسته را تعویض و بخش‌های آسیب‌دیده خانه را با هزینه شخصی تعمیر کرده بودند، چراکه روند جبران خسارت‌ها برای بسیاری از خانواده‌ها کند بود.

او از حمله به منطقه «صفه» نیز یاد می‌کند؛ حمله‌ای که با وجود فاصله بیشتر، از پشت‌بام خانه‌شان به‌خوبی دیده می‌شد. لیلی می‌گوید شدت نور انفجار به حدی بود که ابتدا تصور کردند حادثه در کوچه‌های نزدیک خانه رخ داده است. پس از انفجار نیز آتش‌سوزی و انفجارهای پی‌درپی ادامه داشت. او احتمال می‌دهد محل اصابت مربوط به یک مرکز یا انبار نظامی بوده باشد؛ تصویری که برای او و بسیاری از مردم، یکی از هولناک‌ترین صحنه‌های آن روزها بود. اما دشواری اصلی برای بسیاری، بازگشت به زندگی عادی بود. خانواده‌هایی که در روزهای جنگ برای حفظ جان خود شهر را ترک کرده بودند، هنوز با نگرانی و ترس زندگی می‌کردند. لیلی می‌گوید در آن دوره بسیاری از مردم اصفهان به شهرهای اطراف رفته بودند و شهر بسیار خلوت‌تر از گذشته شده بود.

 

از آوار جنگ تا روزهای بعد از آن

برای بسیاری، پایان حملات به معنای بازگشت فوری آرامش نبود. لیلی می‌گوید قطعی‌های مکرر برق، به‌ویژه در ساعات عصر و شب، همچنان بخشی از زندگی روزمره مردم است. فشار اقتصادی نیز محسوس بود؛ کاهش قدرت خرید، کم شدن مشتریان و دشوارتر شدن شرایط کسب‌وکار، خانواده‌ها و صاحبان مشاغل را تحت فشار قرار داده بود. او می‌گوید در خیابان محل زندگی‌شان، دو فروشگاه بزرگ به دلیل کاهش شدید مشتری و ناتوانی در پرداخت هزینه‌های جاری، از جمله اجاره، تعطیل شدند؛ به گفته او، این اتفاق تنها مربوط به یک یا دو واحد تجاری نبود؛ بلکه نشانه‌ای از شرایطی بود که بسیاری از کسب‌وکارهای محلی با آن روبرو بودند؛ شرایطی که در آن ادامه فعالیت برای برخی صاحبان مشاغل دیگر صرفه اقتصادی نداشت.

«لیلی» همچنین از تغییرات اجتماعی محله می‌گوید. خانه آنها در کنار یک پارک قرار دارد و او در ماه‌های پس از جنگ، تعداد بیشتری از افراد بی‌خانمان و معتاد را در پارک و اطراف آن مشاهده می‌کرد؛ موضوعی که به گفته او احساس ناامنی ساکنان را افزایش داده بود. مجموع این تجربه‌ها باعث شده بود بسیاری از خانواده‌ها احساس کنند زندگی دیگر مانند گذشته نیست؛ تغییری که نه ‌فقط در ساختمان‌های تخریب‌ شده، بلکه در اقتصاد، روابط اجتماعی و احساس امنیت مردم نیز دیده می‌شد.

 

چهار کودکی که به خانه برنگشتند

در میان تمام روایت‌هایی که از روزهای جنگ در اصفهان نقل می‌شود، برخی اتفاق‌ها به دلیل تلخی و غیرمنتظره بودن، در ذهن مردم ماندگار شده‌اند. یکی از این اتفاق‌ها، روایت خانواده‌ای است که تصمیمی ساده در یک شب معمولی، سرنوشت تلخی برایشان رقم زد.

«زهرا» همچنین از خانواده‌ای می‌گوید که آن شب، مانند بسیاری از شب‌های دیگر، میزبان فرزندان و نوه‌های خود بودند. دخترخاله و همسرش به همراه دو فرزندشان به خانه پدربزرگ و مادربزرگ آمده بودند. در پایان شب، وقتی زمان رفتن فرا رسید، بچه‌ها اصرار کردند که همان‌جا بمانند.پدر و مادر ابتدا موافق نبودند و می‌خواستند بچه‌ها را با خود به خانه ببرند، اما اصرار کودکان ادامه پیدا کرد. درنهایت، با رضایت پدربزرگ و مادربزرگ، تصمیم گرفته شد که آن شب را همان‌جا بمانند. شبی که قرار بود مثل بسیاری از شب‌های دیگر برای آن چهار کودک با آرامش به صبح برسد. اما همان شب، خانه هدف اصابت قرار گرفت. سقف پذیرایی فرو ریخت و چهار کودک که در همان محل خوابیده بودند، جان خود را از دست دادند. این فعال رسانه‌ای می‌گوید این حادثه تاثیر روحی عمیقی بر مردم اصفهان گذاشت. این حادثه برای مردم شهر تنها یک خبر نبود؛ یادآور این واقعیت بود که در شرایط جنگ، حتی لحظه‌های معمولی زندگی نیز می‌توانند ناگهان تغییر کنند.

 

جنگ در قفسه‌های داروخانه

جنگ تنها در صدای انفجارها و تخریب ساختمان‌ها خلاصه نمی‌شد. در کنار آسیب‌های مستقیم، زندگی روزمره مردم نیز با مشکلاتی مواجه بود؛ مشکلاتی که گاهی دور از نگاه‌ها اتفاق می‌افتاد.

