
اما این ویژگیها چقدر توانسته در میدان عمل به مدد دولت بیاید؟ اساساً مهمترین مأموریت دکتر عارف در کابینه چیست؟ شیوه مدیریتی او بیشتر مبتنی بر تعامل است یا اقتدار مدیریتی؟ برای پاسخ به این قبیل سؤالات با عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیس جمهور به گفتوگو نشستیم. پازوکی معتقد است شیوه مدیریتی محمدرضا عارف مبتنی بر ترکیبی از تعامل و اقتدار است.
قاعدتاً دکتر پزشکیان بر اساس مجموعهای از ویژگیها و سوابق، دکتر عارف را به عنوان معاون اول انتخاب کردهاند. این ویژگیها در این مدت کجا به کار دولت و کشور آمده است؟ میتوانید به مصادیق ملموس اشاره کنید؟
اگر بخواهم در یک جمله بگویم، مهمترین مزیت دکتر عارف برای دولت چهاردهم، ترکیب «تجربه حکمرانی»، «نگاه علمی» و «توان هماهنگسازی در شرایط پیچیده» است.
دکتر عارف فقط یک سیاستمدار باسابقه نیست. یک چهره دانشگاهی و متخصص حوزه فناوری است که هم تجربه تحصیل در برترین دانشگاههای آمریکا را دارد، ریاست دانشگاه تهران را تجربه کرده، هم وزیر بوده، هم سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور را اداره کرده و هم پیش از این چهار سال معاون اول رئیسجمهور بوده و دوران طلایی رشد اقتصادی بیش از 8 درصدی را تجربه کرده است. بنابراین هم زبان دانشگاه و کارشناسی را میشناسد، هم سازوکار بوروکراسی کشور را و هم اقتضائات تصمیمگیری در سطح عالی سیاسی .
اهمیت این تجربه بویژه در شرایط بحرانی خودش را نشان میدهد. کشور در این دوره با شرایطی مواجه شد که اداره عادی دستگاهها کافی نبود؛ دولت باید همزمان به امنیت، تأمین کالا، انرژی، خدمات عمومی، تولید و آرامش روانی جامعه فکر میکرد.
یکی از نکات مهم این بود که دولت تلاش کرد پیش از وقوع بحران، سناریوهای شرایط اضطراری را آماده کند؛ بدون آنکه با اعلام عمومی سناریوهای نگرانکننده، جامعه را ملتهب کند. نتیجه این آمادگی را در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دیدیم. با وجود شرایط فوقالعاده، شبکه تأمین و خدمات کشور فعال ماند و مردم در تأمین نیازهای روزمره با اختلال فراگیری مواجه نشدند.
بعد از آن …












