
به گزارش صدای بورس، ورود دکتر بهاریفر به سمت مدیرعاملی در همین مقطع ، نه یک انتصاب عادی ، بلکه آغاز یک مأموریت راهبردی بود ؛ مأموریتی که در بطن یک بحران مالی، عملیاتی و اعتباری شکل گرفت و به همین دلیل، ماهیت آن را باید «مدیریت عبور از بحران» نامید، نه صرفاً «اداره یک شرکت».
برای فهم اهمیت حضور تیم جدید، ابتدا باید تصویر واقعی از وضعیت شرکت در پایان سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ ترسیم شود؛ تصویری که ابعاد آن فراتر از یک زیان عادی است: زیان خالص بیش از ۷٬۱۱۱ میلیارد ریال طبق صورتهای مالی حسابرسیشده؛(تجدید ارائه شده) زیان انباشته بیش از ۷٬۰۹۹ میلیارد ریال پس از اعمال کسری ذخایر افت توانگری مالی تا سطح ۴ طبق آییننامه شماره ۶۹، که عملاً فرض تداوم فعالیت شرکت را زیر سؤال میبرد. ذخیره ریاضی بیمههای عمر بیش از ۱٬۱۴۵ میلیارد ریال که بهمثابه بدهی به بیمهگذاران، نیازمند مدیریت و سرمایهگذاری صحیح بود. رشد بیسابقه پروندههای شکایت و مسدودشدن برخی حسابهای بانکی از سوی ذینفعان. بلاتکلیفی بسیاری از پروندههای مالیاتی بالغ بر ۱٬۰۰۰ میلیارد ریال بیانگیزگی و رخوت در منابع انسانی ناشی از شایعات ادغام، زیاندهی.
این مجموعه شاخصها نشان میدهد که شرکت در آن مقطع نهتنها با یک مشکل مالی، بلکه با یک بحران چندلایه اعتماد، نقدینگی، توانگری و سرمایه انسانی مواجه بوده است.
ورود تیم جدید در چنین شرایطی، از منظر تحلیلی چند دلالت مهم دارد:
۱. مدیریت بحران بهجای مدیریت روزمره. در شرکتی که تعهدات معوق، کسری ذخایر و افت توانگری همزمان فعال شدهاند، اولویت اول دیگر «رشد فروش» نیست، بلکه «تثبیت، کنترل ریسک و بازگرداندن نظم مالی» است. حضور مدیرعامل در این مقطع، به معنای پذیرش مأموریتی است که خروجی آن در کوتاهمدت «پایداری» و در میانمدت «بازسازی» است.
۲. بازسازی اعتماد بهعنوان محور اصلی. بخش بزرگی از بحران ۱۴۰۲، بحران اعتماد بود؛ اعتماد بیمهگذاران، ذینفعان، نهاد ناظر و حتی کارکنان. به همین دلیل، هر برنامه اصلاحی بدون بازسازی اعتماد، ناقص میماند. سهامداری ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز حساسیت اجتماعی این شرکت را نسبت به همتایانش بالاتر برده و بازسازی اعتماد عمومی را به یک ضرورت راهبردی تبدیل کرده است.
۳. اصلاح ساختاری، نه …






