قیمت طلا امروز




 سایت باشگاه خبرنگاران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

رسانه و سبک زندگی؛ میدان جدید حکمرانی فرهنگی در ایران

با ظهور رسانه‌های شبکه‌ای، پلتفرم‌های دیجیتال و فناوری‌های هوشمند، رسانه به یکی از مهم‌ترین محیط‌های شکل‌دهنده تجربه انسانی تبدیل شده است.
 رسانه و سبک زندگی؛ میدان جدید حکمرانی فرهنگی در ایران

باشگاه خبرنگاران جوان - در گذشته، سبک زندگی انسان‌ها در فرآیندی تدریجی و عمدتاً در بستر نهادهای اجتماعی پایدار شکل می‌گرفت. خانواده، مدرسه، دین، سنت‌های فرهنگی و محیط‌های محلی مهم‌ترین فضاهایی بودند که در آنها ارزش‌ها، هنجارها و الگوهای زیست روزمره منتقل و بازتولید می‌شدند. رسانه‌ها نیز در این میان بیشتر نقش واسطه و بازنمایی‌کننده داشتند؛ یعنی آنچه در جامعه شکل گرفته بود را روایت می‌کردند یا به تقویت آن می‌پرداختند.

اما جهان امروز با یک تغییر بنیادین مواجه است. با ظهور رسانه‌های شبکه‌ای، پلتفرم‌های دیجیتال و فناوری‌های هوشمند، رسانه دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین محیط‌های شکل‌دهنده تجربه انسانی تبدیل شده است. انسان معاصر بخش قابل توجهی از شناخت خود از جهان، تعریف خود از موفقیت، زیبایی، خانواده، روابط اجتماعی و حتی معنای زندگی را در مواجهه مستمر با محیط‌های رسانه‌ای شکل می‌دهد.

به بیان دقیق‌تر، رسانه در عصر شبکه‌ای از جایگاه «بازتاب‌دهنده سبک زندگی» به جایگاه «سازنده سبک زندگی» ارتقا یافته است. الگوریتم‌ها، پلتفرم‌ها و اقتصاد توجه، نه تنها تعیین می‌کنند افراد چه چیزی را ببینند، بلکه به‌تدریج بر آن اثر می‌گذارند که چه چیزی را مهم، مطلوب و ارزشمند تلقی کنند.

این تحول، یک پرسش راهبردی پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار می‌دهد: آیا می‌توان بدون حکمرانی آینده‌نگر بر محیط رسانه‌ای، از الگوی سبک زندگی ایرانی–اسلامی در برابر جریان‌های رقیب فرهنگی حمایت کرد و آن را به الگویی جذاب و پایدار برای نسل‌های آینده تبدیل نمود؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند بازنگری در فهم سنتی از رسانه است. رسانه دیگر صرفاً کانالی برای انتقال پیام‌های فرهنگی نیست که بتوان با افزایش تولید محتوا یا تقویت پیام‌رسانی رسمی، اهداف فرهنگی را محقق کرد. رسانه امروز یک «زیرساخت حکمرانی فرهنگی» است؛ زیرساختی که در آن معنا تولید می‌شود، هویت شکل می‌گیرد، الگوهای رفتاری تثبیت می‌شوند و تصویری از آینده مطلوب به جامعه عرضه می‌شود.

از این منظر، مسئله اصلی در دهه پیش رو صرفاً رقابت بر سر تولید محتوا نخواهد بود؛ بلکه رقابت بر سر توانایی طراحی و حکمرانی محیطی است که در آن ارزش‌ها، هویت‌ها و سبک‌های زندگی شکل می‌گیرند. جامعه‌ای که بتواند این محیط را بهتر درک و حکمرانی کند، توان بیشتری برای حفظ انسجام فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارائه الگوی تمدنی خود خواهد داشت.

بر همین اساس، آینده سبک زندگی ایرانی–اسلامی بیش از آنکه تنها به عملکرد نهادهای فرهنگی وابسته باشد، به توانایی جمهوری اسلامی ایران در گذار از «مدیریت رسانه» به «حکمرانی آینده‌نگر رسانه‌ای» وابسته است؛ گذاری که می‌تواند یکی از مهم‌ترین الزامات سیاست فرهنگی کشور در عصر هوش مصنوعی و رسانه‌های هوشمند باشد.

۱- رسانه؛ کارخانه تولید معنا و سبک زندگی

یکی از خطاهای رایج در نگاه به رسانه، تقلیل نقش آن به انتقال پیام است. این نگاه متعلق به دوره‌ای است که رسانه‌ها عمدتاً یک‌سویه بودند و مخاطب نقش دریافت‌کننده داشت. اما رسانه‌های امروز ماهیت متفاوتی دارند. شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های ویدئویی و سامانه‌های هوشمند، محیط‌هایی هستند که در آنها: ارزش‌ها شکل می‌گیرند؛ الگوهای رفتاری تثبیت می‌شوند؛ هویت‌ها ساخته می‌شوند؛ سبک‌های مصرف رواج پیدا می‌کنند و گروه‌های مرجع جدید ظهور می‌کنند.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر این نیست که جامعه چه پیامی دریافت می‌کند، بلکه این است که جامعه در چه محیطی معنا و هویت خود را شکل می‌دهد. به همین دلیل، هر بحثی درباره سبک زندگی بدون توجه به معماری رسانه‌ای جامعه، ناقص خواهد بود.

