قیمت طلا امروز




 سایت ایران آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

جایگزینی دکترین «اخراج» به‌جای «استقبال»/ چگونه پناهجویان کوبایی قربانی سخت‌گیری‌های مهاجرتی ترامپ شدند؟

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری امریکا، همچنان به دنبال یک کارزار اخراج تهاجمی است که مقامات فدرال را (ظاهراً برای بازداشت هرچه بیشتر افراد بدون مدرک و با مدرک) به شهرهای ایالات متحده کشانده است.
 جایگزینی دکترین «اخراج» به‌جای «استقبال»/ چگونه پناهجویان کوبایی قربانی سخت‌گیری‌های مهاجرتی ترامپ شدند؟

  کسرا اصفهانی؛ مترجم /  بسیاری از افراد دستگیر شده متعاقباً در بازداشتگاه نگهداری و از کشور اخراج می‌شوند. برای بسیاری از آمریکایی‌ها، جریان مداوم جنجال، درام و رسوایی، درک میزان گستردگی اقدامات دولت را دشوار می‌کند. ترامپ تحت هدایت استفن میلر، یکی از تهاجمی‌ترین کارزارهای اخراج در تاریخ اخیر را آغاز کرده است. برخلاف باراک اوباما رئیس‌جمهوری سابق - که او نیز اخراج گسترده مهاجران را کلید زد تا جایی که منتقدان به او لقب «رئیس‌جمهوری اخراج‌کننده» داده بودند - دیگر هیچ‌گونه تلاش یا تمایلی وجود ندارد که در ازای این موضع‌گیری سخت‌گیرانه، مسیری برای اعطای تابعیت یا شهروندی هموار شود.

«جولیان ای. زلیزر» ستون‌نویس فارن پالیسی و استاد تاریخ و امور عمومی در دانشگاه پرینستون، در مقاله‌ای برای «فارن پالیسی» نوشت، یکی از چشمگیرترین شواهد در مورد میزان تغییر نگرش‌های سیاسی در مورد مهاجرت، بر مهاجران کوبایی در ایالات متحده متمرکز است که مدت‌ها از سیاست‌های ضدکمونیستی سخت‌گیرانه حمایت می‌کردند و اغلب در شهرهایی مانند میامی به جمهوری‌خواهان رأی می‌دهند. در سال ۱۹۶۶، کنگره «قانون تعدیل کوبا» را تصویب کرد که حمایت‌های ویژه‌ای را برای افرادی که از کوبا گریخته بودند، فراهم می‌کرد. اما ۶۰ سال بعد، کوبایی‌هایی که زمانی برای دهه‌ها از حمایت‌های ویژه مهاجرتی بهره‌مند بودند، اکنون به‌اندازه سایر غیر شهروندان در معرض اخراج قرار دارند. قبل از شروع تابستان، ایالات متحده بیش از ۴۳۰۰ کوبایی را به مکزیک اخراج کرده بود. همزمان با تشدید لفاظی‌های تهدیدآمیز دولت ترامپ در مورد کوبا و با پیش‌بینی اقدام نظامی احتمالی پس از محاصره اقتصادی، شواهد کمی وجود دارد که پناهندگانی که به ایالات متحده رسیده‌اند، بتوانند آسوده‌تر بیاسایند. این سیاست‌ها نشان‌دهنده تغییر چشمگیر در نحوه تفکر بسیاری از آمریکایی‌ها در مورد مهاجران، پناهندگان و افراد تبعیدی در دهه ۱۹۶۰ است. در آن زمان، سیاست عمومی بر باز کردن درهای کشور و بهره‌گیری از میراث مهاجرتی کشور برای تقویت ایالات متحده در مبارزه با خطرناک‌ترین دشمنانش متمرکز بود. به‌جای تأکید بر طرد و اخراج، استقبال از تازه‌واردان ستون اصلی سیاست ایالات متحده در روزگاران گذشته بود.

