حوادثی که هر کدام به تنهایی میتوانست برای یک دولت به چالشی بزرگ تبدیل شود، اما دولت چهاردهم در شرایطی با مجموعهای از آنها مواجه شد که همزمانی و درهم تنیدگیشان، شرایطی کمسابقه را پیش روی قوه مجریه قرار داده بود.
از ترور اسماعیل هنیه در تهران و جنگ ۱۲ روزه گرفته تا حوادث دی ماه ۱۴۰۴، از ترور و شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی گرفته تا جنگ ۴۰روزه و درگیریهای بعدی در تنگه هرمز، هر کدام آزمونی سنگین برای ساختار سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجرایی کشور بود. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت پیدا میکند فقط چگونگی مواجهه نیروهای مسلح با تهدید نظامی نیست، بلکه توان دولت برای ایجاد یک پشتوانه مطمئن در حوزه اقتصادی، تأمین نیازهای نیروهای دفاعی، اداره بازار، حفظ جریان خدمات عمومی، بازسازی زیرساختها و جلوگیری از تبدیل جنگ نظامی به بحران فراگیر داخلی نیز اهمیت پیدا میکند.
از این منظر، یکی از مهمترین وجوه عملکرد دولت چهاردهم در دو سال گذشته، بویژه در جریان جنگ رمضان را باید در نسبت میان دولت و نیروهای مسلح جستوجو کرد. …