۲- از مدیریت رسانه تا حکمرانی رسانه‌ای

تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که " مدیریت رسانه" به معنای تولید بیشتر پیام یا افزایش حجم فعالیت فرهنگی، به تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده تحقق اهداف فرهنگی در کشور باشد. زیرا رسانه امروز یک سازمان نیست؛ یک اکوسیستم است. در این اکوسیستم، بازیگران متعددی حضور دارند که شامل : رسانه‌های رسمی؛ پلتفرم‌های داخلی و جهانی؛ تولیدکنندگان مستقل محتوا؛ کاربران شبکه‌های اجتماعی؛ الگوریتم‌ها؛ و اقتصاد توجه می شوند.

بنابراین، حکمرانی رسانه‌ای به معنای کنترل همه پیام‌ها نیست؛ بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که در آن روایت‌ها و سبک‌های زندگی مطلوب بتوانند امکان حضور، رقابت و اثرگذاری داشته باشند. این موضوع همان نقطه‌ای است که سیاست فرهنگی باید از «مدیریت پیام» به سمت «مدیریت محیط معنا» حرکت کند.

۳- چالش جمهوری اسلامی؛ شکاف میان ارزش‌ها و محیط رسانه‌ای

جمهوری اسلامی ایران در میدان فرهنگ، از پشتوانه‌ای کم‌نظیر برخوردار است؛ پشتوانه‌ای که ترکیبی از میراث تاریخی و تمدنی ، سرمایه معنوی و دینی جامعه، تجربه چند دهه سیاست‌گذاری فرهنگی و حضور گسترده نهادهای فرهنگی در عرصه اجتماعی است.با این حال، یکی از مسائل مهم امروز، فاصله میان ارزش‌های مورد تأکید رسمی و محیط واقعی شکل‌دهنده سبک زندگی است.

این فاصله را می‌توان در چند حوزه مشاهده کرد:

نخست؛ تغییر مرجعیت فرهنگی

بخشی از مرجعیت فرهنگی نسل جدید از نهادهای سنتی به سمت شبکه‌های اجتماعی و شخصیت‌های رسانه‌ای منتقل شده است.

دوم؛ ضعف روایت‌پردازی

مسئله اصلی همیشه کمبود محتوا نیست؛ بلکه نبود روایت‌های جذاب و قابل زیست است. ارزش‌ها زمانی در جامعه ماندگار می‌شوند که در قالب تجربه زندگی روزمره، داستان، شخصیت و الگوهای واقعی عرضه شوند.

سوم؛ عقب‌ماندگی سیاست‌گذاری از فناوری

تحولات رسانه‌ای با سرعتی بسیار بیشتر از ساختارهای سیاست‌گذاری فرهنگی حرکت می‌کنند. هوش مصنوعی، رسانه‌های شخصی‌سازی‌شده و الگوریتم‌های هوشمند، آینده‌ای را می‌سازند که بسیاری از سیاست‌های موجود برای آن طراحی نشده‌اند.

۴- آینده؛ رقابت بر سر طراحی محیط زیست رسانه‌ای

در دهه پیش رو، هوش مصنوعی و رسانه‌های هوشمند نه‌تنها شیوه مصرف محتوا، بلکه اساس رابطه انسان با رسانه را دگرگون خواهند کرد. در الگوی سنتی، انسان برای یافتن اطلاعات و محتوا به سراغ رسانه می‌رفت؛ اما در آینده، رسانه‌ها با بهره‌گیری از داده‌های رفتاری، الگوریتم‌های پیش‌بینی‌گر و فناوری‌های هوشمند، محیطی شخصی‌سازی‌شده ایجاد خواهند کرد که در آن محتوا متناسب با علایق، نیازها و ویژگی‌های هر فرد تولید و عرضه می‌شود.

این تحول، صرفاً یک تغییر فناورانه نیست؛ بلکه پیامدهای عمیقی برای فرهنگ، هویت و سبک زندگی خواهد داشت. از یک سو، امکان ارتباط دقیق‌تر، هدفمندتر و مؤثرتر میان پیام‌های فرهنگی و مخاطبان فراهم می‌شود و سیاست‌گذاران و کنشگران فرهنگی می‌توانند تجربه‌های فرهنگی متناسب‌تری طراحی کنند. از سوی دیگر، قدرت اثرگذاری بر ادراک، ترجیحات و انتخاب‌های انسان‌ها بیش از گذشته در اختیار بازیگرانی قرار می‌گیرد که مالک زیرساخت‌های فناوری، داده و الگوریتم هستند.