  چرخش تاریخی آمریکا در قبال مهاجرت

در ژانویه ۱۹۵۹، روابط ایالات متحده و کوبا زمانی که کاسترو رژیم «فولخنسیو باتیستا» را سرنگون کرد، دگرگون شد. کاسترو به‌سرعت قدرت را تثبیت و یک حکومت سوسیالیستی تأسیس کرد که روابط نزدیکی با اتحاد جماهیر شوروی برقرار ساخت. کوبا تنها ۹۰ مایل از فلوریدا فاصله داشت و سیاست‌گذاران آمریکایی عمیقاً از چشم‌انداز یک دولت کمونیستی که تا این حد به ایالات متحده نزدیک بود، نگران بودند. در ۳ ژانویه ۱۹۶۱، ایالات متحده روابط دیپلماتیک خود را با کوبا قطع کرد.

در ابتدا، سیاست‌گذاران آمریکایی به دنبال مقابله با کاسترو از طریق نیروی نظامی بودند. در آوریل ۱۹۶۱، سازمان سیا از حمله ناموفق «خلیج خوک‌ها» حمایت کرد که به فاجعه ختم شد و ضربه بزرگی به دولت جدید «جان اف کندی» وارد کرد. 18 ماه بعد، کندی در جریان «بحران موشکی کوبا»، زمانی که نظارت ایالات متحده نشان داد که اتحاد جماهیر شوروی موشک‌های هسته‌ای را در کوبا مستقر کرده که قادر به هدف قرار دادن بخش بزرگی از ایالات متحده هستند، جایگاه خود را بازیافت. این بحران بدون شلیک حتی یک گلوله پایان یافت، اگرچه دو ابرقدرت به طرز خطرناکی به جنگ هسته‌ای نزدیک شدند. در پی آن، ایالات متحده همچنان از به‌رسمیت ‌شناختن دولت کاسترو خودداری کرد و همچنان متعهد به منزوی کردن دولت او بود.

اما با گذشت زمان، واقعیت آشکار شد. رئیس‌جمهوری لیندون بی. جانسون بخش زیادی از توجه خود را از سرنگونی کاسترو - اگرچه این هدف همچنان برای سیا در اولویت بود - به کمک به پناهندگان کوبایی که موفق به رسیدن به ایالات متحده شده بودند، معطوف کرد. از زمان انقلاب، هزاران کوبایی از این جزیره گریخته بودند؛ صاحبان املاک، متخصصان و بازرگانان از اولین کسانی بودند که آنجا را ترک کردند. تا سال ۱۹۶۲، برنامه‌هایی برای کمک به تقریباً ۲۵۰ هزار کوبایی که قبلاً به ایالات متحده رسیده بودند، وجود داشت که اکثر آنها در منطقه میامی ساکن شدند. با این‌ حال، هجوم پناهندگان کوبایی یک چالش بود. پس از کاهش شدید پناهندگان به دنبال بحران موشکی کوبا، مهاجرت بین سال‌های ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ دوباره افزایش یافت، زمانی که کاسترو به تعداد بیشتری از اتباع کوبایی اجازه خروج داد. طبق قانون مهاجرت موجود (قانون مهاجرت و تابعیت ۱۹۵۲)، همه مهاجرانی که به دنبال اقامت دائم بودند، عموماً ملزم به ترک ایالات متحده و درخواست ویزا از طریق کنسولگری ایالات متحده در کشور دیگری بودند.

با حمایت جانسون، کنگره تصمیم به اقدام گرفت. جنگ سرد یک منطق و توجیه قوی برای امنیت ملی ارائه داد؛ توجیهی که بر پایه سنتی دیرینه استوار بود که به «قانون افراد بی‌خانمان سال ۱۹۴۸» و سایر اقداماتی بازمی‌گشت که پس از جنگ جهانی دوم درهای کشور را به روی پناهجویان گشود. «جیکوب گیلبرت» نماینده دموکرات نیویورک، لایحه‌ای را برای اعطای مسیر دستیابی به اقامت دائمی به پناهجویان کوبایی ارائه داد. این لایحه از حمایت حیاتیِ «ایمانوئل سلر» نماینده نیویورک، رئیس لیبرال و پرنفوذ کمیته قضایی مجلس نمایندگان و از طراحان اصلی اصلاحات قوانین مهاجرت برخوردار شد.