«حمید» که در یک داروخانه فعالیت دارد، از یکی از دشوارترین بخش‌های آن روزها می‌گوید: کمبود داروهای ضروری، به ‌ویژه انسولین برای بیماران دیابتی.

به گفته او، در دوران جنگ تهیه برخی داروهای حیاتی دشوار شده بود و در مقاطعی داروخانه‌ها با کمبود جدی انسولین مواجه بودند. برای بیمارانی که به ‌طور روزانه به این دارو نیاز داشتند، این وضعیت اضطراب زیادی ایجاد می‌کرد. گاهی بیماران درحالی برای تهیه انسولین مراجعه می‌کردند که دارو در دسترس نبود و داروسازان نیز، با وجود تلاش برای کمک، امکان تامین داروی موجود نبودن را نداشتند.

در کنار کمبود دارو، نگرانی درباره احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای و پیامدهای احتمالی آن نیز میان مردم گسترش یافته بود. به گفته حمید، در روزهای ابتدایی جنگ شایعه‌ای شکل گرفته بود که در صورت آسیب دیدن تاسیسات هسته‌ای، مواد رادیواکتیو در محیط منتشر می‌شود و مصرف قرص ید می‌تواند از مردم در برابر این خطر محافظت کند.

به همین دلیل، تعدادی از شهروندان با نگرانی روزانه به داروخانه‌ها مراجعه می‌کردند تا قرص ید تهیه کنند. «حمید» می‌گوید بخش زیادی از زمان او صرف توضیح به مراجعه‌کنندگان می‌شد؛ اینکه مصرف خودسرانه قرص ید راه‌حل عمومی برای مقابله با خطرات احتمالی نیست و استفاده از آن باید تنها در شرایط مشخص و با توصیه مراجع بهداشتی انجام شود.

به گفته او، این ماجرا نشان می‌داد که جنگ فقط با انفجار و تخریب همراه نیست؛ ترس، شایعات و نبود اطلاعات کافی نیز می‌تواند فشار روانی مردم را بیشتر کند.

برای بسیاری از مردم اصفهان، آن روزها ترکیبی از صدای انفجار، نگرانی برای عزیزان، دشواری تامین نیازهای روزمره و تلاش برای حفظ زندگی عادی بود؛ تجربه‌ای که هر کدام آن را به شکلی متفاوت، اما با احساسی مشترک، به یاد دارند.

 

از آوار تا گرانی

«آقای شمس»، دیگر شهروند اصفهانی، روایتش از ۱۲ اسفند ماه را از صبحی آغاز می‌کند که قرار بود حدود ساعت ۸ تا 20: 8 از خانه بیرون بزند؛ صبحی که از یک هفته پیش، هشدارها درباره احتمال هدف قرار گرفتن پادگان‌ها و مراکز نظامی اصفهان بر آن سایه انداخته بود. خانه او تنها حدود ۱۰۰ متر با ستاد فرماندهی نیروی انتظامی استان اصفهان فاصله داشت.

هنوز زمان زیادی از آغاز روز نگذشته بود که دو انفجار، همه‌چیز را تغییر داد. شدت انفجارها در و پنجره‌های خانه را شکست؛ بخشی از پنجره به داخل خانه پرتاب شد و شیشه‌های اتاق خواب تقریبا به‌طور کامل فرو ریخت.

«شمس» فرزندانش را به طبقات پایین ساختمان برد و همراه دیگر ساکنان به پارکینگ پناه برد. پس از فروکش کردن موج اولیه، راهی محل انفجار شد؛ جایی که حدود ۳۰ متر با پاسگاه نیروی انتظامی فاصله داشت.

ساختمان دو طبقه پاسگاه به ‌شدت آسیب دیده و بخش‌هایی از آن فرو ریخته بود. به گفته شمس، دو انفجار نخست تلفات جانی نداشت؛ زیرا از چند روز قبل درباره احتمال هدف قرار گرفتن این محل هشدار داده شده بود و تعدادی از سربازان هنگام حمله در پاسگاه حضور نداشتند. اما حدود ۴۵ دقیقه بعد، شمس که به محل بازگشته بود، با آثار سه اصابت دیگر روبه‌رو شد؛ این‌بار حمله پنج کشته، شامل چهار سرباز و یک درجه‌دار، برجا گذاشته بود. در اطراف پاسگاه نیز تخریب گسترده بود. ساختمان سه‌ طبقه مجاور تقریبا به ‌طور کامل تخریب شده، ساختمان کناری به ‌شدت آسیب‌دیده و دیوار سمت پادگان یک ساختمان شش‌طبقه نیز کاملا فرو ریخته بود. از یک ساختمان مسکونی سه ‌طبقه و شش‌ واحدی نیز پس از خاک‌برداری تقریبا چیزی باقی نمانده بود. برخی ساکنان ساختمان‌های اطراف نیز مدتی بعد هنوز امکان بازگشت به خانه‌های‌شان را نداشتند.

اما روایت شمس در آوار متوقف نمی‌شود. از نگاه او، مشکلات امروز اصفهان حاصل یک عامل واحد نیست؛ «تحریم‌ها، جنگ و ناترازی‌های مدیریتی» در کنار یکدیگر فشار بر زندگی مردم را بیشتر کرده‌اند.

او از تاخیر در پرداخت حقوق حقوق‌بگیران و بازنشستگان می‌گوید که گاهی به چند روز و حتی ۱۰ روز می‌رسد. همزمان، افزایش قیمت کالاها و هزینه‌های روزمره، فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است. به گفته شمس، افزایش هزینه تمام‌شده کالاها، مالیات و سایر هزینه‌های فروشندگان درنهایت به مصرف‌کننده منتقل می‌شود.