از این منظر، رقابت فرهنگی آینده صرفاً رقابت بر سر تولید بیشتر محتوا، ساخت برنامه‌های رسانه‌ای یا انتشار پیام‌های فرهنگی نخواهد بود؛ بلکه رقابت بر سر توانایی طراحی و حکمرانی محیطی است که انسان در آن معنا می‌سازد، جهان را تفسیر می‌کند و سبک زندگی خود را شکل می‌دهد.

به همین دلیل، مسئله راهبردی آینده برای جمهوری اسلامی ایران، صرفاً حضور در عرصه تولید محتوا نیست؛ بلکه توانایی مشارکت فعال در معماری زیست رسانه‌ای آینده است؛ محیطی که در آن ارزش‌ها، هویت‌ها و الگوهای زندگی نسل‌های آینده شکل خواهند گرفت.

۵- پیشنهاد سیاستی: گذار به حکمرانی آینده‌نگر رسانه و سبک زندگی

تحولات فناورانه و اجتماعی پیش‌رو نشان می‌دهد که ادامه الگوهای سنتی سیاست‌گذاری فرهنگی، پاسخگوی پیچیدگی‌های عصر رسانه‌های هوشمند نخواهد بود. مسئله اصلی جمهوری اسلامی ایران در حوزه سبک زندگی، صرفاً افزایش تولیدات فرهنگی یا تقویت پیام‌رسانی نیست؛ بلکه طراحی و حکمرانی محیطی است که در آن معنا، هویت و الگوهای زیست اجتماعی شکل می‌گیرند.

از این منظر، مواجهه مؤثر با تحولات آینده مستلزم گذار از نگاه ابزارمحور به رسانه و حرکت به سوی حکمرانی آینده‌نگر بر زیست‌بوم رسانه‌ای است؛ رویکردی که در آن رسانه نه فقط کانال انتقال ارزش‌ها، بلکه عرصه‌ای برای تولید معنا، شکل‌گیری هویت و معماری سبک زندگی تلقی می‌شود. در رویکرد نخست، تمرکز اصلی بر تولید و انتشار پیام است؛ اما در رویکرد دوم، مسئله اصلی شناخت، طراحی و هدایت اکوسیستمی است که در آن پیام‌ها، روایت‌ها و سبک‌های زندگی با یکدیگر رقابت می‌کنند.

تحقق این گذار نیازمند حرکت هم‌زمان در پنج محور راهبردی است:

۱- آینده‌نگری فرهنگی؛ از واکنش به پیش‌بینی

نخستین ضرورت، ایجاد ظرفیت‌های پایدار برای رصد و فهم آینده است. سیاست‌گذاری فرهنگی در عصر تغییرات شتابان رسانه‌ای نمی‌تواند صرفاً پس از وقوع تحولات اجتماعی و فناوری واکنش نشان دهد. ایجاد نظام آینده‌پژوهی سبک زندگی و رسانه، پایش تغییرات نسلی، تحلیل روندهای نوظهور و ارزیابی پیامدهای فناوری‌های جدید، باید به بخشی از فرآیند دائمی تصمیم‌سازی فرهنگی کشور تبدیل شود.

۲- حکمرانی روایت؛ از تولید محتوا به تولید معنا

رقابت فرهنگی آینده بیش از آنکه رقابت بر سر حجم محتوا باشد، رقابت بر سر قدرت تولید معنا و روایت است. جامعه برای انتخاب سبک زندگی، نیازمند روایت‌هایی درباره زندگی مطلوب، پیشرفت، خانواده، معنویت، هویت و آینده است. بنابراین، سیاست فرهنگی باید از تولید پراکنده محتوا به سمت طراحی روایت‌های کلان و الهام‌بخش حرکت کند؛ روایت‌هایی که بتوانند میان ارزش‌های ایرانی–اسلامی و تجربه زیسته انسان معاصر پیوند برقرار کنند.

۳-حکمرانی فناوری؛ از مصرف‌کننده فناوری به بازیگر فعال

در عصر هوش مصنوعی، فناوری دیگر صرفاً ابزار انتقال فرهنگ نیست؛ بلکه خود به یکی از عوامل شکل‌دهنده فرهنگ تبدیل شده است. ازاین‌رو، توسعه ظرفیت‌های داده‌ای، بهره‌گیری هوشمندانه از هوش مصنوعی در حوزه فرهنگ، حمایت از پلتفرم‌های رقابت‌پذیر و شناخت منطق عملکرد الگوریتم‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از حکمرانی سبک زندگی خواهد بود.

جامعه‌ای که زیرساخت‌های فناوری را در اختیار ندارد، در بلندمدت قدرت تأثیرگذاری بر محیط فرهنگی خود را نیز محدود خواهد دید.