«جورج بال» معاون وزیر امور خارجه، در حمایت از این اقدام شهادت داد و از کنگره خواست تا این قانون را تصویب کند. او از هدف بشردوستانه این قانون دفاع کرد. در طول جلسات بحث‌وبررسی، اعضای کمیته بادقت تأکید کردند که بررسی این قانون، مشروعیت حکومت کوبا را به رسمیت نمی‌شناسد. در نهایت، حامیان این قانون بر انتقادات محافظه‌کارانی که معتقد بودند تعداد زیادی از کوبایی‌ها در حال حاضر در ایالات متحده پذیرفته شده‌اند و همچنین لیبرال‌هایی که نگران ازدست‌دادن شغل کارگران آمریکایی بودند، غلبه کردند؛ چرا که حمایت از کمک به مهاجرت و کمک به پناهندگان فراری از کشورهای کمونیستی، انگیزه‌ای قوی در بدنه سیاسی بود. سناتور «تد کندی» از ماساچوست به تصویب این قانون در سنا کمک کرد. این قانون با حمایت گسترده دوحزبی تصویب شد و جانسون در ۲ نوامبر ۱۹۶۶ آن را امضا و به قانون تبدیل کرد. جانسون پس از امضای این قانون اعلام کرد: «آمریکای زیبای ما توسط ملتی از غریبه‌ها ساخته شده است. از صدها مکان مختلف یا بیشتر، آنها به سرزمینی خالی سرازیر شده و در یک موج قدرتمند و مقاومت‌ناپذیر به‌هم‌پیوسته و درهم آمیخته‌اند.»

این قانون به دروازه‌ای مهم برای کوبایی‌هایی تبدیل شد که به‌دنبال‌آمدن به ایالات متحده بودند و بسیاری از آنها در منطقه میامی ساکن شدند. برای دهه‌ها، مهاجران کوبایی از وضعیت حقوقی متمایز و مسیر روشن‌تری برای اقامت دائم نسبت به اکثر گروه‌های مهاجر دیگر برخوردار بودند. تا اواسط دهه ۱۹۹۰، سیاست ایالات متحده عموماً از کوبایی‌ها حمایت‌های ویژه‌ای کرده و ماندن در این کشور را برای بسیاری از کسانی که به سواحل ایالات متحده می‌رسیدند، آسان‌تر می‌ساخت. جمهوری‌خواهان اغلب به دلیل مخالفت شدید با کاسترو، حتی پس از پایان جنگ سرد در بین رأی‌دهندگان کوبایی -آمریکایی عملکرد خوبی داشتند. برخی از کارشناسان معتقدند که تصمیم رئیس‌جمهوری بیل کلینتون برای بازگرداندن «الیان گونزالس» به کوبا (پسر ۶ ساله کوبایی که در سال ۱۹۹۹ در دریا پیدا شده بود) آرای حیاتی ال گور، معاون رئیس‌جمهور را در فلوریدا که تعیین‌کننده انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۰۰ بود، از دست داد.

با گذشت زمان، قانون سال ۱۹۶۶ با انتقادات فزاینده‌ای مواجه شد. پس از پایان جنگ سرد، برخی استدلال می‌کردند که رفتار ویژه با مهاجران کوبایی ناهماهنگ با زمانه شده است، درحالی‌که دیگران (از جمله مارکو روبیو، سناتور وقت که خودش فرزند مهاجران کوبایی بود) به سوءاستفاده‌هایی که از این سیاست می‌شد اشاره می‌کردند. از آنجا که دولت کوبا به‌صورت دوره‌ای به گروه‌های بزرگی از مردم اجازه خروج به مقصد ایالات متحده را می‌داد - که بسیاری از آنها با مهاجران متخصص و ثروتمندِ سال‌های نخست پس از انقلاب متفاوت بودند - این تصور که آنان به‌اصطلاح «مهاجران نمونه» هستند تضعیف شد و انتقادها از این برنامه شدت گرفت.

