قیمت طلا امروز




 سایت ایران آنلاین / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

شکست روایت‌سازان

با گذشت ۷۳ سال از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و پایان تراژیک دولت مستعجل محمد مصدق، او نه تنها به تاریخ نپیوسته بلکه میراث و خاطره‌اش موضوع چالش‌های داغ سیاست روز است.
 شکست روایت‌سازان

کتاب «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطوره‌ای؛ با نگاهی به آثار و اسناد کمتر دیده‌شده» نوشته علی‌اصغر سیدآبادی می‌کوشد پرسش را از درون تجربه‌ای ایرانی دنبال کند که چگونه سیاستمداری که دولتش در یکی از روزهای مرداد ۱۳۳۲ فروپاشید، در حافظه بخش‌هایی از جامعه ایران از شکست سیاسی خود جان سالم به در برده و به مصدقی تبدیل شده است که نزاع بر سر او هنوز ادامه دارد.

 

 تحلیل پدیدار مصدق

درباره محمد مصدق بسیار نوشته‌اند، اما بخش بزرگی از این نوشته‌ها هنوز حول چند پرسش آشنا می‌گردد: آیا ۲۸ مرداد کودتا بود؟ نقش آمریکا و بریتانیا چه بود؟ مصدق در مذاکرات نفت چه خطاهایی داشت؟ آیا شاه حق عزل نخست‌وزیر را داشت؟ حزب توده و آیت‌الله کاشانی در شکست نهضت ملی چه نقشی داشتند؟ و در نهایت، مصدق سیاستمداری کامیاب بود یا شکست‌خورده؟ سیدآبادی در کتاب «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطوره‌ای» از این پرسش‌ها فاصله می‌گیرد و موضوع دیگری را پیش می‌کشد: فارغ از داوری درباره کارنامه‌ مصدق، چگونه یک سیاستمدار تاریخی به شخصیتی اسطوره‌ای در حافظه‌ ایرانیان تبدیل شد؟ نویسنده از همان پیشگفتار مرزش را با تاریخ‌نگاری متعارف مشخص می‌کند و تأکید می‌کند کتاب نه تاریخ زندگی مصدق است، نه مدعی کشف سند تازه است و نه برای ستایش یا نقد کارنامه سیاسی او نوشته شده است. موضوع کتاب چیزی است که نویسنده آن را «پدیدار مصدق» می‌نامد و درباره‌ این موضوع است که مصدق در افکار عمومی و «روان جمعی» ایرانیان چگونه پدیدار شده و «مصدق تاریخی» تحت چه شرایطی به «مصدق اسطوره‌ای» تبدیل شده است؟

جالب این است که این پرسش در پژوهش‌های تازه خارج از ایران نیز مطرح است. در سال ۲۰۲۴، «International Journal of Middle East Studies»، از نشریات دانشگاهی شناخته‌شده مطالعات خاورمیانه که انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر می‌کند، پرونده‌ای با موضوع «برکناری مصدق پس از هفتاد سال: میراث‌ها و خاطره‌ها» گشوده است. لیور استرنفلد در آغاز این پرونده، «Global Reflections on Mohammad Mosaddeq»،

 تقریباً به همان مسأله‌ای اشاره می‌کند که در مرکز کتاب حاضر قرار دارد: شخصیت و سیمای متمایز مصدق در شکل‌گیری جایگاه «اسطوره‌ای» او در حافظه ملی ایرانیان نقش داشته است. او سپس می‌پرسد این ماجرا امروز چه اثری بر حافظه جمعی ایرانیان داخل و خارج کشور دارد؟

 

 از عملیات روانی تا شکست روایت رسمی

کتاب «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطوره‌ای» در ۲ بخش و ۱۰ فصل تنظیم شده است. بخش نخست به «سیمای مصدق در روایت‌ها» اختصاص دارد: تحول سیمای مصدق، تولد مفهوم کودتا و تبدیل آن به «قیام ملی»، تحول روایت محمدرضا پهلوی از ۲۸ مرداد و ۲۵ سال روایت‌سازی رسمی پس از کودتا. بخش دوم به زمینه‌هایی می‌پردازد که از نظر نویسنده موجب ظهور «مصدق اسطوره‌ای» شدند، مثل احساس تحقیر ملی، امیدهای بربادرفته، رفتار مصدق در روزهای پایانی، دادگاه، سانسور و سرانجام نقش روان جمعی و ادبیات.