۴- توانمندسازی جامعه؛ از مخاطب منفعل به کنشگر فرهنگی

در محیط رسانه‌ای جدید، شهروندان صرفاً دریافت‌کننده پیام نیستند؛ بلکه خود در تولید، بازنشر و شکل‌دهی به روایت‌ها نقش دارند. به همین دلیل، ارتقای سواد رسانه‌ای، سواد الگوریتمی و توانایی تحلیل روایت‌ها باید به عنوان یکی از ارکان سیاست فرهنگی آینده مورد توجه قرار گیرد. هدف، ایجاد جامعه‌ای مقاوم در برابر رسانه نیست؛ بلکه جامعه‌ای توانمند است که بتواند آگاهانه، خلاقانه و مسئولانه در زیست‌بوم رسانه‌ای مشارکت کند.

۵- بازآرایی نهادی؛ از پراکندگی فرهنگی به حکمرانی هماهنگ

سبک زندگی موضوعی میان‌بخشی است و تحقق آن نیازمند هماهنگی میان نهادهای فرهنگی، رسانه‌ای، آموزشی، فناوری و اجتماعی است. بدون یک چارچوب هماهنگ‌کننده، اقدامات فرهنگی پراکنده باقی خواهند ماند و امکان پاسخ‌گویی به تحولات پیچیده آینده کاهش خواهد یافت. بنابراین، یکی از الزامات اصلی، ایجاد سازوکاری برای هم‌افزایی میان بازیگران مختلف و حرکت به سمت حکمرانی یکپارچه فرهنگی است.

نتیجه‌گیری: آینده سبک زندگی، آینده حکمرانی رسانه است

مسئله سبک زندگی در جمهوری اسلامی ایران در دهه پیش رو، بیش از آنکه صرفاً مسئله تولید ارزش، پیام یا محصول فرهنگی باشد، مسئله حکمرانی بر محیطی است که ارزش‌ها، هویت‌ها و الگوهای زندگی در آن شکل می‌گیرند.

رسانه در عصر جدید دیگر یک ابزار جانبی در خدمت فرهنگ نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های تولید فرهنگ تبدیل شده است. آنچه نسل‌های آینده خواهند دید، خواهند پذیرفت و به عنوان «زندگی مطلوب» تجربه خواهند کرد، تا حد زیادی در محیط‌های رسانه‌ای امروز و فردا ساخته می‌شود.

در گذشته، قدرت فرهنگی عمدتاً در اختیار کسانی بود که مدارس، کتاب‌ها و رسانه‌های بزرگ را در اختیار داشتند؛ اما در آینده، قدرت فرهنگی متعلق به بازیگرانی خواهد بود که توانایی طراحی و حکمرانی بر محیط معنا، توجه و تجربه زیسته انسان‌ها را دارند. از این منظر، پرسش اصلی پیش روی سیاست‌گذاران فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دیگر صرفاً این نیست که چگونه پیام‌های فرهنگی خود را مؤثرتر منتقل کنیم؛ بلکه پرسش راهبردی‌تر آن است که:

چگونه می‌توان زیست‌بوم رسانه‌ای آینده را به‌گونه‌ای حکمرانی کرد که سبک زندگی ایرانی–اسلامی در مواجهه با تحولات جهان جدید، نه فقط امکان تداوم و حفظ، بلکه ظرفیت بازآفرینی، رقابت و الهام‌بخشی پیدا کند؟

پاسخ به این پرسش، نقطه عزیمت سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عصر رسانه‌های هوشمند خواهد بود. عصری که در آن آینده فرهنگ، پیش از آنکه صرفاً در عرصه تولید و انتشار پیام‌ها شکل گیرد، در فرآیند طراحی و حکمرانی محیط‌هایی ساخته می‌شود که انسان در آنها می‌اندیشد، انتخاب می‌کند و شیوه زیستن خود را می‌آموزد.

منبع: مهر



۴ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

محمدرضا گلزار دوباره با تصاویر دبی سوژه شد / تیپ و سبک زندگی لاکچری ستاره سینما زیر ذره‌بین کاربران / عکس‌های تازه

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛ محمدرضا گلزار، بازیگر و چهره شناخته‌شده سینما و تلویزیون، تصاویری تازه از حضور خود در دبی را در فضای مجازی منتشر کرده است؛ تصاویری که علاوه بر حال‌وهوای لوکس این سفر، توجه کاربران را به استایل‌های متنوع او جلب کرده است.

<!– پ

–>


۱۶ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

مهم‌ترین راه پیشگیری و کنترل دیابت از نگاه طب ایرانی

دکتر مجید امتیازی متخصص طب ایرانی با اشاره به جایگاه پیشگیری در طب ایرانی افزود: حفظ سلامت و پیشگیری از بیماری‌ها، از گذشته در طب ایرانی مورد توجه بوده و در قالب «اصول شش‌گانه حفظ‌الصحه» بر رعایت عواملی تأکید شده است که به حفظ سلامت کمک می‌کنند.

وی اظهار داشت: در میان این اصول، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی منظم و خواب کافی و منظم اهمیت ویژه‌ای دارند؛ موضوعی که در سبک زندگی امروزی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و می‌تواند زمینه‌ساز افزایش بیماری‌های مزمن از جمله دیابت شود.