نقطه عطف کلیدی در سال ۱۹۸۰ رخ داد؛ زمانی که کاسترو در جریان «عملیات ماریل» برای تخلیه اجباری مهاجران، به تقریباً ۱۲۵ هزار کوبایی اجازه خروج داد. در میان آنها افرادی با سوابق کیفری و افراد دیگری بودند که دولت کوبا آنها را نامطلوب می‌دانست؛ تحولاتی که برداشت عمومی از مهاجران کوبایی را در بخش‌هایی از حوزه‌های انتخابیه تغییر داد. در سال ۱۹۹۵، کلینتون کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تری را بر مهاجرت کوبایی‌ها اعمال کرد؛ هرچند همزمان مشروعیت برخی از مسیرهای ورود به کشور را مجدداً تأیید نمود. این اقدام با سیاست «پای خیس، پای خشک» انجام شد که طبق آن، مهاجران کوبایی که در دریا متوقف می‌شدند عموماً به کوبا بازگردانده می‌شدند، اما کسانی که خود را به خاک آمریکا می‌رساندند اجازه ماندن می‌یافتند و می‌توانستند بعدتر برای دریافت اقامت دائمی درخواست دهند. باراک اوباما به کاهش جنبه‌هایی از رفتار ویژه‌ای که مدت‌ها به کوبایی‌ها ارائه می‌شد، ادامه داد و ترامپ بسیار فراتر رفته و اقدامات مرتبط با اخراج را گسترش داده و درعین‌حال دستور کار مهاجرتی محدودتری را دنبال می‌کند. دولت او همچنین مهاجران کوبایی را در معرض رویه‌های اخراج سریع قرار داده است.

  منبع: foreign policy

  برش

از دهه ۱۹۶۰ تا امروز

دهه ۱۹۶۰ از نظر نحوه تفکر سیاستمداران جریان اصلی در مورد مهاجرت، دوران متفاوتی بود. اگرچه «بومی‌گرایی» همچنان نیرویی قدرتمند و بخشی پایدار از سنت سیاسی ایالات متحده بود، اما در دوران ریاست‌جمهوری جانسون، این باور قوی نیز وجود داشت که ورود تازه‌واردان به نفع ملت است. مهاجران به‌عنوان بخشی از آنچه ایالات متحده را بزرگ می‌کرد، دیده می‌شدند. دلایل بشردوستانه‌ای برای گشودن درها به روی مهاجران وجود داشت و همان‌طور که بسیاری از محافظه‌کاران تشخیص دادند، مزایای ملی نیز وجود داشت. در چارچوب جنگ سرد، استقبال از پناهندگان، نمایشی قدرتمند از آزادی‌ها و فرصت‌هایی بود که ایالات متحده مدعی تجسم آنها بود.

فضای سیاسی فعلی کاملاً با آن روزها تفاوت دارد. فضایل مهاجرت و ارزش ارائه حمایت به کسانی که از شرایط دشوار فرار می‌کنند، تا حد زیادی از بحث‌های ملی حذف شده است. در عوض، بحث‌های سیاسی بر مرزهای سخت‌گیرانه‌تر، سیاست‌های اخراج تهاجمی و هزینه‌هایی که مهاجران جدید ممکن است بر کشور تحمیل کنند، متمرکز شده است. این روند تا آنجا پیش رفته که حتی بسیاری از دموکرات‌های واقع‌گرا نیز از نظر سیاسی نگران‌اند که درباره مهاجرت با کلماتی غیر از اجرا و سخت‌گیری حرف بزنند.

انتهای پیام/



۲ ساعت قبل / سایت مشرق

ترامپ، از جنگ ایران و غزه پول درمی‌آورد!