حتی معاملات نیز تغییر کرده‌اند. به گفته او، در گذشته خرید با چک‌های کوتاه‌مدت امکان‌پذیر بود، اما حالا بسیاری از فروشندگان تنها در صورت دریافت نقدی یا واریز فوری وجه حاضر به تحویل کالا هستند؛ تغییری که نشان‌دهنده بی‌ثباتی اقتصادی است.

 

زندگی در سایه بحران‌های انباشته

«شمس» در ادامه به بحرانی اشاره می‌کند که سال‌هاست اصفهان با آن دست ‌و پنجه نرم می‌کند: «آب».

 او وضعیت ساخت‌وساز را تقریبا راکد می‌داند و می‌گوید فعالان این حوزه منتظرند ببینند شرایط کشور به کدام سمت می‌رود. در همین حال، قیمت مسکن و هزینه رهن افزایش یافته است. بحران آب به کشاورزی نیز رسیده است. شمس می‌گوید امسال آب حدود سه ماه برای کشاورزان جریان داشته، اما زمان آن با فصل مناسب کشت هماهنگ نبوده و کشاورزان نتوانسته‌اند استفاده مطلوبی از آن داشته باشند.

برای «شمس»، «جنگ، تحریم، بحران آب و فشار اقتصادی» قطعات یک پازل‌اند که همزمانی آنها شرایط مردم اصفهان را پیچیده‌تر کرده است.  اما اقتصاد اصفهان را نمی‌توان بدون صنعت تصور کرد. بخش مهمی از اقتصاد شهر به کارخانه‌ها و صنایع بزرگ وابسته است. شمس صنایع فولادی را از مهم‌ترین بخش‌های این اقتصاد می‌داند؛ صنعتی که علاوه بر کارخانه‌ها، شبکه گسترده‌ای از مشاغل مانند تراشکاری، قطعه‌سازی و نیروهای فنی و متخصص را دربر می‌گیرد.

در جریان جنگ، فولاد مبارکه نیز آسیب دید. به گفته شمس، بخشی از تاسیسات، ازجمله قسمت مربوط به برق و تولید برق کارخانه، هدف قرار گرفت. او از دوستی می‌گوید که خودروی او همچنان زیر آوار کارخانه مانده و خودش نیز شغلش را از دست داده است.

پالایشگاه اصفهان همچنان فعال است، اما بسیاری از واحدهای صنعتی دیگر با مشکلات جدی روبه‌رو هستند. «شمس» معتقد است اقتصادی که در دهه‌های گذشته با ظرفیت بالایی فعالیت می‌کرد، اکنون به کمتر از ۲۰درصد ظرفیت بالقوه خود رسیده است. دریافت تسهیلات بانکی دشوارتر شده و برخی کارخانه‌های خصوصی برای ادامه فعالیت ناچار به تعدیل نیرو شده‌اند. قطعی برق نیز فشار دیگری بر صنایع وارد کرده است؛ گاهی از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح و در برخی موارد چندین نوبت در هفته.

درنهایت، تصویری که این شهروند از اصفهان ترسیم می‌کند، تنها تصویر شهری آسیب ‌دیده از جنگ نیست؛ بلکه روایت شهری است که جنگ به بحران‌های قدیمی‌ترش اضافه شده است: تحریم، بحران آب، قطعی برق، افزایش قیمت‌ها، رکود ساخت‌وساز، آسیب صنایع و ناترازی‌های مدیریتی.

از نگاه او، مساله فقط خسارت یک ساختمان یا توقف یک کارخانه نیست؛ مساله اقتصادی است که زمانی با بخش قابل‌توجهی از ظرفیت خود کار می‌کرد و حالا فاصله زیادی با توان واقعی‌اش پیدا کرده است. اصفهان، در روایت شمس، شهری است که جنگ به آن ضربه زده، اما پیش از آن نیز زیر بار مجموعه‌ای از بحران‌ها خم شده بود.

 


۱۱ دقیقه قبل / خبرگزاری ایلنا

معیشت فقط غذا خوردن نیست که بگوییم با یک لقمه نان و پابرهنه می جنگیم

روزنامه اطلاعات نوشت: آمریکا و اسرائیل، پس از جنگ دوم جهانی منازعات خونین و بی‌رحمانه در پنج قاره به راه انداخته و شرح کشتارها و تخریب این کشورها در جهان، فصل دردناکی از تاریخ است. به ویژه رژیم صهیونیستی (و حکومت راسیستی و فاشیستی) اسرائیل که یک روزِ خوش و آرام برای خاورمیانه در خاطر مردم باقی نگذاشته و جز وحشت و ترور و جاسوسی و نفوذِ ویروس وار و ارعاب و تخریب و کشتار و تهدید و اختلاف افکنی و تحقیر همسایگان فلسطینی و عربی، آرمانی نداشته و اهدافش را با پلیدترین وسیله‌ها توجیه و متحقق کرده و می‌کند. ما نیز اکنون و سالهاست هدف مستقیم و غیر مستقیم این رژیم منحوس بوده و اینک چشم در چشم ابلیس، رویاروی این دشمنان قرار گرفته‌ایم. 

در جنگهای مستقیم ۱۲ و ۴۰ روزه، رژیم صهیون کوشید با بهره‌گیری از ساز و برگ ارتش ایالات متحده و همراه کردن رئیس جمهور آمریکا، ایران را از سران اصلی حکومت و فرماندهان و تصمیم سازان ارشد تهی کند و با شورش داخلی و جنگ مسلحانه قومی و مزدوری، ایران را برای همیشه در تاریکی و تجزیه، تباه و تضعیف سازد. اما چنان پاسخ دندان شکن از قوای مسلح و ملت سلحشور و دولت ملی و خدمتگزار گرفت که عقب نشست تا راه دیگر را برگزیند. 