این متخصص طب ایرانی در یزد تصریح کرد: شواهد پزشکی نوین نیز نشان می‌دهد اختلال در تغذیه، کم‌تحرکی و خواب نامناسب می‌تواند خطر ابتلا به دیابت را افزایش داده و کنترل بیماری را دشوارتر کند. از این رو، اصلاح سبک زندگی یکی از مهم‌ترین راهکار‌های پیشگیری و کنترل دیابت به شمار می‌رود.

امتیازی خاطرنشان کرد: رعایت اصول تغذیه سالم، داشتن فعالیت بدنی منظم و خواب کافی در کنار درمان‌های پزشکی می‌تواند به کنترل بهتر قند خون و افزایش اثربخشی درمان کمک کند و در برخی بیماران، با نظر پزشک، حتی نیاز به برخی دارو‌های کاهنده قند خون را کاهش دهد.

وی تأکید کرد: حتی در بیمارانی که به دلیل قند خون بالا نیازمند درمان دارویی یا انسولین هستند، رعایت سبک زندگی سالم در کنار درمان پزشکی اهمیت زیادی دارد و می‌تواند به بهبود وضعیت بیمار کمک کند.

این متخصص طب ایرانی خاطر نشان کرد: اصلاح سبک زندگی، تنها یک توصیه عمومی نیست، بلکه یکی از ارکان اصلی پیشگیری و کنترل دیابت است؛ اصلی که هم در طب ایرانی و هم در پزشکی نوین بر آن تأکید می‌شود. منبع آفتاب نیوز انتهای پیام/


۱۹ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

مزه‌ای که از دل زاگرس به یادگار مانده است

پیش از آنکه یخچال، کارخانه‌های صنایع غذایی و بسته‌بندی‌های رنگارنگ وارد زندگی مردم شوند، نگهداری مواد غذایی خود یک هنر بود؛ هنری که در بسیاری از روستاهای ایلام و مناطق عشایری، نسل به نسل منتقل می‌شد.

در آن روزگار، شیر تازه‌ای که صبح از دام دوشیده می‌شد، قرار نبود تنها برای همان روز مصرف شود. بخشی از آن به ماست تبدیل می‌شد، ماست در فرآیند کره‌گیری به دوغ می‌رسید و دوغ باقی‌مانده می‌توانست دوباره به ماده‌ای ماندگارتر یعنی کشک تبدیل شود؛ کشک در این چرخه، معنای روشنی داشت: هیچ چیز نباید هدر برود.

پژوهش‌های علمی نیز کشک خشک سنتی ایران را محصولی حاصل از فرآیندهای جوشاندن، تخمیر و تغلیظ فرآورده‌های لبنی می‌دانند و تأکید می‌کنند که ترکیب غذایی آن بسته به نوع شیر و شیوه تولید متفاوت است.

در ایلام، این داستان با زندگی عشایری، دامداری، کوچ و فرهنگ غذایی زاگرس گره خورده است؛ جایی که شیر گوسفند و بز، علاوه بر تأمین غذای روزانه، ماده اولیه بسیاری از فرآورده‌های سنتی بود.

از شیر تا کشک، یک زنجیره قدیمی و دقیق

تهیه کشک سنتی در ظاهر ساده است، اما پشت همین سادگی، مجموعه‌ای از تجربه‌های انباشته‌شده نسل‌ها قرار دارد.

نخست شیر تازه دام تهیه می‌شود. شیر می‌تواند از گوسفند، بز، گاو یا ترکیبی از آنها باشد. در شیوه‌های سنتی، نوع شیر، فصل، خوراک دام و حتی شرایط اقلیمی می‌تواند بر طعم و ویژگی نهایی محصول اثر بگذارد.

شیر پس از تبدیل شدن به ماست، وارد مرحله‌ای می‌شود که در فرهنگ غذایی روستا و عشایر اهمیت زیادی داشته است. ماست با آب مخلوط می‌شود و دوغ به دست می‌آید؛ سپس دوغ در فرآیند کره‌گیری قرار می‌گیرد و بخش چرب آن جدا می‌شود؛ آنچه باقی می‌ماند، دوغی است که می‌تواند ماده اولیه کشک باشد.

در برخی روش‌های سنتی، همین دوغ با حرارت دادن و تغلیظ، به تدریج قوام پیدا می‌کند. سپس ماده غلیظ‌شده صاف می‌شود، آب اضافی آن گرفته می‌شود و فرآورده‌ای به نام توف یا شیرازه به دست می‌آید که نوعی صبحانه مقوی است و برای اینکه سردی آن گرفته شود با سیاه‌دانه مصرف می‌شود، و در نهایت به شکل گلوله‌ها یا قطعات کوچک درمی‌آید تا خشک شود. روش‌های سنتی تولید کشک خشک در منابع علمی نیز شامل جوشاندن، تخمیر، گرفتن کره از دوغ و استفاده از ابزارهایی مانند مشک و ظروف سنتی عنوان شده است.