یکی از نکات جالب کتاب این است که کودتای ۲۸ مرداد را از زاویه ارتباطات و روابط عمومی نیز می‌بیند. او‌ گزارش دونالد ویلبر و دیگر اسناد عملیات براندازی را به مثابه اسناد یک برنامه ارتباطی و عملیات روانی می‌کاود. بر اساس خوانش کتاب، پیش از اقدام نظامی، برنامه‌ای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و بازیگران سیاسی اجرا شد که تشدید شکاف بین شاه و مصدق، اختلاف میان مصدق و آیت‌الله کاشانی و بخش‌هایی از جبهه ملی، استفاده از مطبوعات و تبلیغات و برجسته کردن خطر حزب توده از اهداف و پیامدهای آن بود. نویسنده در عین حال تأکید می‌کند توجه به این برنامه نباید به نظریه توطئه و نادیده گرفتن خطاهای بازیگران ایرانی منجر شود. اما مسأله اصلی کتاب تازه از بعد از ۲۸ مرداد آغاز می‌شود. حکومت تازه دو کار را همزمان انجام داد. از یک سو کوشید روایتی رسمی از واقعه بسازد که در آن براندازی مصدق به‌تدریج به «قیام ملی» تبدیل می‌شد و از سوی دیگر، امکان شکل‌گیری روایت رقیب را با سانسور و سرکوب محدود کرد. با این حال چرا این برنامه، با وجود در اختیار داشتن حکومت، رسانه‌های رسمی و امکان سانسور، در بلندمدت نتوانست روایت مطلوب خود را تثبیت کند؟ پاسخ نویسنده را باید در تمایزی جست که میان «افکار عمومی» و «روان جمعی» می‌گذارد. افکار عمومی را می‌توان با رسانه، تبلیغات و روابط عمومی در دوره‌ای معین تحت‌تأثیر قرار داد، اما روان جمعی در زمانی طولانی‌تر شکل گرفته و با اسطوره‌ها، خاطرات تاریخی و الگوهای فرهنگی پیوند دارد. این تمایز، ستون نظری کتاب است و در عین حال یکی از جاهایی است که می‌توان درباره آن بحث کرد.

 

 سانسوری که نتیجه معکوس داد

از ایده‌های قابل تأمل کتاب این است که سانسور مصدق در دوره پس از ۱۳۳۲ نتیجه‌ای خلاف مقصود حکومت داشت. فرض نویسنده این است که اگر پس از سقوط دولت، بحث آزاد درباره مصدق ادامه پیدا می‌کرد، احتمالاً ستایش و نکوهش او نیز مانند بسیاری از سیاستمداران دیگر ادامه می‌یافت و به‌تدریج از حرارت آن کاسته می‌شد و داوری و نگاه عمومی به مصدق ممکن بود شبیه چیزی باشد که در مورد قوام شکل گرفت. اما چون پس از ۲۸ مرداد نام مصدق را نمی‌شد آزادانه به زبان آورد و دفاع از او تقریباً ناممکن شد، روایت رسمی تقریباً بی‌رقیب در رسانه‌های رسمی تکرار شد. نتیجه این رویکرد از نگاه نویسنده این بود که مصدق از سیاست روزمره بیرون رفت و وارد قلمرو نماد شد. از این‌رو ادبیات و بویژه شعر در کتاب به موضوعی کانونی تبدیل می‌شود. شاعران برای سخن گفتن از فضای پس از کودتا الزاماً نامی از مصدق نمی‌بردند. فضای سرد و تیره، شکست، مرثیه، غیاب قهرمان، دوگانه خیر و شر و سپس انتظار برای آمدن نجات‌دهنده، به زبانی تبدیل شد که تجربه سیاسی پس از ۲۸ مرداد در آن بازسازی می‌شد. نویسنده به جای پرسش متعارف «۲۸ مرداد چه تأثیری بر شعر فارسی گذاشت؟»، جهت پرسش را برمی‌گرداند: شعر پس از ۲۸ مرداد چه تأثیری بر حوادث بعدی گذاشت؟ نویسنده توضیح می‌دهد که شعر و ادبیات برای اثبات یک واقعه تاریخی سند محسوب نمی‌شوند، اما وقتی موضوع تحقیق نحوه «پدیداری» یک شخصیت و رویداد در ذهن جامعه باشد، اهمیت دیگری پیدا می‌کنند.