آن راه دیگر، تضعیف حداکثری اقتصاد و پول ملی و انزوای میهن و از طریق آن، فقر فراگیر و عادی سازی فلاکت و بدبختی در کشور بزرگ و قدرتمند ایران است. توطئه دشمن برای پیوست فقر و نکبت، اکنون جایگزین بمب و گلوله و موشک شده است و این نبرد اهداف بیشتر و صدماتی سهمگین برجای خواهد نهاد که اگر نتوانیم مقابله کنیم، تلفات آن برای چند نسل غیر قابل جبران خواهد بود.

بیان این مقدمات لازم بود تا اهمیت مقاومت در سطح ملی و دفع شعارهای فرقه‌ای و تفرقه را دوباره گوشزد کنم. باید تمام اقشار مردم، خود را برای انواع مقاومت و نبرد سخت آماده کنند. مردم همه باید صدایی داشته باشند و درد دلها و مشکلات و سخنشان در «همین سرزمین» شنیده شود، نه در بنگاهها و رسانه‌های مزدور و بیگانه. امروز صدای رئیس جمهور هم گاهی با اما و اگر، از دستگاه صداوسیما که قاعدتاً باید ملی باشد، پخش می‌شود. چه رسد به صدای بی صدایان و فریاد خاموشان و آه دردمندان! ولی خوشبختانه امیدهای بسیار ایجاد شده است که این منش ناپالوده و اکثریت گریز، دیگر شود و فرهنگ و سیاست و هنر و دولت و ملت، از امکانات حقیقی و حقوقی خود در این رسانه بزرگ بهره گیرند.

آمریکا در پی بهانه جویی و تنشهای خلیج‌فارس، نتوانست تنگه هرمز را تحت سلطه نیروهای نظامی درآورد و ترامپ یک پیروزی هالیوودی به مردم آمریکا و متحدان منطقه ای ارائه کند. پس محاصره سابق دریایی را به تحریم‌های اسبق الحاق و جوانب تازه و بی‌سابقه‌ای به آن افزود تا ایران را از هر منبع مالی و نفتی و نظامی و مواد اولیه تهی سازد. شرایط سخت دو سال گذشته، پس از هفت اکتبر، هیچ گاه همچون امروز حساس نبوده است. دولت به شکل اعجاب انگیزی تا امروز مشکلات جامعه و اقتصاد را در جنگ و بحران مدیریت کرده و اقتصاد کشور را نجات داده است. 

اما معیشت مردم فقط غذا خوردن نیست که برخی می‌گویند با یک لقمه نان و پابرهنه می‌جنگیم! ملت اگر بی‌رمق و فروپاشیده باشد، هیچ نیاز به دشمن ندارد. اولین شرط سنگربندی در خط اول جنگ، ساختن عقبه و دپوی تجهیزات و امکانات و اطمینان از امنیت زندگی و سلامت مردم است. حتی تهیه تسلیحات و تجهیز قوای جنگی هم در غیاب این امر ممکن نیست.

بنابراین، سخنان اخیر مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف را باید هشداری مهم دانست و راهی برای برونرفت از دام آمریکا و مستعمراتش جستجو کرد. ما اهرمهای مهمی در اختیار داریم که در وقت مقتضی باید از آن استفاده کنیم؛ بهره‌گیری زودتر یا دیرتر از این اهرمها، شاید گشایشی هم در ظاهر و تبلیغات داشته باشد اما در حقیقت زیانبار خواهد بود.

متأسفانه، جماعتی در ایران هستند که بدون ارائه هیچ راه حلی، مدام بر طبل جنگ می‌کوبند و دولت و هرکسی را که از تفاهم و دیپلماسی سخن بگوید خائن خطاب می‌کنند. اینها باید پیوست جایگزین و اهداف و برنامه‌های خود را روشن بگویند و منتشر کنند. اگر هدفشان تضعیف یا سقوط دولت پزشکیان است، بدانند این دولت مستحضر به تایید رهبر انقلاب و نظام و برکشیده اکثریت مردم است. خیالات را کنار بگذارند، دولتهای کودتایی در ایران مستعجل و دست پرورده خارجی بوده اند. باید همه یکدل باشیم تا از این گذرگاه دشوار تاریخی عبور کنیم.

ظاهراً شرایط به گونه‌ای است که نه می‌توانیم وارد جنگ شویم و نه امکان توافق و مذاکره هست و نه ادامه وضع کنونی به مصلحت ملک و ملت است. ترامپ مطابق قانون دوسال و نیم دیگر در کاخ سفید خواهد بود و عاقلانه نیست که این وضع را به امید پایان زودهنگام دوره او ادامه دهیم. تضمینی هم نیست که بعد از او فرد معقولتری بر سر کار آید. پس باید ضمن موضع سرسختانه و حفظ برتری نظامی و ژئوپولیتیک، سیاستگران باتجربه و واسطه‌هایی بزرگ مانند چین را برای گفتگویی قدرتمندانه به میدان آوریم. 