اینجاست که آفتاب زاگرس وارد داستان می‌شود، کشک‌های شکل‌داده‌شده روی سطحی تمیز قرار می‌گیرند تا رطوبت آنها به مرور گرفته شود و در این مدت چند بار توسط زنان روستا کشک زیر و رو می‌شود تا کپک نزند؛ در گذشته، زمان و آفتاب بخشی از تجهیزات تولید بودند؛ نه دستگاه خشک‌کن وجود داشت و نه کنترل‌کننده‌های مدرن رطوبت.

آفتاب، نمک و صبر

کشک سنتی را نمی‌توان با عجله تولید کرد، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های فرآورده‌های سنتی با محصولات صنعتی، همین وابستگی به زمان است. رطوبت باید کاهش پیدا کند، محصول باید به قوام مناسب برسد و شرایط خشک شدن به‌گونه‌ای باشد که خطر آلودگی کاهش یابد.

در مطالعات علمی درباره کشک خشک سنتی ایران نیز میزان ماده خشک و ترکیباتی مانند پروتئین، مواد معدنی و اسیدهای آمینه در نمونه‌های مختلف، بسته به منطقه و مواد اولیه متفاوت گزارش شده است.

نمک نیز در بسیاری از شیوه‌های سنتی نقش مهمی دارد؛ هم برای طعم و هم برای کمک به ماندگاری. البته همین ویژگی باعث می‌شود میزان مصرف کشک، به‌خصوص برای افرادی که باید دریافت نمک خود را محدود کنند، موضوعی قابل توجه باشد.

بنابراین برخلاف تصور رایج، «سنتی بودن» به معنای بی‌نیازی از اصول بهداشتی نیست.

کارشناسان صنایع غذایی تأکید می‌کنند فرآورده‌های لبنی سنتی، به‌ویژه محصولاتی که از شیر خام تهیه می‌شوند، باید از نظر کیفیت مواد اولیه، بهداشت ظروف و ابزار، حرارت‌دهی، شرایط تخمیر، خشک‌کردن و نگهداری مورد توجه قرار گیرند.

کشک، فشرده‌ای از ارزش غذایی

کشک خشک به دلیل حذف بخش زیادی از آب، محصولی متراکم‌تر از نظر مواد مغذی است.

مطالعات علمی، کشک را منبعی از پروتئین، اسیدهای آمینه، کلسیم و فسفر معرفی کرده‌اند و نشان داده‌اند که ترکیب نهایی آن به مواد اولیه و روش تولید وابسته است.

همین ویژگی باعث شده کشک در گذشته برای جامعه‌ای که دسترسی دائمی به گوشت و دیگر منابع پروتئینی نداشت، اهمیت ویژه‌ای داشته باشد.

یک مشت کوچک کشک خشک، حاصل مقدار قابل توجهی فرآورده لبنی بود که می‌توانست برای مدت طولانی نگهداری شود.

در واقع، کشک را می‌توان نمونه‌ای از فناوری سنتی نگهداری غذا دانست؛ فناوری‌ای که بدون برق و تجهیزات پیچیده، با استفاده از تخمیر، حرارت، کاهش رطوبت و نمک، عمر نگهداری یک ماده فسادپذیر را افزایش می‌داد.

زنان روستا، حافظان یک دانش قدیمی

اگر امروز از بسیاری از زنان مسن روستاهای ایلام درباره کشک بپرسید، شاید پاسخشان کوتاه باشد؛ اما پشت همین چند جمله، ده‌ها سال تجربه نهفته است.

آنها می‌دانستند ماست چه زمانی برای کره‌گیری مناسب است، دوغ چه میزان ترشی باید داشته باشد، چه اندازه نمک لازم است، کشک چه زمانی برای شکل دادن آماده شده و چه وقت باید آن را از آفتاب جمع کرد، این دانش در کتاب نوشته نشده بود، از مادر به دختر، از مادربزرگ به نوه و از یک خانواده به خانواده دیگر منتقل می‌شد.

در بسیاری از خانه‌های روستایی، تهیه فرآورده‌های لبنی یک کار فردی نبود. گاهی چند نفر در کنار هم مشغول کار می‌شدند؛ یکی شیر را آماده می‌کرد، دیگری مشک را می‌زد، یکی ظروف را می‌شست و دیگری کشک‌ها را برای خشک شدن آماده می‌کرد، همین همکاری، بخشی از سرمایه اجتماعی روستا بود.

یاد ایام قدیم؛ بوی آفتاب و حیاط خانه

کشک فقط مزه ترش و شور ندارد؛ برای نسل‌های قدیمی، مزه خاطره هم دارد.

خاطره حیاط خانه‌های روستایی، کاسه‌های سفالی، مشک‌هایی که از گوشه خانه آویزان بودند، صدای زنگوله دام‌ها، بوی شیر تازه و آفتابی که از صبح تا عصر روی کشک‌های پهن‌شده می‌تابید، آن روزها شاید امکانات کمتر بود، اما کارها با مشارکت بیشتر اعضای خانواده انجام می‌شد.