روش انتخاب منابع نیز تابع همین پرسش است. در کنار منابع شناخته‌شده تاریخ نفت و کودتا، کتاب به سراغ موادی رفته که معمولاً در مرکز پژوهش‌های سیاسی مربوط به مصدق قرار ندارند. مصاحبه‌های پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد و بنیاد مطالعات ایران یکی از آنهاست. نویسنده آگاه است که خاطرات شفاهی ممکن است با سوگیری، منافع فردی و خطاهای حافظه همراه باشند، اما چون سؤال او الزاماً کشف صحت یک واقعه نیست و می‌خواهد بداند افراد آن واقعه را چگونه به یاد می‌آورند، همین سوگیری‌ها نیز می‌توانند موضوع مطالعه باشند. ‎منبع غیرمتعارف دیگر صورت‌جلسات شورای عالی فرهنگ است. نویسنده با بررسی این صورت‌جلسات می‌کوشد از رفت‌وآمد تحصیلکردگان ایرانی خارج از کشور نشانه‌ای درباره امید و ناامیدی گروه‌های تحصیلکرده پیدا کند. بر اساس یافته‌های کتاب، با به قدرت رسیدن مصدق بازگشت تحصیلکردگان افزایش می‌یابد، پس از براندازی او ناگهان کاهش پیدا می‌کند و پس از برکناری زاهدی دوباره افزایش می‌یابد.

 

 نقش مصدق در ساختن اسطوره مصدق

اما کتاب سیدآبادی تمام ماجرا را به کودتاگران، سانسور و ادبیات نسبت نمی‌دهد. بخشی از «مصدق اسطوره‌ای» از نظر نویسنده، ساخته خود مصدق است. در این قسمت، کتاب وارد قلمرو بحث‌برانگیزتری می‌شود. رفتار مصدق، بیماری و غش کردن‌هایش، شیوه مواجهه‌اش با مخالفان و به‌خصوص نحوه حضور او در دادگاه از منظر نویسنده صرفاً ویژگی‌های شخصیتی نیستند. او مصدق را سیاستمداری می‌بیند که قدرت صحنه و روایت را می‌شناسد و می‌تواند از ضعف ظاهری به‌عنوان نوعی قدرت سیاسی استفاده کند. عنوان فصل هشتم گویاست:«مجلس شبیه‌خوانی مصدق و صف اشقیاء.» تفسیر نویسنده این است که مصدق در بخش‌هایی از دادگاه آگاهانه نقش تعزیه‌گردان را می‌گیرد و مخالفانش را در «مقتل» سیاسی خود به ایفای نقش وامی‌دارد. دادگاهی که قرار بود شکست و محکومیت مصدق را به نمایش بگذارد، از این منظر به صحنه‌ای برای ساختن تصویر دیگری از او تبدیل شد. نویسنده همین رویکرد را درباره تفسیر رفتار مصدق در ۲۸ مرداد نیز لحاظ می‌کند. به نظر سیدآبادی، تنهایی مصدق در آن روز، امتناعش از همکاری نظامی با حزب توده و سقوط دولت، برای شکل‌گیری یک روایت تراژیک بسیار مهم‌اند؛ اما میان «رفتاری که بعداً معنایی تراژیک پیدا کرد» و «انتخاب آگاهانه سرنوشت تراژیک» فاصله‌ای است که پر کردنش نیاز به استنادات بیشتری دارد، هرچند نویسنده با ارجاع به نقل قول‌های تنی چند مثل فاطمی و غلامحسین مصدق و نورالدین کیانوری و خود مصدق کوشیده است، این فاصله را پر کند.