مسائلی مانند بحران سوخت و فرو ریختن ارزش پول ملی، انفجار قیمتها و کمبود دارو و امثال آن می‌تواند دولت، حکومت و نیروهای انتظامی و بسیج را خدای ناکرده در برابر یک جامعه ناهنجار و ورشکسته و چندقطبی قرار دهد. از این توطئه و وضعیتی که یک بار به صورتی متفاوت و دیگرسان در دیماه سال قبل رخ داد حتماً می‌باید و می‌توان اجتناب کرد. تأثیر حاملهای انرژی بر قیمت‌ها چنان حساس و سریع است که افزایش چشمگیر قیمت یا کمبود قابل توجه در بازار، مثل افروختن آتش در شهرهاست. مدیریت ظریف و گفتگوی بسیار و صادقانه با مردم را می‌طلبد که آن هم از طریق سیما و صدا با شیوه مدیریت کنونی دشوار است. با این حال کارشناسان، وزرا و دلسوزان و رسانه‌های دیگر نا امید نشوند و تا جایی که ممکن است در مشورت دادن به دولت و راهگشایی تشریک مساعی کنند. 

اولویت در حال حاضر باید این باشد که از آشفتگی و اختلاف در تصمیم‌گیری یا عدم انسجام پرهیز شود. یکپارچگی لازم برای مواجهه با وضعیت موجود، امری حیاتی است. هشدار می‌دهم در زمانی که دشمن می‌کوشد کشور و ملت را محاصره و منزوی کند، کسانی دیگر نکوشند با اوهام عجیب و طرح‌های غریب، مردم و استادان و دانشمندان و خبرنگاران و سیاستگران و رسانه‌ها را نیز از داخل منزوی و محاصره کنند. نمی‌توان با دستهای بسته به جنگ شمشیر آخته رفت. دولت و ملت، ارتش و سپاه، همه باید از شعارهای بیهوده حذر کنند و مصلحت را قربانی فریب تندروها و افراد بی‌مسئولیت یا فرصت‌طلب نسازند. ولو اینکه سنگ بخورند و ناسزا بشنوند. سرور و پیامبر ما نیز از جاهلان در یثرب سنگ خورد و سخنهای بی‌پروا شنید. ما که غبار خاکش هم نیستیم. برای صلح واقعی و مصلحت ملک و ملت هراس به خود راه ندهید. همچون آن دُردانه خداوند باشید. 

  انتهای پیام/


۱۷ دقیقه قبل / سایت روزنو

امکان‌پذیر نبودن تبدیل وضعیت ۷۰۰ هزار نیروی شرکتی

 ذبیح‌الله سلمانی  درباره ساماندهی وضعیت نیروهای شرکتی اظهار کرد: موضوع تبعیض در وضعیت نیروهای شرکتی که تحت عنوان «طرح ساماندهی کارکنان دولت» مطرح شد، از سال ۱۳۹۹ در مجلس کلید خورد و نهایتاً در سال ۱۴۰۱ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. شورای نگهبان چندین ایراد به این مصوبه گرفت و در نهایت مجلس ایرادات شورای نگهبان را اصلاح کرد و در سال ۱۴۰۲ آخرین اصلاحیه این طرح را تقدیم کرد.

وی ادامه داد: مجدداً ایراداتی از سوی هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام به این مصوبه وارد شد و سه ایراد اساسی به آن گرفته شد. نخستین ایراد هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام، مغایرت این مصوبه مجلس با بند ۲ سیاست‌های کلی نظام اداری بود. بند ۲ سیاست‌های کلی نظام اداری چه می‌گوید؟ می‌گوید هرگونه به‌کارگیری نیروی انسانی در دستگاه‌های دولتی باید از مسیر عدالت استخدامی و برابری فرصت‌ها انجام شود. اگر این نیروهای شرکتی را بیاورید و تبدیل کنید، قرارداد کار معین ببندید و مستخدم دولت کنید، این افراد در آزمون استخدامی شرکت نکرده‌اند و عدالت استخدامی در اینجا زیر سؤال می‌رود.

سلمانی گفت: ایراد دوم به بند ۱۰ سیاست‌های کلی نظام اداری استناد داشت. بند ۱۰ چه می‌گوید؟ چابک‌سازی، متناسب‌سازی و اندازه‌سازی ساختار و اندازه دولت. زمانی که شما ۷۰۰ هزار نفر را، که به زعم ما در سامانه «سایر» ثبت شده‌اند، وارد کنید و به کارکنان دولت اضافه کنید، در اینجا چابک‌سازی را انجام نداده‌اید. برخلاف چابک‌سازی و متناسب‌سازی اندازه دولت، شما یک بار اضافه به دولت وارد کرده‌اید و تعداد کارکنان دولت را افزایش داده‌اید.

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور ادامه داد: بند سوم ایرادات هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام، مغایرت مصوبه با بند ۱۶ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بود. بند ۱۶ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی چیست؟ صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور از مسیر متناسب‌سازی ساختار، چابک‌سازی ساختار و موارد این‌چنینی و حذف هزینه‌های زائد.

وی توضیح داد: زمانی که این افراد را تبدیل وضعیت می‌کنید، برای دولت هزینه ایجاد می‌کنید. این هزینه از این حیث است که ممکن است هزینه نیروی انسانی خیلی بالا نباشد، اما هزینه تجهیزات ایجاد می‌شود. برای مثال، تجهیزات یک شرکت که اکنون برای یک دستگاه غذا طبخ می‌کند، متعلق به همان شرکت است؛ تمام یخچال، فریزر، اجاق و سایر تجهیزات متعلق به آن شرکت است. به محض اینکه این قرارداد را لغو کنید، دستگاه مکلف است تجهیزات خریداری کند و لاجرم باید این تجهیزات را داشته باشد. یا ماشین‌آلات و تجهیزات دیگری که برای انجام آن فعالیت ضروری است. بنابراین بار مالی این موارد بر دولت تحمیل می‌شود و با بند ۱۶ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی مغایرت دارد.

