
مهراوه خوارزمی،گروه سیاسی: کمتر کسی گمان میکرد که طرحریزی و بنا گذاشتن چنین گفتمانی به یکی از بنیانهای اصلی مقاومت ملی و پیروزی ایران در هنگامه مواجهه با جنگی تمام شود که اتفاقاً حدود دو هفته پیش از همان سخنرانی و با ترور یکی از میهمانان مراسم تحلیف، نشانههای جدی آغاز شدنش پدیدار گشته بود و بعد در دو مقطع ۱۲ روزه و ۳۹ روزه، به تمامعیارترین شکل ممکن از سوی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تحمیل شد.
واقعیت امر این بود که چنین دیدگاهی در برخی ادوار گذشته دولت نیز با ادبیاتی کمابیش مشابه مطرح شده بود؛ از «ایران برای همه ایرانیان» که یکی از شعارهای اصلاحطلبان بود تا تأکید اعتدالگرایان بر «حقوق شهروندی» و «صلح، آشتی و اخلاق» و حتی با مقداری تسامح، شعار «دولت مردمی؛ ایران قوی» در دولت سیزدهم. اینها شعارها و ایدههایی بودند که هر یک به نحوی خواست دولت برای معرفی کردن خود بهعنوان نماینده عالی و حافظ منافع همه مردم ایران، از هر قشر و با هر عقیده را به نمایش میگذاشتند.
با این حال، وفاق ملی برای تبدیل شدن به مبنای انسجام و وحدت، از همان گامهای اول در مسیری پیش رفت که شکل دادن به یک اکثریت منسجم و همصدا در هنگام مواجهه با دشمن خارجی و امکان صرفنظر کردن طیف گستردهای از افراد جامعه از مسائل مورد اختلاف و اعتراض را در بزنگاه نیاز کشور به همدلی و وحدت ممکن ساخت. چه اینکه همانطور که در آن روز مسعود پزشکیان اظهار کرد، دولت وفاق «میدان جدید همراهی و همکاری درون حکومت، بین حکومت و جامعه و درون جامعه» بود. تکیه ایده وفاق، برخلاف ایدههای پیشین، صرفاً بر شعارها و ایدهآلهای بعضاً انتزاعی و فاقد آثار عینی در انتخابها، تصمیمگیریها و سیاستها نبود؛ بلکه برعکس، ارجاعات مشخص و معینی در دولت، از شکلگیری تا تعامل با سایر نهادها و قوا و تا پیگیری خواست اقشار مختلف مردم داشت.
وفاق سیاسی؛ انسجام در درون
در وهله اول، آنچه دولت وفاق را متفاوت میساخت، نحوه شکلگیری و انتخاب سطوح مختلف مدیران عالی دولت بود. دولت پزشکیان الزاماً بنا نداشت …