  روان جمعی یا حافظه جمعی

اصلی‌ترین مسأله نظری کتاب «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطوره‌ای» به مفهوم «روان جمعی» برمی‌گردد. نویسنده خود از دشواری این مفهوم آگاه است و در فصل پایانی به مباحث نظری مربوط به آن و از جمله با ارجاع به جفری الکساندر به بحث زخم جمعی می‌پردازد. در این بخش تأکید می‌شود که در آسیب جمعی، صرف وقوع حادثه تعیین‌کننده نیست و برساخت اجتماعی آن در قالب خاطره جمعی اهمیت دارد. با این حال، هر جا سخن از روان جمعی ایرانیان می‌رود، این پرسش پیش می‌آید که دقیقاً از چه جمعیتی حرف می‌زنیم.

آیا شعر روشنفکری دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ بازتاب روان جمعی تمام ایرانیان است؟ روستاییان، طبقات شهری، مذهبی‌ها، بازاریان، کارگران، دانشگاهیان و گروه‌های قومی مختلف تجربه یکسانی از مصدق و ۲۸ مرداد داشتند؟ اسناد دیگری مثل نامه‌های مردمی نیز به مصدق وجود دارد که می‌توان آنها را هم در کنار این دید. با این حال نویسنده ترجیح داده است، ادبیات و بویژه شعر را بررسی کند، شاید به این دلیل که می‌توان سیر مضمونی را به صورت طولی در آن بررسی کرد.

با این حال شاید مفهوم محدودتر حافظه جمعی که در بعضی بخش‌های کتاب به کار رفته، قابلیت سنجش بیشتری داشته باشد. جالب است که ادبیات پژوهشی تازه درباره مصدق نیز بیشتر از همین زبان استفاده می‌کند. پرونده پیش‌گفته در مجله «International Journal of Middle East Studies» دقیقاً عنوان فرعی «Legacies and Memories»دارد و استرنفلد نیز مسأله را در چارچوب «national memory» و «collective memory» مطرح می‌کند. این مقایسه می‌تواند یکی از مسیرهای ادامه پژوهش کتاب باشد: جدا کردن دقیق‌تر «افکارعمومی»، «حافظه جمعی» و «روان جمعی» و تعیین اینکه هر کدام با چه شواهدی قابل بررسی‌اند.

 

 نقش مخالفان مصدق  در اسطوره‌سازی

شاید یکی از نتایج جالب کتاب این باشد که برای ساختن یک اسطوره لازم نیست همه نیروهایی که در ساخت آن مشارکت می‌کنند، ستایشگر آن شخصیت باشند. در روایت سیدآبادی، مخالفان مصدق از جمله کسانی که علیه او عملیات تبلیغاتی کردند؛ حکومتی که نامش را سانسور کرد، دستگاهی که دادگاهش را نیمه‌علنی برگزار کرد، روایت رسمی‌ای که ۲۸ مرداد را «قیام ملی» خواند و حتی مخالفانی که سال‌ها بعد در خاطرات خود تصویری پیچیده‌تر از او ارائه کردند نیز ناخواسته در ساختن مصدق اسطوره‌ای سهم دارند. از این حیث، کتاب به بحث «حافظه‌های مناقشه‌آمیز» نزدیک می‌شود. دیوید پینتر و گرگوری برو در کتاب