سلمانی گفت: در نشست‌هایی که داشتیم، نیروهای شرکتی که بخش اعظمی از زحمات و خدمات دستگاه‌های اجرایی بر دوش این عزیزان است، چندین دغدغه را مطرح می‌کردند. یکی از این دغدغه‌ها، همان‌طور که شما هم فرمودید، امنیت شغلی بود و اینکه مستقیماً با دولت قرارداد ببندیم. درباره اینکه چه موانع و محدودیت‌هایی وجود داشت و چرا امکان چنین تصمیم‌گیری‌ای در دولت وجود نداشت، باید توضیح دهم. دغدغه دوم این نیروها این بود که حقوق و مزایای کارکنان شرکتی مانند سایر کارکنان، به‌موقع و سر ماه پرداخت نمی‌شود. شرکت‌ها پول را از دستگاه می‌گیرند، در حساب خود نگه می‌دارند و ۱۰ روز، ۲۰ روز بعد حقوق و مزایای نیروهای شرکتی را پرداخت می‌کنند.

معاون سازمان اداری و استخدامی کف حقوق کارکنان دولت در سال جاری را ۱۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان و سقف پرداخت را ۱۳۰ میلیون تومان اعلام و همچنین تصریح کرد: تبدیل وضعیت و قرارداد مستقیم حدود ۷۰۰ هزار نیروی شرکتی به دلیل مغایرت با برخی احکام قانونی فعلا امکان‌پذیر نیست.به گزارش ایسنا، ذبیح‌الله سلمانی امروز (۲۴ مرداد ماه) در نشست خبری درباره ساماندهی وضعیت نیروهای شرکتی اظهار کرد: موضوع تبعیض در وضعیت نیروهای شرکتی که تحت عنوان «طرح ساماندهی کارکنان دولت» مطرح شد، از سال ۱۳۹۹ در مجلس کلید خورد و نهایتاً در سال ۱۴۰۱ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. شورای نگهبان چندین ایراد به این مصوبه گرفت و در نهایت مجلس ایرادات شورای نگهبان را اصلاح کرد و در سال ۱۴۰۲ آخرین اصلاحیه این طرح را تقدیم کرد.وی ادامه داد: مجدداً ایراداتی از سوی هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام به این مصوبه وارد شد و سه ایراد اساسی به آن گرفته شد.

نخستین ایراد هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام، مغایرت این مصوبه مجلس با بند ۲ سیاست‌های کلی نظام اداری بود. بند ۲ سیاست‌های کلی نظام اداری چه می‌گوید؟ می‌گوید هرگونه به‌کارگیری نیروی انسانی در دستگاه‌های دولتی باید از مسیر عدالت استخدامی و برابری فرصت‌ها انجام شود. اگر این نیروهای شرکتی را بیاورید و تبدیل کنید، قرارداد کار معین ببندید و مستخدم دولت کنید، این افراد در آزمون استخدامی شرکت نکرده‌اند و عدالت استخدامی در اینجا زیر سؤال می‌رود.سلمانی گفت: ایراد دوم به بند ۱۰ سیاست‌های کلی نظام اداری استناد داشت. بند ۱۰ چه می‌گوید؟ چابک‌سازی، متناسب‌سازی و اندازه‌سازی ساختار و اندازه دولت. زمانی که شما ۷۰۰ هزار نفر را، که به زعم ما در سامانه «سایر» ثبت شده‌اند، وارد کنید و به کارکنان دولت اضافه کنید، در اینجا چابک‌سازی را انجام نداده‌اید. برخلاف چابک‌سازی و متناسب‌سازی اندازه دولت، شما یک بار اضافه به دولت وارد کرده‌اید و تعداد کارکنان دولت را افزایش داده‌اید.معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور ادامه داد: بند سوم ایرادات هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام، مغایرت مصوبه با بند ۱۶ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بود. بند ۱۶ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی چیست؟ صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور از مسیر متناسب‌سازی ساختار، چابک‌سازی ساختار و موارد این‌چنینی و حذف هزینه‌های زائد.وی توضیح داد: زمانی که این افراد را تبدیل وضعیت می‌کنید، برای دولت هزینه ایجاد می‌کنید. این هزینه از این حیث است که ممکن است هزینه نیروی انسانی خیلی بالا نباشد، اما هزینه تجهیزات ایجاد می‌شود. برای مثال، تجهیزات یک شرکت که اکنون برای یک دستگاه غذا طبخ می‌کند، متعلق به همان شرکت است؛ تمام یخچال، فریزر، اجاق و سایر تجهیزات متعلق به آن شرکت است. به محض اینکه این قرارداد را لغو کنید، دستگاه مکلف است تجهیزات خریداری کند و لاجرم باید این تجهیزات را داشته باشد. یا ماشین‌آلات و تجهیزات دیگری که برای انجام آن فعالیت ضروری است. بنابراین بار مالی این موارد بر دولت تحمیل می‌شود و با بند ۱۶ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی مغایرت دارد.