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی جهان بین اظهارات هانتر بایدن، پسر جو بایدن را منتشر کرد که معتقد است:

دونالد ترامپ بزرگ‌ترین تهدید وجودی است، چون همه‌چیز را از هم پاشانده و عملاً شبیه یک رئیس باند جنایتکار رفتار می‌کند. او مدعی است ترامپ از جنگ ایران و از جنگ غزه پول درمی‌آورد و از مرگ و ویرانی هزاران نفر سود می‌برد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.


۲ ساعت قبل / سایت مشرق

پولیتیکو: جنگ اقتصادی کارساز نیست/ ایران پرچم تسلیم را بالا نمی‌برد

به گزارش مشرق، در حالی که با پایان به‌اصطلاح مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در مذاکرات اسلام‌آباد، تحلیل‌های متعددی در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز منابع صهیونیستی در مورد سناریوهای مرحله جدید و محدودیت‌های گزینه‌های آمریکا ارائه می‌شود، محافل آمریکایی تاکید دارند که استراتژی دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، برای خفه کردن اقتصاد ایران از طریق تحریم‌ها و محاصره دریایی با آزمون دشواری روبرو است، زیرا تهران همچنان در موضع خود ثابت قدم است و حاضر است به جای پذیرش شرایط آمریکا، بارهای اقتصادی قابل توجهی را تحمل کند.

در این زمینه مجله آمریکایی پولیتیکو، در گزارشی با استناد به مقامات سابق دولت ترامپ، سفرای آمریکا و کارشناسان منطقه اعلام کرد که تردیدهای زیادی درباره جنگ اقتصادی وعده داده شده توسط آمریکا علیه ایران وجود دارد و اسکات بیسنت، وزیر خزانه داری، مدعی بود که این جنگ با جنگ‌های قبلی متفاوت خواهد بود، اما به نظر می‌رسد که اینگونه نیست.

ایران پرچم سفید را بالا نخواهد برد

پولیتیکو در این مقاله به بررسی مخمصه ترامپ در جنگ با ایران و دلایل عدم تسلیم کشورمان در برابر فشارهای آمریکا پرداخته و نوشت: دونالد ترامپ منتظر است تا ایران در نتیجه جنگ اقتصادی پرچم سفید را بالا ببرد، اما به نظر می‌رسد تهران آماده است تا بیشتر منتظر بماند و از خواسته‌های او برای لغو هزینه‌های اعمال شده بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند یا سایر خواسته‌هایی که ترامپ می‌خواهد برای پایان دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد.

بر اساس این گزارش، جیمز جفری، سفیر سابق آمریکا که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، در این زمینه گفت: این یک جنگ فرسایشی است و من مطمئنم که وزارت خزانه‌داری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنه‌ها یا گسترش تحریم‌ها است. اما باور اینکه پس از ۲۰ سال تحریم‌های ایالات متحده و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.

این رسانه آمریکایی تصریح کرد: در این میان دولت ترامپ در بحبوحه یک جنگ نامحبوب که قیمت نفت را به نزدیک ۹۰ دلار در هر بشکه رسانده و به افزایش هزینه‌های استقراض بلندمدت به بالاترین سطح خود در تقریباً دو دهه گذشته کمک کرده است، با انتخابات میان‌دوره‌ای مهمی روبرو است، آن هم در زمانی که امیدها برای توافق صلح در حال کمرنگ شدن است.

پولیتیکو افزود که در مقابل، رهبران ایران این درگیری را حیاتی می‌دانند، که به تهران توجیهی برای تحمل سختی‌های اقتصادی عظیم به جای تسلیم شدن می‌دهد، به ویژه با توجه به تورم بالای مداوم در ایالات متحده و قیمت پایین اوراق قرضه خزانه‌داری. بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده، شاخصی که ترامپ مدت‌هاست به آن علاقه زیادی دارد، روز سه‌شنبه به بالاترین سطح خود از قبل از بحران مالی جهانی رسید.