«The Struggle for Iran» در ۲۰۲۳ فصلی مستقل با عنوان «History and Contested Memories» دارند و نشان می‌دهند روایت‌ها و برداشت‌های ساخته‌ شده پیرامون ملی شدن نفت و کودتا چگونه در فهم بعدی این بحران دخالت کرده‌اند. البته تفاوت مهم اینجاست که پینتر و برو در پی بازیابی تاریخ واقعه از زیر لایه‌های روایت‌های متعارض‌اند، در حالی که «از مصدق تاریخی تا مصدق اسطوره‌ای» خود همین لایه‌های روایی را موضوع تحقیق قرار می‌دهد و این شاید دقیق‌ترین راه برای تعیین جایگاه کتاب باشد. این کتاب قرار نیست به ما بگوید مصدق واقعاً قهرمان بود یا نبود. حتی قرار نیست ثابت کند «مصدق اسطوره‌ای» با «مصدق تاریخی» چه مقدار فاصله دارد. پرسش اصلی‌اش مقدم بر این داوری است: اصلاً این اسطوره چگونه ساخته شد؟ پاسخی که کتاب پیشنهاد می‌کند حاصل کنار هم قرار دادن چند فرآیند مانند زمینه تاریخی احساس تحقیر ملی و مسأله استقلال و امیدی که نهضت ملی ایجاد کرد، شکست ۲۸ مرداد، عملیات تبلیغاتی پیش از کودتا، روایت‌سازی رسمی پس از آن، سانسور مصدق، رفتار خود مصدق، دادگاه، شعر و ادبیات و بازسازی مکرر خاطره ۲۸ مرداد است. همه حلقه‌های این زنجیره به یک اندازه اثبات‌شده نیستند. بعضی بر اسناد محکم‌تر تکیه دارند و برخی بیشتر تفسیر نویسنده‌اند. به‌خصوص هر جا کتاب از تحلیل روایت به تحلیل ذهن ایرانی یا نیت درونی مصدق حرکت می‌کند، نویسنده می‌کوشد به جای اسناد -که در این موضوع امکان وجودش منتفی است- از شواهد دیگر مثل گفت‌وگوهای مصدق و دیگران استفاده کند. با این حال فرضیه مرکزی کتاب یکی از تفاوت‌های این کتاب با کتاب‌های بسیاری است که له یا علیه مصدق نوشته‌اند و همین ارزش بحث کردن و خواندن دارد. شاید برای فهمیدن جایگاه مصدق در ایران امروز، صرف اینکه بدانیم مصدق در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ چه کرد، کفایت نکند و نیاز به مواجهه ایرانیان پس از ۲۸ مرداد با خاطره مصدق باشد.

انتهای پیام/



۳۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

توقف شبکه کتاب؛ ضعف مدیریت یا اهمال‌کاری وزارت ارشاد؟

خبر توقف فعالیت شبکه تلویزیونی کتاب، هرچند در میان انبوه اخبار پرسروصدای این روزها شاید کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر و ریشه‌دارتر دارد. بحرانی که سال‌هاست دامن‌گیر جایگاه کتاب در نظام رسانه‌ای و فرهنگی کشور بوده است. 

وبسایتی که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکوت کرده و آخرین ردپای فعالیتش به ایام نمایشگاه کتاب در خرداد بازمی‌گردد. 

در کشوری که آمار مطالعه در آن سال‌هاست نزولی گزارش می‌شود و ناشران و نویسندگان از رکود بازار نشر می‌نالند، وجود پلتفرمی که بتواند اخبار و محتوای این حوزه را به‌صورت مستمر و حرفه‌ای پوشش دهد، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت زیرساختی است. 

رسانه‌های عمومی و پرمخاطب، به دلایل مختلف، فرصت و انگیزه کافی برای پرداختن عمیق به مسائل نشر و کتاب را ندارند و همین خلأ است که باید با رسانه‌های تخصصی پر شود. تعطیلی چنین پلتفرمی، به معنای از دست رفتن یکی از معدود کانال‌های اطلاع‌رسانی تخصصی در این حوزه است؛ کانالی که شاید مخاطب انبوه نداشت، اما برای جامعه کوچک اما تأثیرگذار اهل کتاب و نشر، منبعی ضروری به شمار می‌رفت.