صبح، پیش از آنکه زندگی روستا آغاز شود، صدای دوشیدن دام‌ها شنیده می‌شد. شیر تازه در ظرف ریخته می‌شد و فرآیندی که شاید برای امروز تنها یک «روش تهیه غذا» به نظر برسد، در آن زمان بخشی از برنامه زندگی بود؛ کشک، نان، دوغ، ماست و روغن حیوانی هرکدام نتیجه زنجیره‌ای از کار بودند؛ محصولی که پشت آن ساعت‌ها تلاش وجود داشت.

وقتی «هیچ چیز دورریختنی نبود»

یکی از مهم‌ترین درس‌های آشپزی سنتی، استفاده کامل از مواد اولیه است، در سبک زندگی سنتی، دورریز تا حد امکان کاهش پیدا می‌کرد. شیر تبدیل به ماست می‌شد، ماست به کره و دوغ تبدیل می‌شد و از دوغ نیز کشک به دست می‌آمد.

این رویکرد با مفهومی که امروز در صنایع غذایی تحت عنوان کاهش ضایعات غذایی و اقتصاد چرخشی مطرح می‌شود، شباهت قابل توجهی دارد.

یعنی چیزی که در نگاه نخست محصول فرعی به نظر می‌رسد، می‌تواند دوباره وارد چرخه تولید شود.

از این منظر، کشک تنها یک غذای سنتی نیست؛ نمونه‌ای از تجربه بومی در مدیریت منابع است.

از مشک تا بسته‌بندی صنعتی

امروز شرایط تغییر کرده است، کشک صنعتی در کارخانه‌ها با تجهیزات مدرن تولید، حرارت‌دهی، کنترل کیفیت و بسته‌بندی می‌شود. کشک مایع نیز در بازار به شکل گسترده عرضه می‌شود.

اما کشک سنتی همچنان ویژگی‌هایی دارد که برای بخشی از مصرف‌کنندگان جذاب است؛ طعم، عطر، بافت و شیوه تولیدی که با منطقه و مواد اولیه ارتباط دارد.

پژوهشگران نیز نشان داده‌اند که نمونه‌های کشک خشک سنتی از مناطق مختلف ایران می‌توانند از نظر ترکیب شیمیایی، مواد معدنی، اسیدهای چرب و ویژگی‌های حسی با یکدیگر تفاوت داشته باشند.

این موضوع نشان می‌دهد که «کشک» یک محصول کاملاً یکسان نیست؛ بلکه منطقه، ماده اولیه و روش تولید بخشی از هویت آن را شکل می‌دهد.

چرا کشک سنتی کم‌رنگ‌تر شده است؟

شهرنشینی، تغییر سبک زندگی، کاهش دامداری سنتی، دشواری دسترسی به شیر تازه و تغییر الگوی مصرف غذایی، از جمله عواملی هستند که تولید بسیاری از فرآورده‌های سنتی را محدود کرده‌اند.

از سوی دیگر، تهیه کشک سنتی زمان‌بر است، امروز بسیاری از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند محصول آماده را از فروشگاه خریداری کنند تا چند روز برای خشک شدن کشک صبر کنند، در گذشته اما زمان بخشی از زندگی بود.

مردم برای رسیدن محصول عجله نمی‌کردند؛ چون خودشان بخشی از فرآیند تولید بودند.

کاهش این مهارت‌ها فقط به معنای کم شدن یک غذای محلی نیست؛ بخشی از دانش بومی نیز ممکن است با آن از بین برود.

فرصتی برای اقتصاد روستایی ایلام

کشک سنتی می‌تواند در صورت ساماندهی، به یک محصول اقتصادی و گردشگری تبدیل شود.

استان ایلام با برخورداری از ظرفیت دامداری، روستاها و جوامع عشایری، می‌تواند برای معرفی فرآورده‌های لبنی سنتی، زنجیره‌ای از تولید تا بسته‌بندی و عرضه ایجاد کند.

اما برای تبدیل یک محصول خانگی به محصول قابل عرضه در بازار، رعایت الزامات بهداشتی اهمیت اساسی دارد.

ثبت برند محلی، بسته‌بندی مناسب، درج تاریخ تولید و مصرف، کنترل میزان نمک، آزمایش‌های میکروبی و شیمیایی و آموزش تولیدکنندگان می‌تواند به افزایش اعتماد مصرف‌کننده کمک کند.

در چنین شرایطی، «سنتی بودن» نه در برابر استاندارد، بلکه در کنار استاندارد قرار می‌گیرد؛ هدف، حفظ روش و هویت محصول است؛ نه حفظ ضعف‌های احتمالی فرآیند تولید.

کشک فقط برای آش نیست

کشک در فرهنگ غذایی ایران کاربردهای متنوعی دارد؛ از آش و کشک بادمجان گرفته تا کله‌جوش، آب‌دوغ‌خیار و انواع غذاهای محلی.

