
محمد سالاری، دبیرکل حزب همبستگی ایران اسلامی: در نهایت، نیروهای مسلح کشور با مقاومت و تابآوری کمنظیر و حتی بینظیر، در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی و اقتصادی جهان ایستادگی کردند. نتیجه این تابآوری آن بود که حتی در افکارعمومی جهان و میان برخی سیاستمداران کشورهای متجاوز نیز ایران بهعنوان طرفی که توانست در برابر این فشار ایستادگی کند، پیروز میدان تلقی شد؛ هرچند این جنگ خسارتهای گسترده جانی و مالی بر کشور تحمیل کرد.
اما اکنون مسأله مهم، نحوه استفاده از دستاوردهای جنگ است. پس از جنگ، در فرآیندی قانونی و در شورایعالی امنیت ملی، با محوریت رئیسجمهوری تفاهمنامهای مورد موافقت اعضای شورا قرار گرفت و به تأیید رهبری نظام نیز رسید. بنابراین، این تصمیم را باید تصمیم رسمی جمهوری اسلامی ایران دانست.
نقطه قابل تأمل آنجاست که چگونه ممکن است یک سیاست رسمی در کشور اتخاذ، ابلاغ و تأیید شود، اما برخی جریانها و افراد ، اغلب از سر ناآگاهی، در مسیر زیرسوال بردن آن حرکت کنند؟ انتقادها نسبت به سیاستها و تصمیمها امری پذیرفته و یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. اما مساله این است که وقتی انتقادی، بهویژه با رویکرد زیرسوال بردن اصل تصمیم و نهادهای تصمیمگیر انجام میشود، باید نسبت به آن تامل کرد. زیرا چنین اقدامی در زمان جنگ و تهدید دشمن، میتواند باعث تضعیف و ایجاد شکاف در پشت جبهههای نبرد شود.
به رغم همه اینها،امروز آنچه رئیسجمهوری و برخی دیگر از مسئولان، از جمله رئیس تیم مذاکرهکننده، درباره ضرورت دیپلماسی و استفاده از فرصت موجود مطرح میکنند، ناظر بر یک واقعیت مهم است: در عصر رسانه، روایت و بهرهبرداری از روایت هم بخشی از صحنه جنگ است. به دیگر سخن، وقتی کشوری در عرصه نظامی به پیروزی رسیده است،چیزی که همه جهان درباره ایران بر آن اذعان دارند، باید در عرصه دیپلماسی و رسانه نیز به گونهای رفتار کرد تا این پیروزی تثبیت و حقانیت ایران در اذهان جهانیان ماندگار شود.
در این شرایط، قابل کتمان نیست که یک جریان افراطی که عمدتاً خارجنشین هستند، بازگشت به گذشته و …