سلمانی گفت: در نشست‌هایی که داشتیم، نیروهای شرکتی که بخش اعظمی از زحمات و خدمات دستگاه‌های اجرایی بر دوش این عزیزان است، چندین دغدغه را مطرح می‌کردند. یکی از این دغدغه‌ها، همان‌طور که شما هم فرمودید، امنیت شغلی بود و اینکه مستقیماً با دولت قرارداد ببندیم. درباره اینکه چه موانع و محدودیت‌هایی وجود داشت و چرا امکان چنین تصمیم‌گیری‌ای در دولت وجود نداشت، باید توضیح دهم. دغدغه دوم این نیروها این بود که حقوق و مزایای کارکنان شرکتی مانند سایر کارکنان، به‌موقع و سر ماه پرداخت نمی‌شود. شرکت‌ها پول را از دستگاه می‌گیرند، در حساب خود نگه می‌دارند و ۱۰ روز، ۲۰ روز بعد حقوق و مزایای نیروهای شرکتی را پرداخت می‌کنند.

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور ادامه داد: دغدغه دیگر این بود که افراد می‌گفتند زمانی که به بازنشستگی می‌رسیم، به ما گفته می‌شود ۳۰ سال خدمت کرده‌اید، اما وقتی برای بازنشستگی به سازمان تأمین اجتماعی مراجعه می‌کنیم، گفته می‌شود سابقه خدمت شما به ۳۰ سال نرسیده است. برای مثال، در سال یا ماه‌هایی به جای اینکه ۳۰ یا ۳۱ روز بیمه برای شما رد شود، ۲۰ یا ۲۵ روز بیمه رد شده است. بنابراین پنج روز، ۱۰ روز یا بیشتر از سابقه بیمه شما کم شده و بیمه به‌طور کامل واریز نشده است.وی گفت: دغدغه بعدی این بود که در دستگاه‌های اجرایی به نیروهای رسمی، پیمانی یا قراردادی خدمات رفاهی ارائه می‌شود، اما این خدمات به نیروهای شرکتی پرداخت یا تخصیص داده نمی‌شود. این‌ها فهرستی از دغدغه‌هایی بود که در جلسات مختلف داشتیم. نهایتاً این موضوع در کارگروه ویژه‌ای که از سوی دولت تشکیل شده بود و با مسئولیت سازمان اداری و استخدامی مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به موانع و محدودیت‌های قانونی که عرض خواهم کرد، دغدغه اول، یعنی اینکه با دستگاه قرارداد مستقیم ببندیم، امکان‌پذیر نشد.سلمانی درباره موانع و محدودیت‌های قانونی توضیح داد: یکی از این موانع، تبصره ذیل ماده ۳۲ قانون مدیریت خدمات کشوری بود. قانونگذار گفته است دستگاه اجرایی حداکثر تا ۱۰ درصد پست‌های سازمانی خود می‌تواند نیروی قرارداد کار معین داشته باشد. در اکثر دستگاه‌ها، این میزان به مراتب بیشتر است. در برخی دستگاه‌ها ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۲۰ و حتی ۳۰ درصد شده و این اتفاق در طول سالیان متمادی، به دلیل مصوباتی که از سوی دولت یا مجلس صادر شده، رخ داده است.

معاون سازمان اداری و استخدامی افزود: بنابراین اینکه ما بیاییم این افراد را قرارداد کار معین کنیم، قطعاً با تبصره ذیل ماده ۳۲ قانون مدیریت خدمات کشوری مغایرت داشت؛ چون سقف آن پر است.

من به چه شکلی باید ۷۰۰ هزار نفر دیگر را اضافه کنم؟ این موضوع حتماً نیازمند مجوز قانونگذار بود. نکته دوم و قانون دیگری که برای ما مانع و محدودیت ایجاد می‌کرد، جدول ذیل ماده ۱۰۴ قانون برنامه هفتم پیشرفت بود. در جدول شماره ۲۲، اگر ردیف آن را نگاه کنید، گفته شده دولت مکلف است تا پایان برنامه ۱۵ درصد از نیروی انسانی خود را کاهش دهد. این تکلیف قانونگذار است.

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور ادامه داد: اگر ما این افراد را به عنوان کارمند دولت اضافه می‌کردیم، در ماده ۷ قانون مدیریت خدمات کشوری کارمند تعریف شده است؛ یعنی فردی که بر اساس حکم یا قرارداد مقام صلاحیت‌دار در دستگاه اجرایی مشغول خدمت است. بنابراین این افراد هم کارمند دولت محسوب می‌شدند. از یک طرف قانون تکلیف کرده بود که ۱۵ درصد نیروی انسانی را کاهش دهیم و از طرف دیگر ما باید خلاف این تکلیف، ۷۰۰ هزار نفر را تبدیل وضعیت می‌کردیم و به صورت قرارداد کار معین به کارکنان دولت اضافه می‌کردیم. این موضوع با سنجه‌های عملکردی جدول شماره ۲۲ ذیل ماده ۱۰۴ قانون برنامه هفتم مغایرت داشت.وی ادامه داد: یک محدودیت یا مانع قانونی دیگر، ماده ۱۰۵ بود. در آنجا تکلیف شده است که دولت تا پایان سال سوم، ۱۵ درصد واحدهای سازمانی را کاهش دهد. زمانی که واحد سازمانی حذف می‌شود، ما نمی‌توانیم برای آن قرارداد نیروی انسانی منعقد کنیم. بنابراین این موضوع نیز مغایرت قانونی داشت. بنابراین در جلسات متعدد این موضوع مطرح شد و گفتیم در این مرحله امکان اینکه قرارداد مستقیم با دستگاه‌ها منعقد کنیم، وجود ندارد. یا باید مجلس شورای اسلامی قانون‌گذاری کند و مصوبه جدیدی بدهد که با این ایرادات مواجه نشود، یا اینکه برای این موضوع تکلیف دیگری در نظر گرفته شود. گفتیم به جز این دغدغه، سه، چهار مورد دغدغه دیگر نیز این نیروهای عزیز داشتند؛ بنابراین حداقل برویم و آن دغدغه‌ها را مرتفع کنیم. مصوبه‌ای که با شماره ۵۴۵ ابلاغ شد، در راستای رفع همان دغدغه‌هاست.