زاویه دوم، تناقض میان شعارهای مکرر درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی از یک سو، و بی‌مهری مدیریتی به نهادها و پلتفرم‌هایی که دقیقاً برای همین هدف شکل گرفته‌اند. 

تجربه برنامه‌ای مانند کتاب‌باز نیز نشان داد که حتی در دل تلویزیون، آن رسانه‌ای که در رقابت با فضای مجازی بارها به حاشیه رانده شده، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای ترویج کتابخوانی وجود دارد. 

اما وقتی از دل همین گفتمان کتاب‌محور، پلتفرمی مثل شبکه کتاب که به‌طور مشخص برای این منظور طراحی شده بود، بی‌سروصدا تعطیل می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا شعارهای مربوط به کتاب و کتابخوانی، پشتوانه عملی و بودجه‌ای پایداری دارند یا صرفاً در حد سخن باقی می‌مانند.

این گزاره که ارزش چیپس و پفک در صدا و سیما همچنان بیش از کتاب است، هرچند تلخ و گزنده است، اما توصیفی دقیق از واقعیت موجود به دست می‌دهد. 

کتاب در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی نه به عنوان محتوایی جدی و اثرگذار، بلکه به عنوان دکوری در پس‌زمینه یا جایزه‌ای تشریفاتی در پایان مسابقات ظاهر می‌شود، چیزی شبیه به یک نماد فرهنگی تزئینی، نه یک اولویت واقعی. 

در چنین فضایی و رقابت نابرابر تلویزیون با سایر رسانه‌ها، شاید وجود یک شبکه تلویزیونی قدرتمند در حوزه کتاب می‌توانست این پیش‌فرض را اصلاح کند اما ظاهرا مدیریت ضعیف و نبود برنامه راهبردی همین کورسوی امید را هم خاموش کرد‌.  

زاویه چهارم و شاید مهم‌ترین جنبه ماجرا، پیامدهای بلندمدت این‌گونه تعطیلی‌هاست. وقتی یک نهاد رسانه‌ای تخصصی، هرچند کوچک، بی‌سروصدا از کار می‌افتد، پیام ضمنی آن به جامعه فرهنگی این است که سرمایه‌گذاری در چنین حوزه‌هایی، سرمایه‌گذاری پایداری نیست. 

علاوه بر این، از دست رفتن آرشیو محتوایی چنین پلتفرم‌هایی، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه مستند حوزه نشر کشور نیز هست؛ حافظه‌ای که بازسازی آن، در صورت نیاز آینده، هزینه و زمان بسیار بیشتری خواهد طلبید.

در نهایت، تعطیلی شبکه کتاب را نباید صرفاً به عنوان یک رویداد منفرد و اداری نگاه کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از یک الگوی تکرارشونده در مواجهه با نهادهای فرهنگی کوچک اما تأثیرگذار دانست. 

نهادهایی که به دلیل نداشتن مخاطب انبوه یا حامی قدرتمند، به‌سادگی در معرض حذف قرار می‌گیرند. 

اگر قرار است شعار تقویت فرهنگ کتابخوانی، صرفاً شعار نماند، لازم است نهادهایی از این دست، نه فقط حفظ، بلکه تقویت و توسعه یابند، چرا که در غیاب چنین بسترهایی، گفت‌وگوی جدی درباره کتاب و نشر، هر روز بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر آلمان؛ ۱۴ هزار مرگ و میر ناشی از گرما نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : سیاه‌پوشی حرم رضوی در سوگ شهادت امام حسن عسکری تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۹ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشست‌های بخارا و از جمله شب‌های آن یا عصر یکشنبه‌ها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام می‌دهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر می‌دهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:

   ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه‌ داستان‌های بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).

اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداخته‌ام:

   اول. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی ما را ازکتاب بی‌نیاز نمی‌کند. هیچ‌کس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا می‌گویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا می‌گویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه می‌شوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بر‌دارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.

 به آقای غنی‌نژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده می‌‎آورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا می‌گیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خوانده‌اند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیده‌اند به این فضا روی آورده. دوستی هم می‌گفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام می‌پرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من می‌آید. شما ذوق می‌کنی؟!

   با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاه‌چال ابتذال  فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنی‌نژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوق‌دان و شاعر و مورخ و نویسنده‌ای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستاده‌ای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصی‌سازی بانک‌ها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟

دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس می‌کند. در حالی که پیش‌تر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگ‌ها از جنگ هشت‌ساله و جنگ 12 روزه می‌گفتیم ولی تلویزیون پایداری  حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار می‌برد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.

فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمی‌کردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.

سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که می‌گویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشته‌های پزشکی و نویسندگی می‌شود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانه‌شان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) می‌افتیم.

   دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد  استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (‌کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند). تا جایی که مرجع  نوروسونولوژی ایران شناخته می‌شود. 

  او در راه‌اندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است.     این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلی‌ها حق دارد.  

 چهارم. درهمۀ این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده و به قول خودش  قبل از طبابت، نویسنده بوده است.  در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر می‌کنند او نه تنها می‌خوانده که می‌نوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندن‌اند بسیار حرفه‌ای و دقیق دنبال می‌کنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتاب‌خوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازه‌ای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخوانده‌ام!)

پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقف‌اند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی می‌نوشتند. 

   دکتر بابک زمانی را هم با یادداشت‌های مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده می‌شناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشته‌های خود را به حوزۀ عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.

ششم . برخی مشاغل با طیف‌های مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژه‌های متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوع‌تر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان می‌گذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.

هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخن‌رانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخن‌رانان‌اند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را می‌دهد یا به سویه‌های بصری آن می‌پردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامه‌نگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.

هشتم. سرانجام این که  کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستان‌های کوتاه او دربارۀ جنگ هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه  پارسال اتفاق افتاده است؛ روایت‌هایی که به گفتۀ خود او چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌است. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

رونمایی از کتاب «تجرد» مجموعه شعر احمد صالحی‌نژاد در باغ کتاب برگزار می‌شود

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، نشست ادبی منظومه عصر شنبه ۳۱ شهریور میزبان جشن رونمایی از مجموعه شعر احمد صالحی‌نژاد با عنوان تجرد است.

میزبانی این جلسه را امیرعلی سلیمانی به عهده دارد و شاعر اثر در جلسه حاضر خواهد بود. حضور و شعرخوانی در این جلسه آزاد است.

نشست ادبی منظومه دورهمی شاعرانه باغ کتاب عصر‌های شنبه در سروستان باغ کتاب برگزار می‌شود.




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد

انیمیشن چینی Niu Lai با بودجه‌ای ناچیز و فروش میلیونی، لقب سودآورترین اثر تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.

 برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

آرمان امروز : در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مورد توافق و تأکید قرار گرفت. در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مشهور به ابن‌فندق در [ ]

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
۲۲ ساعت قبل / سایت تابناک

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

استوری نورا هاشمی فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه، در نکوهش ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در ساعات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

 ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟
۱۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟

سرپرست اداره‌کل حفظ، احیا و مرمت بناها و محوطه‌های تاریخی با تاکید بر اینکه یافته‌های اخیر در جبهه جنوبی کاخ جهان‌نما براساس اسناد، نقشه‌ها و عکس‌های تاریخی است، گفت: این عملیات غافلگیرکننده نیست و تمام اقدامات با اشراف کامل بر نقشه‌ها و مستندات تاریخی انجام می‌شود.