
ماشاالله شمسالواعظین، روزنامهنگار پیشکسوت: از این رو، مذاکره در سایه قدرت نظامی و همزمان با آن، میتواند به نتیجهای پایدار منجر شود. در واقع، دستاوردهای میدان جنگ، ماهیتی تاکتیکی و مرحلهبهمرحله دارند و هنر دیپلماسی این است که این دستاوردهای جزئی را به امتیازات سیاسی و راهبردی تبدیل کند. انباشت موفقیتهای نظامی زمانی ارزش نهایی خود را نشان میدهد که پشت میز مذاکره به قدرت چانهزنی و دستاورد استراتژیک تبدیل شود.
تاریخ جنگها نیز الگوی دیگری برای پایان منازعات نشان نمیدهد. حتی در جنگهای کلاسیک و نبردهای قرون گذشته، پس از کشورگشایی، تصرف سرزمین و کسب برتری نظامی، مذاکره انجام میشد. مذاکرات حین یا پس از جنگ در حقیقت تجلی قدرت دفاعی و تهاجمی طرفین بود. بنابراین اگر مذاکره را کنار بگذاریم، چگونه میتوانیم دستاوردهای نظامی خود را به پیروزی سیاسی تبدیل کنیم؟ پیروزی صرفاً در میدان به پایان نمیرسد، بلکه زمانی پیروزی کامل میشود که بتوان نتایج آن را در قالب توافقی سیاسی و راهبردی تثبیت کرد.
با این حال، تصمیمگیری درباره ادامه جنگ، توقف آن یا جزئیات عملیات نظامی، موضوعی تخصصی است و نباید به عرصه عمومی منتقل شود. افکار عمومی و همبستگی ملی برای موفقیت در جنگ ضروریاند اما تصمیم درباره مسائلی مانند نوع تجهیزات، موشک یا هواپیما و سایر جزئیات عملیاتی باید در اختیار کارشناسان و نهادهای حرفهای باشد. عمومی شدن این اطلاعات میتواند توانمندیها و برنامههای راهبردی کشور را آشکار کند و عنصر غافلگیری را از بین ببرد.
در ایران، شورای عالی امنیت ملی مسئول ایجاد هماهنگی میان نیروهای نظامی، دستگاه دیپلماسی و سایر بخشهای مرتبط است و با ارزیابی شرایط جبههها، توان داخلی و وضعیت دشمن، درباره زمان و نحوه ورود به مذاکره تصمیم میگیرد.
در …





