
ایران آنلاین:
اختلافاتی که منجر به جدل، تندی، قهر و قطع رابطه میشود و گاه حتی از مجادله کلامی و کینه قلبی فراتر میرود و به تیغ کشیدن و جنگیدن میرسد. اگر حوادث میان شیعه و سنی را از زمان علیبنابیطالب(ع) تاکنون شماره کنیم، چندین جلد کتاب قطور خواهد شد، همه ستیز و خونریزی. اگر این مجاهدت در راه اصلاح صرف میشد، مسلمین به اوج شکوه و عظمت میرسیدند.
اما سیاست و مطامع شخصی، چون پا در عرصه مینهند، جز فتنه و دسیسه و تفرقهافکنی میان برادران کاری نمیکنند و مورخ، حیرت میکند وقتی میبیند که هر دو به «لااله الاالله» و «محمد رسولالله» و «ان المؤمنون اخوه» باور دارند و با وجود این، نزاعشان بدین حدود رسیده است. شاید آن زمان که نزاع بر سر خلافت بود و جدل میکردند چه کسی شایستهتر است، میشد توجیهی برای جنگیدن یافت اما اکنون به هیچوجه قابل قبول نیست که مسلمین بر سر اختلافی که به تاریخ پیوسته، بجنگند.
و البته که جنگ و نزاع هرگز ایشان را به آن نقطه بازنخواهد گرداند. خاصه که خود خلافت اکنون به مسألهای صرفاً تاریخی بدل شده و مسلمانان در عمل یک خلیفه واحد ندارند که رهبرشان باشد و عامل اتحادشان. پس اصل اختلاف، اختلاف در تاریخ و اختلاف در اجتهاد است. اگر بازیهای سیاسی و فریبکاری فرصتطلبان برای فریب عوام و حفظ جاه و مقام و سلطه و طمع اصحاب قدرت نبود، اختلاف میان شیعه و سنی از بین میرفت و به لطف خدا، برادر میشدند و در جلب منافع و دفع مفاسد همکار. و به یکدیگر با همان نظر مینگریستند که حنفی به مالکی مینگرد و مالکی به شافعی.
به رأی من، آن وقت در رسیده است که خردمندان هر دو گروه به فکر راهی برای سازش باشند و در جهت ایجاد همدلی و زدودن دشمنیها بکوشند و بگذارند دانشمندان آزادانه در تاریخ تحقیق کنند، آنگاه نتایج را با روی گشاده بپذیرند، بدانسان که نتایج هر تحقیق علمی و تاریخی را میپذیرند. مسئولیت این اختلاف بر عهده رهبران دو فرقه است زیرا امکان …