در ادامه این گزارش آمده است که افزایش بازده به بالاترین حد خود در تقریباً دو دهه گذشته صرفاً به جنگ شش ماهه مربوط نمی‌شود. کمبود سوخت جهانی و بی‌ثباتی عمومی نیز در بالا نگه داشتن قیمت انرژی برای مدت طولانی نقش داشته و خطر تورم پایدار را افزایش داده است. این امر، خطرات بازارهای اوراق قرضه جهانی را که مدت‌هاست تحت تأثیر منفی شوک‌های مربوط به موضع‌گیری‌های متناقض ترامپ قرار گرفته‌اند، افزایش داده است.

مقاومت ایران، آمریکایی‌ها را درباره اثربخشی جنگ اقتصادی دچار تردید کرده است

پولیتیکو خاطرنشان کرد که در این زمینه، مقاومت عجیب ایران یکی از دلایلی است که موجب شده برخی از مقامات سابق دولت آمریکا تردید داشته باشند که محاصره دریایی هر اندازه هم بزرگ باشد یا هر استراتژی جدیدی که آمریکا در سطح تحریم‌ها رونمایی کند، برای تغییر محاسبات ایران کافی باشد.

بر اساس این یادداشت، یک مقام سابق دولت ترامپ که نخواست نامش فاش شود، گفت: «من فکر می‌کنم فشار اقتصادی باید به روش‌های جدیدی اعمال شود که هنوز ندیده‌ایم و تاکنون هیچ یک از روش‌ها برای تسلیم کردن ایران کارساز نبوده است». دولت آمریکا هنوز اقدامات اضافی که قصد انجام آن را دارد اعلام نکرده است، اما گزینه‌های موجود شامل هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چینی که تجارت نفت ایران را تسهیل می‌کنند، گسترش تحریم‌های ثانویه بر کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند و مصادره دارایی‌های ایران به جای صرفا مسدود کردن آنها است.

رسانه مذکور آمریکایی ادامه داد: در این راستا مقامات ایرانی علناً تلاش‌های ایالات متحده برای مطیع کردن آنها با تحریم‌ها را به سخره گرفته‌اند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سه‌شنبه در پلتفرم X نوشت: «آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که اعمال فشار بر ایران به امتیازاتی منجر می‌شود که هرگز بخشی از توافق نبوده‌اند. بسنت و پیت هگست برای این کار مناسب نیستند و منتظر این نباشید که این دلقک‌ها گندی را که شما به پا کرده‌اید، درست کنند».

در ادامه این گزارش آمده است که در شش ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، ترامپ مجموعه‌ای از تاکتیک‌های فشار را برای خفه کردن اقتصاد ایران به کار گرفته است، از جمله جلوگیری از فروش مهمترین صادرات ایران، یعنی نفت، از طریق محاصره دریایی مداوم بنادر ایران. دولت ایالات متحده همچنین تحریم‌هایی را علیه خریداران خارجی نفت ایران اعمال کرده، ناوگان کشتیرانی غیررسمی که نفت را حمل می‌کند را هدف قرار داده و تلاش کرده است تا ایران را از شبکه‌های مالی که برای انتقال وجوه استفاده می‌کند، قطع کند.

مجله پولیتیکو در ادامه تاکید کرد که با این حال، افرادی که در مذاکرات قبلی با ایران کار کرده‌اند، می‌گویند این میزان فشار برای وادار کردن این کشور به تسلیم به خصوص ۶ ماه بعد از حملات گسترده علیه آن به هیچ وجه کافی نیست و هیچ نقطه شکستی برای ایران وجود ندارد.


۳ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

فیلم لو رفته از التماس های ترامپ

التماس های ترامپ را در این ویدئو بامزه مشاهده می نمایید.

 




 استاندار تهران خبر داد: کاهش ۵۰ درصدی مصرف سوخت پس از رایگان شدن مترو و اتوبوس توسط شهرداری تهران | جهان نیوز
۵ ساعت قبل / سایت جهان نیوز

استاندار تهران خبر داد: کاهش ۵۰ درصدی مصرف سوخت پس از رایگان شدن مترو و اتوبوس توسط شهرداری تهران | جهان نیوز

معتمدیان با اشاره به ویژگی‌های منحصربه‌فرد استان تهران می‌گوید:با وجود آسیب به زیرساخت‌های سوخت‌رسانی، هیچ‌یک از ۳۸۶ جایگاه سوخت استان تعطیل نشد. همزمان با رایگان ‌شدن مترو و اتوبوس و همراهی مردم در کاهش ترددهای غیرضروری، مصرف سوخت نیز حدود ۵۰ درصد کاهش یافت.