اما کشک خشک در فرهنگ‌های روستایی گاهی به شکل مستقیم نیز مصرف می‌شده است.

قطعه‌ای کوچک از کشک خشک می‌توانست در سفر، کوچ یا کار روزانه همراه خانواده باشد؛ غذایی کم‌حجم، نسبتاً ماندگار و قابل استفاده بدون نیاز به امکانات پیچیده.

همین ویژگی برای زندگی عشایری اهمیت بیشتری داشت؛ زیرا امکان نگهداری طولانی‌مدت مواد غذایی، در شرایط کوچ و نبود امکانات سردخانه‌ای، یک مزیت مهم محسوب می‌شد.

کارشناسان چه می‌گویند؟

از نگاه علوم غذایی، ارزش کشک سنتی تنها به پروتئین آن محدود نمی‌شود. فرآیند تخمیر می‌تواند ویژگی‌های حسی و شیمیایی محصول را تغییر دهد و بخش قابل توجهی از تفاوت میان کشک‌های مناطق مختلف نیز به نوع شیر، مواد افزوده‌شده و فرآیند تولید مربوط است.

اما کارشناسان همزمان بر یک نکته مهم تأکید دارند: محصول سنتی باید از نظر ایمنی غذایی جدی گرفته شود.

استفاده از شیر سالم، ظروف تمیز، آب سالم، حرارت‌دهی مناسب، جلوگیری از تماس محصول با سطوح آلوده و خشک‌کردن در شرایط کنترل‌شده، از اصول مهم تولید فرآورده‌های لبنی هستند.

به بیان ساده، تجربه مادربزرگ‌ها ارزشمند است؛ اما امروز باید این تجربه با دانش بهداشت و صنایع غذایی همراه شود.

میراثی که هنوز می‌شود زنده نگه داشت

کشک، حاصل یک روز و یک مرحله نیست؛ حاصل زنجیره‌ای از زندگی است.

از دامداری و شیر تازه تا ماست، از ماست تا دوغ، از دوغ تا کشک و از کشک تا سفره، هر مرحله بخشی از داستان زندگی مردم ایلام و دیگر مناطق زاگرس را روایت می‌کند.

شاید نسل امروز دیگر صدای مشک را کمتر بشنود و کمتر شاهد ردیف کشک‌های سفیدرنگ در گوشه حیاط خانه‌های روستایی باشد، اما این میراث هنوز زنده است.

اگر دانش تولید آن ثبت شود، زنان و مردان روستایی آموزش ببینند، تولید بهداشتی و استاندارد شود و بسته‌بندی و بازاررسانی مناسبی برای آن شکل بگیرد، کشک می‌تواند از یک خاطره قدیمی دوباره به یک فرصت اقتصادی تبدیل شود، که امروزه با استفاده از مشک‌های برقی نه به شکل قدیم، اما تا حدودی سنت کشک‌گیری رواج دارد. 

کشک، در نهایت، فقط یک ماده غذایی نیست؛ روایت مردمانی است که بلد بودند از کمی‌ها، برای فردا چیزی بیشتر بسازند.

و شاید ارزشمندترین بخش این میراث، نه طعم شور و ترش آن، بلکه خاطره روزهایی باشد که خانواده‌ها کنار هم می‌نشستند، دست‌ها کار می‌کرد و سفره، حاصل زحمت همه بود.

کشک ماند؛ اما مهم‌تر از آن، قصه آدم‌هایی ماند که آن را با دست‌های خود می‌ساختند. منبع فارس انتهای پیام/




 سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات
۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات

فرماندهی مرکزی آمریکا مدعی شد که نیروهای این کشور به محاصره دریایی ایران و تغییر مسیر کشتی‌های تجاری در چارچوب آن ادامه می‌دهند.

 ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند
۷ ساعت قبل / سایت انتخاب

ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز می‌گذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی ب...

 روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم
۵ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفت: من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.

 هشدار همتی
۳ ساعت قبل / روزنامه شرق

هشدار همتی

«ممکن است بدمن دولت شوم اما باید به هرکس که پول خواست بگویم شرمنده نداریم»؛ این جملاتی است که عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، در یک گفت‌وگوی صریح و کم‌سابقه در تلویزیون به زبان آورد و شفاف گفت که دولت در تنگنای مالی پیچیده‌ای به سر می‌برد.

 ادعای عجیب دستیار قلعه‌نویی درباره حذف تیم ملی فوتبال
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

ادعای عجیب دستیار قلعه‌نویی درباره حذف تیم ملی فوتبال

هومن افاضلی، مشاور فنی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران مدعی شد پس از آنکه جانی اینفانتینو کارش با تیم ملی فوتبال ایران تمام شد و عکس‌های یادگاری‌اش را گرفت و است...

 ببینید|اختلال در سخنرانی ترامپ - تسنیم
۳ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ببینید|اختلال در سخنرانی ترامپ - تسنیم

سخنرانی دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا با حواشی تازه‌ای همراه شد