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور توضیح داد: گفتیم از این به بعد حقوق و دستمزد نیروهای شرکتی را مستقیماً به ذی‌نفع نهایی پرداخت می‌کنیم و دیگر پول را به شرکت نمی‌دهیم که در حساب خود نگه دارد و ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ روز بعد آن را پرداخت کند.

وی ادامه داد: دوم اینکه کسورات بیمه و بازنشستگی این افراد را خود دولت مستقیماً به صندوق‌های بازنشستگی پرداخت می‌کند تا این اتفاق نیفتد که فرد در زمان بازنشستگی بگوید به جای ۳۰ روز، ۳۱ روز یا حتی تمام روزهای کاری، ۲۰ یا ۲۵ روز برای من بیمه پرداخت شده است. بیمه به صورت کامل واریز می‌شود. یکی از موضوعات مهم این بود که سوابق این عزیزان از بین نرود و سابقه خدمتی که داشته‌اند، دیده شود.

سلمانی گفت: شما استحضار دارید که در آزمون‌های استخدامی، حتی یک دهم نمره یا نیم نمره هم سرنوشت‌ساز است. در آزمون‌های رقابتی، گفتیم این افراد باید در فرصت‌های برابر در آزمون شرکت کنند و اگر می‌خواهند مستقیماً وارد دولت شوند، از مسیر آزمون استخدامی وارد شوند. ماده ۴۴ قانون مدیریت خدمات کشوری نیز تکلیف کرده و گفته است هرگونه به‌کارگیری نیروی انسانی باید از طریق آزمون استخدامی باشد. رأی هیئت عمومی دیوان عدالت اداری نیز همین است و می‌گوید ورود به خدمت در دستگاه اجرایی و مستخدم دولت شدن باید از طریق آزمون‌های فراگیر که در فضای رقابتی و به صورت عادلانه برگزار می‌شود، انجام شود.

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور ادامه داد: بنابراین گفتیم سوابق این عزیزان محترم شمرده شود و در آزمون‌های استخدامی شرکت کنند و به ازای هر سال سابقه خدمت، یک امتیاز و حداکثر چهار امتیاز برای سوابق این عزیزان نیز در آزمون‌های استخدامی در نظر گرفته شود. این مصوبه بخش اعظمی از دغدغه‌های این عزیزان را رفع خواهد کرد و ان‌شاءالله اگر موردی برای تبدیل وضعیت و انعقاد قرارداد مستقیم این افراد وجود داشته باشد، قانونگذاران محترم و مجلس شورای اسلامی می‌توانند برای آن تصمیم‌گیری کنند و ان‌شاءالله آن موضوع نیز در جای خودش محفوظ خواهد بود.

 




 قیمت سکه پارسیان امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / سکه ۱۰۰ سوت چند؟
۳۹ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

قیمت سکه پارسیان امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / سکه ۱۰۰ سوت چند؟

قیمت سکه پارسیان امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد.

 هشدار برای فرونشست متروی پرند
۲ دقیقه قبل / سایت تابناک

هشدار برای فرونشست متروی پرند

تصاویر جدید از محدوده ایستگاه متروی پرند نشان می‌دهد که علی‌رغم گزارش‌های مکرر از اسفندماه ۱۴۰۳، فرونشست زمین در این منطقه شدت یافته و ایمنی زیرساختی شهر بار...

 نرخ‌های‌ جدید حواله ارز در مرکز مبادله ایران
۱۰ دقیقه قبل / سایت تابناک

نرخ‌های‌ جدید حواله ارز در مرکز مبادله ایران

بر اساس اعلام مرکز مبادله ارز و طلای ایران، نرخ حواله دلار آمریکا امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ به ۱۵۶ هزار و ۷۳۷ تومان رسید؛ همزمان نرخ حواله یورو ۱۸۳ هزار و ۱۲۸...

 امارت به سمت ایران تمایل دارد یا رفیق شفیق آمریکا است؟
۱۶ دقیقه قبل / سایت روزنو

امارت به سمت ایران تمایل دارد یا رفیق شفیق آمریکا است؟

امارات متحده عربی روز چهارشنبه تمام معاملات تجاری و مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد. به گزارش فارن‌پالیسی، تصمیم ابوظبی که مدت‌ها روابط اقتصادی نزد...

 تهدید آزادی‌های شهروندی به‌جای حل مشکلات معیشتی
۳۷ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

تهدید آزادی‌های شهروندی به‌جای حل مشکلات معیشتی

کمتر از یک‌هفته پس از تصویب کلیات طرح جنجالی «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهاد‌های بیگانه» در مجلس و درحالی‌که انتهای هفته گذشته، حتی دولت...

 از سر‌گیری جنگ میان ایران و آمریکا منتفی است؟
۲۲ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

از سر‌گیری جنگ میان ایران و آمریکا منتفی است؟

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا نیز مدعی شده اعمال فشار اقتصادی حداکثری می‌تواند ازسرگیری گسترده جنگ را منتفی کند. این ادعا در ظاهر بر بازدارندگی اقتصادی استوار است، اما در عمل می‌تواند به تشدید تنش منجر شود، زیرا هر چه فشارها گسترده‌تر شود، احتمال واکنش متقابل و افزایش هزینه‌های امنیتی برای مسیرهای انرژی نیز بیشتر خواهد شد.