 تغییر تاکتیک ایران در جنگ با آمریکا؛  ترامپ دیگر برنمی گردد  |  ترامپ در تله افتاده و  چاره‌ای جز پذیرش شروط تهران  ندارد!
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تغییر تاکتیک ایران در جنگ با آمریکا؛ ترامپ دیگر برنمی گردد | ترامپ در تله افتاده و چاره‌ای جز پذیرش شروط تهران ندارد!

جان مرشایمر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه شیکاگو، با اشاره به تغییر رویکرد ایران در برابر آمریکا و افزایش توانمندی‌های نظامی تهران، تأکید کرد که واشنگتن دیگر نمی‌تواند با اتکا به تهدید و حملات نظامی، ایران را وادار به تسلیم کند.

 سوریه، گرفتار میان خشم ترکیه و اسرائیل/ آینده این سه کشور چیست؟
۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

سوریه، گرفتار میان خشم ترکیه و اسرائیل/ آینده این سه کشور چیست؟

تماس رئیس موساد با وزیر خارجه دولت موقت سوریه درباره حضور نظامی ترکیه و حمله چند روز بعد اسرائیل به ابوالظهور، نشانه‌های تشدید رقابت آنکارا و تل‌آویو در سوریه را آشکار کرده است؛ رقابتی که هنوز به جنگ نرسیده، اما یک اشتباه محاسباتی یا کشته شدن نخستین نظامی ترک می‌تواند معادله را به‌کلی تغییر دهد.

 گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!
۵ ساعت قبل / سایت فوتبالی

گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!

پایگاه خبری فوتبالی- یک: وفادار به ترکیب برنده: یک قانون ساده در فوتبال وجود دارد، به تیمی که برنده شده دست نزنید و بیخودی دنبال جنگولک بازی نروید. منطق حکم می‌کند، مربیان موفق در دنیای فوتبال اکثرا با چرخه محدودی از بازیکنان ترکیب را می‌چینند و به ندرت دست به تغییر می‌زنند.دو: تیمهای مجتبی حسینی در سالهای اخیر یک ویژگی مشترک داشته‌اند. جمع شدن در زمین خودی، بازی فشرده و استفاده از ضدحمله. هر چند آنها به دروازه استقلال فشار خاصی نیاوردند چون زورش را نداشتند. تارتار در کنفرانس مطبوعاتی قبل از باز ...,استقلال,نساجی,مجتبی حسینی,سهراب بختیاری‌زاده,صالح حردانی,یاسر آسانی,عارف آقاسی,پیشنهاد سردبیر

 بزاق، نشانگر مطمئن آینده برای تشخیص سرطان‌های گوارشی
۲ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

بزاق، نشانگر مطمئن آینده برای تشخیص سرطان‌های گوارشی

میکروب‌های ساکن دهان و روده ممکن است اطلاعات تازه‌ای درباره وضعیت دستگاه گوارش در اختیار پزشکان بگذارند و در آینده، راه را برای آزمایش‌های غربالگری ساده‌تر و کم‌دردسرتر سرطان‌های گوارشی باز کنند.

 درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد
۶ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد

اقتصادنیوز: پس از گذشت پنج ماه از آغاز جنگ میان آمریکا و ایران، نشانه‌های آینده امنیت خلیج فارس در حال آشکار شدن است. رفت‌وآمد کشتی‌های تجاری بر اساس ترتیباتی که هم‌اکنون میان عمان و ایران در حال مذاکره است، از سر گرفته شده؛ ترتیباتی که بر اساس قواعد جدید، نقش مستمر تهران در تنگه هرمز را به رسمیت می‌شناسد.