در نهایت، آن تورنمنت هیچ نقشی در تعیین نماینده ایران پیدا نکرد. رأی استیناف دیدار جنجالی گلگهر و چادرملو نیز با نتیجه سه بر صفر به سود گلگهر صادر شد و با تغییر وضعیت جدول، این تیم در جایگاهی قرار گرفت که سهمیه آسیایی را کسب کند. به این ترتیب، مسابقاتی که قرار بود تکلیف نماینده ایران را روشن کند، عملاً به حاشیهای بزرگ در پروندهای تبدیل شد که از ابتدا با یک اشتباه مدیریتی شکل گرفته بود.
مسأله البته شایستگی گلگهر نیست. این تیم میتواند نمایندهای شایسته برای فوتبال ایران در آسیا باشد و کسی نمیتواند تواناییهای فنی آن را زیر سؤال ببرد. مسأله، نحوه مدیریت پرونده و اتفاقاتی است که پیش از رسیدن گلگهر به این سهمیه رخ داد. اگر قرار بود در نهایت جدول لیگ و رأی کمیته استیناف تعیینکننده باشد، اساساً برگزاری آن تورنمنت سهجانبه چه ضرورتی داشت و چرا فدراسیون از ابتدا نام یک باشگاه را به AFC ارسال کرد؟ در مقطعی حتی معاون اول رئیسجمهور و وزیر ورزش و جوانان نیز پیگیر این پرونده شدند و انتظار میرفت موضوع تا رسیدن به یک پاسخ روشن دنبال شود. حالا اما با مشخص شدن نماینده ایران و برگزاری قرعهکشی، به نظر میرسد همهچیز به سکوت سپرده شده است؛ گویی نه اشتباهی رخ داده، نه تورنمنتی برگزار شده و نه باشگاهی در این فرایند متضرر شده است.
چادرملو در این ماجرا حداقل حق داشت بداند چرا مسیری که فدراسیون برای تعیین نماینده ایران طراحی کرد، در نهایت هیچ اثری در تصمیم نهایی نداشت. اگر فدراسیون معتقد است تمام اقداماتش قانونی و درست بوده، پاسخ دادن به همین سؤالها دشوار نیست. اما سکوت، نمیتواند اشتباه اولیه را پاک کند. گلگهر حالا نماینده ایران است و باید از این تیم حمایت کرد، اما حمایت از نماینده جدید نباید به معنای فراموش کردن یک فاجعه مدیریتی باشد؛ پروندهای که با یک معرفی اشتباه آغاز شد، فوتبال ایران را درگیر یک تورنمنت بیحاصل کرد و در نهایت بدون آنکه نتیجه آن تورنمنت تعیینکننده باشد، با سکوت فدراسیون به پایان رسید.
انتهای پیام/









